«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
موازنه دموكراتيك عدمي\ بديل سرمايه داري (بخش هفتم و پاياني)
دموکراسی انواع ندارد، کامل و ناقص دارد. به عنوان مثال، دموکراسی مشارکتی کامل‌تر از دموکراسی پارلمانی است و دموکراسی مستقیم کامل‌تر از دموکراسی مشارکتی است. موازنه دموکراتیک عدمی کامل کردن دموکراسی است و نه نوع دیگری از دموکراسی. تفاوت دموکراسی‌ها، تفاوت ماهیت شناختی نیست. چنین نیست که ماهیت یکی با دیگری متفاوت باشد. به لحاظ وجودی متفاوتند، نه به لحاظ ماهوی. یکی از وجود، که وجود واقعی دموکراسی است، کم دارد (مانند دموکراسی‌های صوری در غرب) و دیگری از وجود ناوجود است (مانند دموکراسی‌های صوری در شرق) و آخری سرشار از وجود است که بدان دموکراسی تام مي‌گوییم. دموکراسی‌ها همه ناقصند، چون جامعه یا انتخاب ندارد و یا انتخاب جامعه ناقص است. تقسیم‌بندی تئودور آدرنو و ماکس هوکهایمر در باره دموکراسی صوری، اشاره به نوعی دیگری از دموکراسی نیست، اشاره به دموکراسی‌ای است که مردم فاقد انتخاب واقعی هستند. دموکراسی صوری، دموکراسی‌ای است که تنها صورتی از دموکراسی در نهادهای سیاسی بجا مانده است. در دموکراسی صوری، محتوای دموکراسی چیزی جز نظام کالایی نیست، که به قول آدرنو و هورکهایمر به "صنعت فرهنگ‌سازی" بدل مي‌شود1 و بنا به ماهیت دموکراسی به نظام متعیّن کردن انتخاب جامعه تبدیل می‌شود. در دموکرسی‌های صوری جامعه با انتخاب خود، خویشتن را متعیّن نمي‌کند، بلکه این کالاها و نظام کالایی است که بنا بر نیاز قدرت، به تعیّن انتخاب جامعه مي‌پردازد.
اما چرا مردم انتخاب واقعی ندارند؟ چرا جامعه به جای کنش‌ورزی واکنش مي‌شود؟ چرا جامعه بجای تعیّن دادن به خود و سرنوشتی که پیشاروی خود است، توسط دیگری متعیّن مي‌شود؟ چرا جامعه آنقدر توسط دیگری متعیّن مي‌شود تا آن اندازه که در سطح حوزه‌های عمومی به تقدیرگرایی، و در سطح حوزه‌های علمی و روشنفکری به تعیّن‌گرایی روی مي‌آورند؟ آیا انسان و جامعه‌ها ناگزیز از متعیّن شدن هستند؟ این نوشتار و این نظرات ناظر به بحث جبر و اختیار نیست. مسئله این نیست که انسان در جامعه تا چه اندازه مجبور و تا چه اندازه مختار است؟ و یا تا چه اندازه متعیّن و تا چه اندازه تعیین‌ کننده است. ناظر به این مسئله هم نیست که عوامل تحدید‌ کننده انسان را یک به یک فهرست و در چیستی آنها بحث کند. اما این نوشتار ناظر به این مسئله هست که از میان مدل‌های سیاسی/اجتماعی، کدام مدل در تعیّن‌پذیری انسان و جامعه و کدامیک در تعیّن‌سازی انسان و جامعه مؤثر هستند. اساساً دموکراسی برای حل این مسئله به وجود آمد که انسان و جامعه، خود نیروی محرکه اصلی تعیّن خویشتن باشند. در مدل‌های استبدادی دولت نقش محور فعال و جامعه نقش محور فعل‌پذیر و تابع را ایفاء مي‌کند. تعیین سرنوشت، بخشی از این راه‌حل است. در یک معنای جامع، دموکراسی روشی است برای ایجاد مناسباتی که در طی آن انسان و جامعه سامانه زندگی خویش را سامان ببخشند. این سامانه از شکل‌گیری شخصیت انسان و جامعه تا مصرف، تا تولید، تا نوع کسب و کار، تا نحوه زیست در آئین و فرهنگ و تا ساختمندی طبقات اجتماعی را شامل مي‌شود. تعیین سرنوشت بخشی از این سامانه است.
ادامه مطلب
چهارشنبه 3 اسفند 1390
 نظرات(3)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387