«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
آيا اقتصاد بازار متضمن حقوق انسان است؟
در ادامه بحث‌ها در باره نظام سرمايه‌داري، بي‌مناسبت نیست تا موضوع نوشته‌اي را كه چند سال پيش از اين به مطالعه گذاشتم1، بار ديگر و از نگاهي ديگر به مطالعه بگذاريم. طرفداران نظام بازار، نظم موجود در اقتصاد بازار را بي‌بديل‌ترين نظم اقتصادي مي‌شمارند. زيرا اين نظم هم متكي بر انتخاب داوطلبانه انسان است و هم آنكه از روش‌هاي كاملاً علمي و رياضي شده تبعيت مي‌كند. حاصل آنكه، بنا به ماهيت رقابت آميز بودن، اقتصاد بازار فضاي مناسبي براي پيشرفت و توسعه جامعه پديد مي‌آورد. اقتصاد بازار يك دستگاه سه ضلعي است كه اضلاع آن خطوط زماني گذشته، حال و آينده را در واقعيتي چون انسان پيوند مي‌دهد. يا به بياني ديگر، اقتصاد بازار آن نوع اقتصادي است كه در سه ساحت اصول و پايه راهنما، روش و هدف، پا بر شانه‌هاي حقيقتي چون انسان نهاده است. در اين سه ساحت خواستگاه اقتصاد بازار ريشه در حقوق انسان دارد، روش آن متكي بر رخدادهاي علمي‌اي است كه برآمده از حقيقت زندگي انسان است و پيامد آن، هدفي است كه انسان‌ها و جامعه‌ها بنا به سرشت تكاملي خود تعقيب مي‌كنند. به عنوان مثال، مبنای اقتصاد بازار امیال و سائق‌های ذاتی انسان در ما‌ل‌اندوزی، در منفعت‌پرستی، در رقابت‌طلبی و در علاقه انسان به ذات خويش است. روش اقتصاد بازار، تحلیل علمی و ریاضی مناسبات عرضه و تقاضاست. و سرانجام هدف اقتصاد بازار، رشد و توسعه جامعه ملی، اشتغال‌زایی و افزایش رفاه عمومی است. به این عبارات توجه کنید : «‏مخالفان قسم خورده اقتصاد رقابتی، بزرگ‌ترین فضیلت این نظام یعنی آزادی انتخاب را آماج حمله‌هاي خود قرار ‏می‌دهند و آن را به عنوان بدترین رذیلت یعنی خودخواهی و بی‌اعتنایی به حقوق و سرنوشت دیگران معرفی ‏می‌نمایند. آنها شادمانه در انتظار فروپاشی این نظام "بی‌بند و بار" به پایکوبی برمی‌خیزند غافل از اینکه هرآنچه ‏امروزه تمدن بشری از ثروت و رفاه دارد مدیون این نظم مبتنی بر آزادی و حق است1».‏ ادامه مطلب
یک‌شنبه 18 دی 1390
 نظرات(0)
سرانجام سرمایه داری بخش سوم
تضادهاي ناشي از بحران هويت
بحران‌ هويت كه امروز سراسر غرب را فراگرفته و بعضي از نظرمندان ظهور پست‌مدرنيزم را از زاويه بحران‌هاي هويتي به مطالعه مي‌گذارند، در نتيجه تضاد ميان فرد و جامعه و تضاد ميان انسان با محيط زيست پديد مي‌آيد. عصيان و سركشي توده‌هاي محروم و بزهکار در انگلستان كه مي‌تواند پيش‌زمينه ظهور جنبش وال استريت تفسير شود، در نتيجه اين تضادها پديد آمدند. جوامع سرمایه‌‌داری از دو سو در تهدید دائمی بحران هویت زندگی می‌کنند. یکی استحاله انسانی که در نظام مصرفی، هویتی جز کالاهای مصرف شده ندارد. قوای شنیداری و دیداری خود را از دست داده و گفتمانی جز برابر دانستن ارزش یک لنگ کفش با همه آثار شکسپیر (قول آلن فینکل کروت) ندارد. در سالیانی که مدرسه‌ها و کلیساها هویت می‌ساختند، اندیشه‌های انتقادی گوش‌هایی برای شنیدن می‌یافت و چشم‌هایی برای دیدن. گفتمان انتقادی فرانکفورتی‌ها و سارتری‌ها حاصل بدهکاری چنین گوش‌ها و چشم‌هایی بود. اکنون نظام کالایی در بدترین تجسم خود یعنی در سرگرمی‌ها و سکسوالیته به صنعت هویت سازی بدل شده‌ است. دیگر نه چشمی برای دیدن وجود دارد و نه گوشی برای شنیدن. سکسوالیته آزاد کردن جنسیت نیست، بی‌دفاع کردن و سرکوب بدنی است که جداره هویت خود را از دست داده و چیزی برای دفاع از خود، جز به نمایشگاه ابژه قدرت بدل شدن، ندارد. عنصر جنسیت در نظام کالایی به جزئی از مصرف و دامن زدن به ذائقه مصرفی جامعه تبدیل می‌شود. رابرت جی دان بر این باور است که بحران سوژه ذهنی در غرب در نتیجه بحران هویت در پدید آمده است. چه آنکه نظام کالایی تنها به بیگانه کردن و تبدیل انسان به شیئی جنسی یا شیئی کالایی مبادرت نمی‌کند، بلکه به یک صنعت پیشرفته و پیچیده هویت سازی تبدیل شده است. صنعتی که دیگر با پرولتاریای با نام و نشان و با هویت سروکار ندارد، بلکه با تبدیل آن به ابژه محض قدرت سروکار دارد.
ادامه مطلب
سه‌شنبه 6 دی 1390
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387