«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
چهار یادداشت بنیادی در باب اوضاع اتمی کردن کشور
در مقاله‌اي كه درباره توافقنامه لوزان نوشتم به روشني بيان كردم كه آن توافقنامه نقض آشكار استقلال كشور بود. نيازي به توضيح نيست كه وقتي يك كشور بيگانه و قدرت‌هاي خارجي به هر دليل و بهانه‌اي و با هدف بازرسي پا در سرزمين ما مي‌گذارند، استقلال كشور و حق حاكميت ملي را نقض كرده‌اند. نقض استقلال تنها در از دست دادن بخشي از سرزمين نيست، بدتر از آن، اجازه مداخله و از دست دادن حق تصميم‌گيري و تصميم خود را به ديگران واگذاردن است. اما چه كساني و با چه هدفي استقلال كشور نقض كردند؟ چرا در فوتبال ايران فيفا دخالت مي‌كند و حتي اساسنامه فوتبال بايد به تصويب فيفا برسد؟ اين ننگ را بايد به كجا برد؟ روشن است وقتي حاكميتي از همان آغاز با هدف سلطه همه جانبه ايدئولوِيك بر شئونات زندگي اجتماعی، حق استقلال فوتبال و ورزش و ورزشكاران را به رسميت نمي‌شناسد، معلوم است كه بهانه روشن براي مداخله خارجي بدست مي‌دهد. شايد اين سرنوشت تاريخي سرزمين ما باشد كه جامعه همواره در اميد به خارج، دست به گریبان مشکلات درونی خود نشسته است. آنها كه در رابطه سلطه، كاخ بر گُرده‌هاي جامعه مي‌سازند، كم يا زياد شدن بناي خود را به خارجي نسبت مي‌دهند، و جامعه‌اي كه ناتوان از بيرون شدن از اين رابطه است، چشم به بيرون شدن دستي از خارج مي‌دوزد. بدين‌ترتيب اين خارجي است كه از هر سو دست در آستين جامعه ما گشوده است. هم در دشمني وامدار خارجي هستيم و هم در دوستي‌هايمان. اكنون فرصتي ديگر مي‌خواهد تا نشان دهم كه راز ماندن و زيستن در مدار بسته مصرف‌محوري جامعه ما، از همين جريان خارجي شدن پي در پي زندگي ما سرچشمه مي‌گيرد. اما از باب تذکر توجه خوانندگان و اگر گوش شنوایی هست توجه دولتیان را به این یادداشت ها جلب می‌کنم: ادامه مطلب
سه‌شنبه 9 تیر 1394
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387