«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
ضرورت‌هاي يك جامعه مدني
مقدمه: در يك عبارت ساده جامعه مدني، به جامعه‌اي گفته مي‌شود كه نقش واسط ميان دولت و جامعه را ايفاء مي‌كند. اما مفهوم جامعه مدني مانند ساير مفاهيم ديگر، اگر به درستي در دو بيان آزادي و بيان قدرت تعريف نشود، مفهوم مبهمي از آب درخواهد آمد. تا آن اندازه كه مفهوم جامعه مدني عليه خود بكار گرفته مي‌شود. به عنوان مثال، مفهوم امنيت ملي در دو بيان آزادي و قدرت، دو معناي مختلف و دو پيامد مختلف ايجاد مي‌كند. اگر دو بيان قدرت و آزادي در تعريف امنيت ملي از هم تفكيك و تبيين نشوند، مفهوم امنيت ملي بر ضد خود مورد بهره‌برداري قرار خواهد گرفت. در همين تعريف كلي كه از جامعه مدني ارائه شد، دو بيان آزادي و قدرت، دو نقش متفاوت و معارض يكديگر به جامعه مدني مي‌دهند. يك نقش، نقش فعال و كنشگرانه و نقش ديگر، نقش منفعلانه و واكنشگرانه خواهد بود. بيان آزادي، بيان كنش انساني است و بيان قدرت، بيان واكنش است. از اين نظر، معلوم است كه جامعه مدني در بيان قدرت، نقش واسطه‌اي را ايفاء مي‌كند كه عملاً دولت از مواجهه مستقيم با مردم خودداري مي‌كند. به عنوان مثال عيني‌تر، طرفداران بيان قدرت از جامعه مدني، حضور مرحوم دكتر مصدق در طرح مسائل و معضلات دولت با مردم را نوعي پوپوليسم (يا عوام‌گرايي و عوام‌فريبي) تفسير مي‌كنند. اين ديدگاه تفاوت ميان استفاده ابزاري از مردم براي نقش‌پذيري، با استفاده كنشگرانه از مردم براي نقش‌آفريني را، نمي‌تواند از هم تميز دهد. اما در نگاهي كه بيان آزادي از نقش واسطه بودن مفهوم جامعه مدني ارائه مي‌دهد، به آن نقشي گفته مي‌شود كه جامعه مدني، جامعه را به تحرك و كنش وامي‌دارد. در جايي كه دولت نمي‌تواند و يا بنا به محدود شدن دامنه قدرت، دولت نبايد فعاليت سياسي و اجتماعي داشته باشد، در چنين وضعيتي مردم در يك جامعه مدني بجاي دولت به ايفاي نقش مي‌پردازند. به عنوان مثال، فعاليت‌هاي زيست محيطي بر عهده جامعه مدني است. اي بسا به موجب بي‌اعتمادي‌ها مردم اعتنايي به دستورالعمل‌هاي دولت‌ها نداشته باشند. دستان دولت در فعاليت‌هاي زيست محيطي بسته و محدود است. ادامه مطلب
جمعه 21 شهریور 1393
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387