«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
اعتدال‌گرايي، درك زمان و مكانِ اجراي حقيقت است
كاهش و يا افزايش تضادها در حوزه جامعه و طبيعت، از جمله معيارهاي ديگري است كه مي‌توان ارائه داد. برابر با اين معيار، اعتدال‌گرايي روشي است كه از تضادها كاسته و بر توحيد نيروهاي محركه بيافزايد. به عنوان مثال، يك جنبش اجتماعي بايد در انتخاب ايده راهنما و شعارهاي خود در موقعيت رفع و يا كاهش تضادهاي سياسي و اجتماعي، قرار گيرد. روش‌ بيان و يا اجرايي كردن يك حق، به گونه‌اي انتخاب شود كه افراد و اقشار و حتي گروه‌بندي‌هاي سياسي كه در جنبش شركت جسته‌اند، وارد مدار قهر و تضاد قرار نگيرند. طرح شعارها بايد به گونه‌اي باشد كه كنش‌گران جنبش وارد مدار تضاد با يكديگر نشوند. پاره‌اي از شعارها از اين رو افراطي محسوب مي‌شوند، كه نيروهاي شركت كننده در جنبش را در معركه تضاد وارد مي‌كند. و تضادها نيز بنا به طبيعت خود موجب فرسايش و كاهش نيروهاي محركه جنبش مي‌شود. و هم از اين رو، تعلل در بيان حق تنها با يك هدف محافظه‌كارانه، هر چند موجب كاهش تضاد با پاره‌اي از نيروهاي سياسي و اجتماعي مي‌شود، اما معركه تضاد را با پاره‌اي ديگر افزايش مي‌دهد. با وجود خودداري از طرح پاره‌اي از شعارها، اما روش نقادي، قلمرو بازتري پيشاروي كنش‌گران جنبش قرار مي‌دهد. بدين معنا كه اگر طرح يك شعار و يا نفي يك ايده، اقدام افراطي است، اما نقد آنها با هيچ مقياسي نمي‌تواند افراطي محسوب شود. در مجموع همواره بايد برآورد درستي از وضعيت كيفي و كمي نيروهاي محركه جنبش ارائه داد. خودداري از انتقاد كردن و لو انتقاد و نقد كنش‌گران جنبش نسبت به يكديگر، رويه‌اي است كه به تفريط گرايي منجر مي‌شود. چه آنكه، عدم استفاده از روش نقادي، انرژی و نيروي محركه لازم در جامعه ايجاد نمي‌كند. و هيچ جنبش اجتماعي نيز بدون استفاده از روش نقد، راه خود را در نقشه حقمداري به درستي نخواهد يافت.
توضيح : در كاهش يا افزايش تضادها، روش حقمداري ملاك عمل خواهد بود. بدين معنا كه تضاد حق و باطل، جز با تسليم شدن باطل در برابر حق رفع شدني نيست. بنابراين، ملاحظات و مصلحت‌ها تنها در خور ملاحظات حقمداري است. ملاحظه و مصلحت براي كاستن تضادها با باطل روش وسط بازي است. روش اعتدال‌گرايي كاستن تضادهاي نيروهاي محركه‌اي است كه در گسترش حقيقت به اصول آزادي و استقلال جامعه پايبند هستند. بيرون از مدار استقلال و آزادي محلي براي ملاحظات و مصلحت ها بجا نمي‌ماند.
ادامه مطلب
یک‌شنبه 17 مرداد 1389
 نظرات(1)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387