«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 3 | صفحه: 1 از 1
تعادل ها و تعارض ها در منافع ملی و حقوق ملی
اغلب توافق دولت ها و قدرت ها را در برابر منافع يكديگر، به تعادل قوا توصيف كرده اند.
اما حقيقت چيست؟ آيا تعادل در نقطه منافع ، حتما تعادل در نقطه قواست؟ يا تعادل در نقطه منافع، چیزی جز تعادل در نقطه ضعف ها نیست؟
نه به لحاظ نظري و نه به لحاظ آنچه كه در واقعيت وجود دارد، گمان ندارم بتوان يك مورد توافق، خواه در قالب قرار دادها (كنوانسيونها) و خواه در قالب وضع قوانين و مقررات و خواه در قالب يك مصالحه ضمني، جستجو کرد كه طرفين در نقاط قوت، مبادرت به عقد قرار داد و يا مصالحه كرده باشند. تنها تفاوت در اینجاست که ضعف ها و ناتوانایی ها، گاه در آشکار خود را نشان می دهند و گاه در پنهان. به عبارتي، هر گاه در ادامه تکاثر و گسترش قدرت، نقاط و يا فواصلي از بدنه قدرت، دچار ضعف و ناتواني شود، اگر ضعف هاي رقيب او نيز درهمان نقاط تلاقي كند، اين نقاط، نقاط توافق و تعادل محسوب مي شوند.
ادامه مطلب
یک‌شنبه 23 دی 1386
 نظرات(0)
بحثي در باره حقوق ملي يا منافع ملي
1- مفهوم منافع، خود به خود مفهوم منافع متقابل را در ذهن متبادر مي كند. حتي وقتي از «منافع مشترك» سخن به ميان مي آيد، مفهوم منافع متقابل واضح تر خود را تصديق مي كند. زیرا مفهوم «منافع مشترک» هم در درون خود حاوی تضاد است و هم آنکه هر منافع مشترکی خود به خود در گرو منافع متقابل تعریف می شود. چه آنكه در عرف سياسي و اجتماعي و اقتصادي و حتي در عرف بين الملل، هر منافع مشتركي در تقابل و رويارو نشاندن با منافع متضاد شكل مي گيرد. امیل دورکیم هر چند در کتاب خود تضاد و تعارض منافع را ناگزیر می شناسد و به زعم او «اگر به حاق واقع اشیاء بنگریم، خواهیم دید که هر گونه هماهنگی منافع، خود دربردارنده تعارضی نهایی و یا به تعویق افتاده است». همچنین او به درستی می نویسد که نفع ناپایدارترین چیزهاست و هر جا که پای منافع به میان آید، تعارضات و تضادها شروع می شوند و حتی از این پیشتر، او هر گونه اشتراک بر سر منافع را زورد گذر می شناسد و معتقد است، هر چیزی که امروز سبب اشتراک در منافع می شود، فردا به دلیلی دیگر به وسیله دشمنی تبدیل می شود. اما دورکیم به جای آنکه این تعارض و دشمنی را به ماهیت و کارکرد خود منافع مرتبط بداند، همچنین نحوه این کارکرد را به دلیل نقش از خود بیگانگی انسان و جامعه ها با حقوق ذاتی خود بشناسد، می کوشد تا تعارض ها را به ماهیت طبعی انسان نسبت می دهد. دورکیم در ادامه می نویسد : «زیرا در جایی که نفع حکومت دارد، چون هیچ چیز سد کننده خود خواهی نیست، هر "من" ی در برابر "من" دیگر در حالت جنگ است. و هر گونه متارکه ای در این مخاصمه و ستیزه جویی جاویدان، دراز مدت نمی تواند بود1» ادامه مطلب
شنبه 15 دی 1386
 نظرات(0)
نمايش دموكراسي آمريكا در دو پرده
پرده نخست:
تا آنجا که این قلم مطلع است دموکراسی در آمریکا، یکی از قوی ترین دموکراسی ها در جهان است. می توان دلایل فراوان در دفاع از این دموکراسی ارائه داد. دموکراسی آمریکایی از آغاز شکل گیری استوار بر دو پایه مهم و اساسی بود. نخستین پایه این دموکراسی، وجود مبسوط آزادی های فردی و اجتماعی است. اهمیت وجود آزادی تا حدی است که نه فقط اعتراض عمومی، بلکه وجود یک شورش اجتماعی، دست هیچ دولتی را برای سرکوب و یا محدود کردن آزادی ها باز نمی گذارد. سنت آزادی تا حد شورش، به جفرسون سومین ریاست جمهوری آمریکا و یکی از بنیان گذاران این دموکراسی باز می گردد. جفرسون زمانی که در پاریس بسر می برد، در غیبت او در ایالت ماساچوست، شورشی مسلحانه به رهبری شیز صورت گرفت. وقتی اخبار شورش را به اطلاع جفرسون رساندند. اما او در پاسخ کسانی که نگران شورش گسترده در ایالت ماساچوست بودند، گفت : «خدا نکند هرگز بیست سال بر ما بگذرد و چنین شورشی نداشته باشیم1»
ادامه مطلب
شنبه 8 دی 1386
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387