«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 1 | صفحه: 1 از 1
اسلام اقتصادی
اسلام اقتصادي، اسلام برابري و ضد تبعيض است، ليكن اقتصاد اسلامي بنا بر آنچه شرح داده می شود، اقتصاد نابرابري و تبعيض گراست. اسلام اقتصادي، اسلام حساسيت به علل فقر، علل نابرابري‌ها و جستجوي راه حل‌ها براي رسيدن به يك جامعه آزاد مبتني بر انواع برابری ‌هاست. از اين روست كه اقتصاد اسلامي همچنان كه رويكرد تاريخگرايي كوشش دارد تا اسلام را با انواع جاهليت‌ها، با انواع خرافات، با انواع اقتدارگرايي، با انواع تحريف‌ها و با انواع از خودبيگانگي ها در آميزد و اسلام را چون بعضي از روشنفكران و نیز بعضي از سياستمداران ملل مغرب زمين، همين اسلام خشونت گرا و انتگريست و بينادگرا معرفي كند، اسلامي است كه اقتصاد آن معرف يك نظام آريستوكراتيك (نظام اشرافيت) است. ليكن اسلام اقتصادي، اسلامي است كه با ارائه بيان آزادي، رويكردهاي تاريخي را كه به از خودبيگانه شدن اسلام منجر شده است در مي‌نوردد و به برابري محض ميان انسانها مي‌رسد. در دیدگاه بعضی، اقتصاد اسلامي كوشش مي‌كند تا از راه خمس و زكات، تيول ثروت اندوزان را تطهير و حقوق ناشي از مالكيت آنها را قطعي كند. ليكن اسلام اقتصادي ضمن توصيف نظام طبقاتي جامعه‌ها و تصدیق این واقعیت که "خداوند بعضی را بر بعضی دیگر در رزق و معیشت برتری داد" (سوره انحل آبه 71)، لیکن به واقعیت تن نمی دهد و راه حل را در این حقیقت می جوید که :"هرگاه آنها که دیگران را زیر دست خود دارند و از آنچه که در آن برتری دارند، به آنها ندهند تا با آنها مساوی شوند، در حقیقت آنها نعمات خدا را انکار می کنند2" (ادامه همان آیه). بنابراین از زبان قرآن، طبقات فرودست تا برقراري مساوات، در اموال فرادستان شريك هستند3 (آيه 19 سوره الذريات آيه 25 سوره المعارج). بدین ترتیب در دیدگاه بعضی، اقتصاد اسلامی با بذل و بخشش های اربابانه مانند صدقه، خیرات و نذورات به مؤمنان حکم می کند که از مستمندان دستگیری کنند، اما اسلام اقتصادی کوشش دارد تا با رمزگشایی از مفهوم نفاق (به معنای پر کردن حفره ها و فاصله ها)، مفهوم قسط (توزین کردن و موزون کردن چیزها) و رمز گشایی از مفهوم حق و حقوق، به اصل تساوی کامل میان افراد و اجتماعات برسد. بدین سیاق است که قرآن وقتی از حق و حقوق محرومان سخن به میان می آورد، به فرادستان نمی گوید که چیزی از مالتان به آنها ببخشید، یلکه به آشکارا فرودستان را در اموال دیگران شریک و دارای حق می شناسد.
ادامه مطلب
پنج‌شنبه 23 آبان 1387
 نظرات(2)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387