«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
توهم بازگشت به اصلاحات

مقدمه : تفسیر رویدادهای سیاسی به دلخواه طبع و تمنیات انسان، سخن تازه‌ای نیست. کم یا بیش همه تفاسیر متأثر از چنین وضعیتی هستند. عقل توجیه‌گر هماره با استدلال‌های آشکار و پنهان، در کار وارونه کردن واقعیت و تطبیق آن با طبع و تمنیات آدمیان است. اما آنچه نگران کننده و تأثرانگیز است، این است که عقل توجیه‌گر بي‌مهابا رشته استدلال را به طمع طبع بیاراید و با هیچ دلیلی توهّم از تمناي وجود پاک نسازد. در عرصه سیاست، دموکراسی و انتخابات هم آغاز توهّمات و هم پایان توهّمات است. توهّم پایان نیافته آغاز مي‌شود. این "دور" از ویژگی های طبع گردان قدرت است. قول آلن بدیو در دشمن خواندن دموکراسی ناظر به همین "دور" در نظام‌های سرمایه‌داری است. زیرا به گفته او :«پذیرش مکانیزم دموکراتیک به عنوان چارچوبی مطلق، مانع تغییرات اساسی مناسبات سرمایه داری مي‌شود». از‌گردش همين تمنا و از قضا از گردش ايام است كه هربار كورسو‌‌یي (اندک روشنایی) از رخصت در رخسار قدرت پديدار مي‌شود، طبع گردان بر توسن عقل توجيه‌گر طمع تازه مي‌گسترد. اينك گردش سيال و طبع گردانِ عقل‌های توجيه‌گر را در كورسوي هر انتخاباتی مي‌توان به تکرار مشاهده کرد: ابتدا با خط و نشان كشيدن شرط و شروط مي‌گذارند، در گام بعد پا در تفاسير اين و آن سُست مي‌كنند و گام سوم با پس نشستن از هر قیدی، رشته توهّم در عرصه سیاست پهن مي‌کنند. اکنون برای آنکه کلام خود را در توهّمات بی پایان اصلاح‌طلبان مستدل کنم، بحث خود را در دو بخش ادامه مي‌دهم.

ادامه مطلب
پنج‌شنبه 22 فروردین 1392
 نظرات(1)
فلاكت وابستگي
گزينه‌هاي سياسي نه بدون مقدمه‌اند و نه بدون نتيجه. به عنوان مثال، وقتي شما مي‌گوئيد مصلحت برتر از حقيقت است، نمي‌توانيد از اين مقدمه چشم بپوشيد كه حقيقت دست يافتني نيست و ما تنها صورتي از چيزها را دريافت ‌مي‌كنيم. و وقتي ‌مي‌گوئيد گاه به منظور پيشبرد مقاصد مي‌توان مصلحت‌انديشي كرد و حقيقتي را به تأخير انداخت، نمي‌توانيد از اين مقدمه چشم بپوشيد كه: جهان بر دوگانگي يا همان ثنويت برقرار است. و باز نمي‌توانيد در گزينه نخست از اين پيامدها چشم بپوشيد كه: سياست پدر و مادر ندارد و كار سياست‌ورزان جز چشم دوختن و سلطه جستن بر نهادهاي اجتماعي نيست. و يا در گزينه دوم از اين پيامد چشم بپوشيد كه: كار مردم و يا جمهور جامعه سياست‌ورزي نيست. سياست فهم و نخبگي مي‌خواهد و مردم بايد در كار سياست تابع نخبگان جامعه باشند. اعتقاد به استقلال و عدم استقلال نيز مانند همه گزينه‌هاي سياسي ديگر ناگزير از برآمدن از يك مقدمه و فرونشستن در نتايجي از پيش مقدر شده هستند. پیشتر درباره کنش استقلال به شرحی چند برآمدم1، اکنون در این قسم سعی دارم تا اشاره‌ای درباره عدم استقلال داشته باشم. توضیح اینکه، نقطه مقابل و متضاد استقلال، گزینه‌هائی چون وابستگی و سرسپردگي است. اما بنا به اینکه این گزینه‌های بشدت مذموم هستند و یا حداقل به دلیل نامأنوس بودن مفاهیم وابستگی و سرسپردگی با منزلت انسانی، مخالفان استقلال از این مفاهیم استفاده نمی‌کنند، بلکه با اشاره به مقدماتی چند به دفاع از گزینه عدم استقلال بر می‌آیند. در اينجا به دو مقدمه اشاره مي‌كنم:
مقدمه نخست : گزینه استقلال اهمیت خود را از دست داده است، زیرا در روابط بین‌الملل پدیده استعمار و رابطه سلطه از میان برخاسته است. اکنون به جای نظریه سلطه و وابستگی می‌توان از نظریه و الگوی رقابت آزاد بهره جست. نگاه کردن از دریچه استقلال و وابستگی، آفات بس زیانباری ایجاد می‌کند. «دنیای امروز نه دنیای استعمار است نه دنیای استقلال و نه دنیای صف آرایی نظامی و دشمن آفرینی و مبارزه و در نتیجه، نه دنیای تئوری وابستگی است. دنیا، دنیای رابطه است. تمامی ظرافت‌ها و قدرت‌ها و پیچیدگی‌های سیاست در طراحی و مدیریت روابط نهفته است. رابطه با هر کشوری یک بازی شطرنج است که در آن با زیرکی باید چنان اندیشید تا منفعت بیشتر، زیان کمتر، و البته تفاهم بیشتر و التهاب کمتر آفرید». در نتیجه : «استقلال خواهی اینک موجودیتی جز حافظه تاریخ ندارد، اینک رابطه است که سخن می‌گوید2».
ادامه مطلب
چهارشنبه 7 فروردین 1392
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387