«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
اطاعت از قانون زور (1)
آیا زور تابع قانون است؟ در معنایی فراختر، آیا قدرت تابع قانون است؟ بدون اینکه بخواهم رابطه میان زور و قدرت را شرح دهم، درهمین جا خواننده می تواند با ما همراه شود که، اگر قدرت را به مثابه چیرگی و سلطه هر فرد یا هر گروه یا هر دولت و یا هر جامعه ای بر افراد و گروهها و حامعه های دیگر تلقی کنیم، و در این میان زور را به مثابه اشکال عریان شده این چیرگی و سلطه بدانیم، در این صورت آیا می توان چیرگی و میل به تسلط را خواه در اشکال مضمر (= قدرت) و خواه در اشکال آشکارتر (= زور)، تابع قانون قلمداد کرد؟ ادامه مطلب
پنج‌شنبه 19 آبان 1384
 نظرات(0)
توسعه در نيم تنه پايين جامعه
جامعه ايراني ضرورت داشت تا پوسته سلطنت را كه به موجب تضادهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روز به روز نازك تر مي شد، شكسته و به بازسازي نظام نويني مبادرت كند. هر چند اين نظام به دليل سبقه تاريخي و فرهنگي از يك سو و فقدان زير ساخت هاي متناسب با نظم جديد از سوي ديگر، محتمل به بازتوليد خويش بود، اما اين در مسئوليت روشنفكران بود و هست تا با ايجاد جريان انديشه مانع از بازتوليد نظام سلطنتي مي شدند.
انقلاب 22 سال 1357 ضرورت داشت زيرا هيچيك از اركان نظام سلطنت نه سلبا و نه ايجابا نمي توانست در معرض نفي و اثبات جامعه قرار گيرد. اما نظام جمهوريت و تكثر انتخابات حتي در وضعيت صوري داراي اين ويژگي است كه خود را در معرض نفي و اثبات دائمي جامعه به نمايش مي گذارد. اين بر مردم است كه با مشاركت يا عدم مشاركت خود، نظام سياسي را در معرض آزمون و ابتلاء «ادعاها تا واقعيت ها» قرار دهند. اين بر عهده روشنفكران بود و هست كه با پرهيز از بديل سازي هاي قدرت سالار و اجتناب از روابطي كه در تنگناي مصلحت ها تنيده مي شود، به جنبش اعتمادي سازي جامعه مدد برسانند و مانع از بازتوليد نهادهاي پيشين گردند
ادامه مطلب
چهارشنبه 4 آبان 1384
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387