«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
باورها و تحلیل‌هایی که در بند طبیعت انسان اسیر می‌شوند بخش اول
هویت زندان آدمی است. هویت‌ها به حصارهایی می‌مانند که از بیرون بر شخصیت انسان پیرایه بسته‌اند. در عین حال، هویت‌ها ‌به نوعی حفاظ شخصیت آدمی نیز محسوب می‌شوند. هیچ شخصیتی بدون هویت وجود ندارد. چه آنکه هیچ شخصتی بدون حفاظ هویتی نمی‌تواند وجود داشته باشد. وضعیت جامعه‌ها نیز به همین قرار است. هر فرد و هر جامعه دارای چندین هویت است، که شخصیت آنها را در لایه‌های تو در تو حراست می‌کنند. تغییر شخصیت یا تغییر یک ایده علاوه بر عناصر پایدار تربیتی، در چنبر حصارهای سرسخت هویتی تنیده شده‌، بطوریکه تغییر شخصیت بدون تغییر هویت و یا شکستن حصارهای هویتی محال است. مثلا به آسانی نمی‌توان از حصارهای فرهنگی یا حصارهای قومی عبور کرد، و یا حصارهای هویتی‌ای که به موجب آئین‌های مذهبی، سیاسی و یا علمی به وجود می‌آیند. ابزار کار و تولید و مصرف، یا آنچه به عنوان هویت صنفی پدید می‌آید، از جهاتی از هویت‌های دیگر سرسخت‌تر نشان می‌دهد. در مقاله آسیب شناسی هویت (پاتولوژی هویت) نشان دادم که سیستم‌های اعتراف‌گیری اغلب به منظور دستکاری شخصیت افراد سعی می‌کنند با تکنیک‌های روانشناختی و تحقیر شخصیت، حصارها و لایه‌های هویتی‌ای که مدافع شخصیت‌اند، پس بزنند. بدین‌ترتیب، با بی‌حراست و بی‌دفاع کردن شخصیت، امکان دستکاری آن آسان می‌شود. ویکتور فرانکل روانپزشکی که مدتها در بند نازی‌ها بود در کتاب خود از برهنه کردن زندانیانی یاد می‌کند که با این شیوه، سعی می‌شد تا مقاومت آنها را در هم بشکنند. زیرا لباس یکی از نخستین نشانه‌های هویتی است که از شخصیت افراد حراست می‌کند. ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 خرداد 1391
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387