«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
محدوده آزادی، با نگاه تازه‌ای به حادثه پاریس
در باره آنچه که این روزها در پاریس اتفاق افتاد ، نظر من این است که: روزنامه شارلی ایبدو حق داشت و حق دارد که هرکسی و هر چیزی را و حتی تصاویر پیامبر گرامی اسلام را با کاریکاتور و حتی با ناسزا گفتن به چالش بگیرد. اما کار شارلی ایبدو ضداخلاقی بود. اکنون پرسیده می شود که چگونه مي‌توان تناقض میان آن حق و این ضداخلاق را حل کرد؟ حل این تناقض در گرو بیان همه حقیقت است. حقیقت این است که :
1- اغلب فلاسفه سیاسی، از فلاسفه لیبرال گرفته تا فلاسفه اجتماعی سوسیالیست، محدودیت‌هایی برای آزادی قائل شده‌اند. اکنون جای آن نیست که فهرستی از این نظریه‌ها را به اطلاع خوانندگان برسانم. اما من به هیچیک از این نظریه‌ها و محدودیت‌ها اعتقادی ندارم. از سالها پیش گفته و نوشته‌ام که آزادی یکی از حقوق اساسی و ذاتی انسان است و مانند سایر حقوق مطلق و نامحدود است. این حرف جرمی بنتام را مي‌پسندم که وضع هر نوع قانون تجاوزی به حقوق آزادی انسان است. شاید مراد و معنای ما از آزادی یکسان نباشد. اما چیزی که مطمئن هستم این است که اغلب تعریف‌ها از آزادی، تعریف قدرت است. به عبارتی با جابجا کردن معنای آزادی با قدرت، برای آزادی حد و حدود قائل شده‌اند. به عنوان مثال، حد آزادی را اخلال در آزادی دیگران تعریف کرده‌اند، و در این باره گفته مي‌شود: "آزادی حد دارد و حد آن تا جایی است که آزادی دیگران شروع مي‌شود". در جای دیگر گفته‌ام که این تعریف بدون یک واو کسر تعریف قدرت است. زیرا، این قدرت (= زور) است که حد دارد و حد آن تا آنجائی است که قدرت (= زور) دیگران شروع مي‌شود. به عنوان مثال، در بیشه زار حیوانات، هر یک از شیران دارای قلمروی زیست هستند. قلمرو زور هر شیر که در واقع تعین کننده قلمرو زیست اوست، تا جایی است که قلمرو زور شیر دیگر تعریف شده است. هر چند استفاده از واژه زور نیز سزای حیوانات نیست، چون این واژه تنها در خور انسان بیگانه شده در قدرت است. بدین‌ترتیب اگر معنای آزادی را از تمام زوائد قدرت (= زور) پاک کنیم، آزادی نامحدود مي‌شود. آزادی هر فرد مکمل آزادی دیگری است. چنانچه آزادی هر فرد مکمل سایر حقوقی است که هر فرد داراست.
2- فلاسفه سیاسی آزادی را به دو قسم آزادی منفی و آزادی مثبت تقسیم مي‌کنند. من ابتدا فکر مي‌کردم که این تقسیم‌بندی جدیدی است که توسط فلاسفه‌ای چون آیزایا برلین مطرح شده است. اما بعدها دیدم که این یک تقسیم‌بندی قدیمی و بسیار هم قدیمی است. از هگل و هابز که بنیانگذارن دقیق این تقسیم‌بندی به لحاظ فلسفه سیاسی بودند صرفنظر کنیم، رواقیون حدود سه قرن قبل از میلاد به آزادی مثبت معتقد بودند و اپیکورییست‌ها در چهار قرن قبل از میلاد به نظریه آزادی منفی قائل بودند. آزادی منفی و آزادی مثبت را در یک اصطلاح ساده هم بکار برده‌اند. "آزادی در" و "آزاد از"، این اصطلاح را اولین بار در آثار آقای دکتر سروش دیدم حالا اگر مرجع اصلی این اصطلاح کس دیگری است و یا همان کتاب چهار مقاله در باب آزادی اثر آیزایا برلین از همین اصطلاح استفاده کرده است و من دقت نداشتم، بیش از این اطلاعی ندارم.
ادامه مطلب
سه‌شنبه 30 دی 1393
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387