«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
پالايش زبان در حوزه روشنفكري
زبان وقتی در قالب بیان ارائه می شود، به ویژه آن دسته از واژه ها که در کنش ها و واکنش های مبارزه و کشمکش های سیاسی و اجتماعی استفاده می شوند، در دو بیان متضاد اظهار می شوند. اگر جایگاه تأثیر واژه ها را منحصر در وضعیت طبقاتی بشناسیم، انتقال یک واژه از یک طبقه به طبقه دیگر، اگر کاملا معنای خود را از دست ندهد، اما با تغییر الحان، در معنی آن تأثیر می گذارد. اما انتقال جایگاه واژه ها از یک بیان به بیان دیگر، در صورتی که کوشش داشته باشیم آن واژه را نه فقط به منزله تعامل کلامی و انتقال گفته ها، بلکه به منزله دفاع از یک بیان و یا یک نظر، به کار گرفته شود، قطعا معنا و مدلول آن دستخوش تغییر اساسی می شود. به عنوان مثال، وقتی واژه هایی چون عدالت، اخلاق، آزادی، برابری، حق ... را در بیان آزادی استفاده می کنیم، دارای همان معنایی نیست که در بیان قدرت استفاده می شود. ادامه مطلب
یک‌شنبه 26 اسفند 1386
 نظرات(0)
زبان شناختي بيان آزادي و بيان قدرت
بیان آزادی و بیان قدرت، نه تنها حوزه های متفاوتی در سیاست، در اقتصاد، در روابط بین الملل و در فرهنگ و هنر ایجاد می کنند، بلکه در قلمروی ادبیات و واژه شناسی نیز، حوزه های مختلفی از ادب و کلام پدید می آورند. پیشتر در دو مقاله حقوق ملی و منافع ملی نشان داده شد که چگونه هر یک از این واژه ها در بیان آزادی و قدرت جایگاهها و معانی متفاوتی پیدا می کنند. همچنین نشان دادیم که بیان آزادی از آن رو که ناظر به حقوق اساسی و مشترک میان بشریت است، به طور جدی در استفاده از واژه «منافع ملی» امتناع می کند. متقابلا بیان قدرت چون ناظر به رابطه سلطه و منافع ویژه است، نمی تواند از واژه «حقوق ملی»استفاده کند. بدین ترتیب یکی از وظایف مهم روشنفکرانی که کوشش دارند تا بیان آزادی را از هر سو و از هر جهت و از هر جنبه از بیان قدرت شفاف کنند، این است که کوشش خود را در منزه کردن واژه ها و نشانه شناسی واژه ها قرار دهند. ادامه مطلب
چهارشنبه 1 اسفند 1386
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387