«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
هفت بند اسطوره شدن عدالت بخش سوم و پاياني
گفته مي‌شود اجرای قانون بد عادلانه‌تر از بي‌قانونی است. این گفته استوار بر پيش فرضی است كه انسان را در زندانیِ دو انتخاب بد و بدتر، محدود و مجبور مي‌كند. بنا بر این نظر، حداقل در محدوده قوانین اجتماعی انتخاب خوب وجود ندارد. عدالت مفهوم نسبي است. اجراي قانون بد در جامعه‌اي كه مردمان به حكم جنگل زندگي مي‌كنند، در مفهوم نسبي، عادلانه‌ترین رفتار ممكن در حق آن جامعه است. زیرا قوانین اجتماعی ناظر به حقیقت نیستند و هیچ قانونگذاری با هدف تبیین حقیقت یا اجرای حقیقت، به کار قانونگذاری نمي‌پردازد. وظیفه قانونگذاران شناسایی مصلحت‌ها و تنظیم قوانین بنا بر مصلحت‌های جامعه است. بسیاری از مصلحت‌ها ممکن است با چشم پوشی از حقیقت، و بسیاری دیگر ممکن است بر ضد حقیقت تنظیم شوند. هیچ قانونگذار و یا هیچ سیاستمداری مایل نیست تا رابطه میان حقیقت و مصلحت را با دقت دنبال و نقش آن را در مواضع سیاسی و یا در قانونگذاری‌ها اندازه‌گیری کند. با اين وجود، قانونگذاران وقتي در عمل، با تعابیری که به مصلحت‌ها مي‌دهند، و حتی در بازگفتن و بازجستن مصلحت‌ها به وقت ضرور، چنین نشان مي‌دهند که مصلحت‌ها مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها یا نظرگاه‌هایی هستند که بیرون از حقیقت وجود دارند.
اكنون اگر خويشتني را از زندان انتخاب ميان بد و بدتر آزاد كنيم، و مصلحت‌ها را جز اجراي حقيت نيابيم، خواهيم يافت، بنا به ينكه انسان تنها دربرابر حقيقت متعهد است، تسليم قانون بد شدن كمك كردن به گسترش خشونت‌ها و بي‌عدالتي‌هاست. اما بنا به اينكه بي قانوني اسباب خشونت گستري ديگر نگردد، راه حل نه در ناديده گرفتن قانون، بلكه كوشش در تغيير قانون بد به قانون خوب است. اما هرگاه قانونگذار نخواهد خويشتني را از زندان مصلحت‌ها آزاد كند، بيان حقيقت از جمله راه حل‌هايي است كه پيشاوري انسان حقمدار گشوده خواهد شد.
ادامه مطلب
دوشنبه 20 دی 1389
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387