«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
درس هايي از انتخابات جايگاه ايده هاي راهنما در انتخابات
در وصف انديشه‌هاي ماكياولي، خوب و بدهاي بسيار گفته شده است. پاره‌اي از فيلسوفان اخلاق او را از اين رو نكوش مي‌كنند كه ماكياول اخلاق را از قيد قدرت رهاند و پاره‌اي از فيلسوفان سياسي نيز از اين رو به تقدير از او مي‌پردازند كه آرمان گرايي را از قيد سياست آزاد كرد و سياستمداران را به واقع‌گرايي خواند. اما يك سخن نيك در كتاب شهريار اثر نيكولاس ماكياول نقش بسته است و شايد از همين روست كه پاره‌اي از نظرها ماكياولي را فيلسوف بورژوازي و دموكراسي خوانده‌اند؟ كتاب شهريار او در حقيقت مرامنامه كسب و صيانت از قدرت است. او اين مرامنامه را هر چند به شهريار فلورانس تقديم مي‌كند، اما توصيه‌هاي او در كسب و صيانت قدرت، شامل تمامي اشكال قدرت (از سلطنت تا جمهوري) مي‌شود. ماكياول در يكي از رهنمود‌هاي خود توصيه مي‌كند كه شهرياران بايد گروه مشاوران خود را از ميان مخالفان برگزينند. زيرا آنها گزارش‌هايي به او مي‌دهند، كه گاه بر خلاف ميل او هستند و شهريار به موجب اين گزارش‌ها به درستي مي‌تواند، موقعيت خود را در مناسبات قدرت تعين كند. وي اضافه مي‌كند كه شهرياران بايد از مشورت افرادي كه مدام به توجيه و تمجيد از او مي‌پردازند، بپرهيزند، زيرا آنها گزارش‌هاي واقعي را از او پنهان و سرانجام شهريار را به سراشيبي سقوط مي‌كشانند. ادامه مطلب
یک‌شنبه 25 مرداد 1388
 نظرات(0)
درس هایی از انتخابات گفتمان حق مداری، گفتمان حق و باطل
، گفتمان حق مداري، گفتماني نيست كه حق را منحصر در خود بگرداند، بلكه حق چيزي است كه در همه آحاد بشر به يكسان وجود دارد. و هر فرد به حيث انسان بودن هم صاحب حقوق ذاتي است و هم واجد حقوق ناشي از مواهب طبيعي و اجتماعي (و از جمله حقوق مدني) است. اين گفتمان، بنا به اصل ذيحق بودن بشريت، هيچ فردي و هيچ جامعه‌اي را به حيث تفاوت در رنگ، نژاد و آئين و فرهنگ و به حيث تعلق داشتن در طبقات فرودست و يا فرادست، از حق بيشتر و يا كمتر برخوردار نمي كند. در اين گفتمان، حتي افراد و جامعه ها به حيث دوست و دشمن بودن، از داشتن حقوق ذاتي و حقوق ناشي از مواهب طبيعي و اجتماعي محبوب و يا محروم نمي شوند. نتيجه طبيعي اين بحث، اين است كه در گفتمان حق مداري، نه تنها رعايت حقوق و عدالت براي افراد، گروه ها و جامعه هايي كه در موضع و مقام دشمني قرار دارند، واجب است، بلكه هنر حق مداري در اجراي اين حقوق نسبت به دشمنان است. به عنوان مثال، رعايت حقوق دشمنان در محل اسارت و جنگ، هنر بس برتر و زيباتري است، تا رعايت حقوق خويشان در محفل دوستي.
يكي از تفكيك هاي بسيار مهمي كه در گفتمان حق و باطل صورت مي گيرد، تفكيك يا عدم تمايزگذاري ميان «برحق بودن» و «ذيحق بودن» است. بنا به اين نوع تفكيك گذاري، هر كس به ميزاني كه بر حق باشد، ذيحق تلقي مي شود و به ميزاني كه از حوزه «بر حق بودن» فاصله بگيرد، داشتن حق از او منفك مي‌شود. به طوريكه اين گفتمان براي افراد، گروه‌ها و جامعه هايي كه بر باطل هستند، هيچ حقي قائل نیست.
بنا به گفتمان حق و باطل، حق منحصر به «بر حق بودن» است و افراد و جامعه ها بنا به ميزاني كه با حق همراهي مي كنند، واجد حق هستند و به ميزاني كه مخالفت مي كنند، از هر گونه حقوقي محروم مي شوند. و از آنجا كه حق ماندني و باطل رفتني است، حقوق نبايد به كسي تعلق بگيرد كه رفتني است. شايد صورت بندی که گفتمان حق و باطل براي مخاطبان خود بكار مي گيرد، خيلي ساده و بديهي باشد و نيازي به تعمق و تدبير نباشد. و هم از این رو، با این صورت بندی ساده، نیازی نیست تا آنهایی كه به رابطه استعبادی مرید و مرادی بسنده مي كنند، به صورت بندی های پیچیده حقیقت و حقوق رجوع کنند. كافي است به مخاطبان بگوييم: "حق از آن كسي است كه بر حق است و كساني كه بر حق نيستند، به نحو روشن در كلام، داراي هيچ حقي هم نيستند". در گفتمان حق و باطل، رعایت حقوق دیگران و به ویژه دیگرانی که در موقعیت باطل قرار دارند، تناقضنماست. مثل اینکه شما بخواهید به امر باطل، امر حق نسبت دهید.
ادامه مطلب
پنج‌شنبه 1 مرداد 1388
 نظرات(7)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387