«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
چگونه فوتبال به نماد فروپاشي نظام اجتماعي بدل مي‌شود؟
امروز فوتبال به كارگاه پولسازي و تبهكاري بازيگران و دلالان سرگرمي‌ها تبديل شده است. پولي كه حاصل توليد نباشد، جز تبهكاري به بار نمي‌آورد. توليد بازيگران فوتبال، سرگرمي است. بازيگران اگر مي‌توانستند با استقلال خود به فضيلت‌هاي جامعه كمك كنند، سرگرمي‌ها نيز مي‌توانستند به ابزار رشد و آگاهي جامعه بدل شوند. اما اگر بازيگران خود را دستآويز اين و آن بگردانند، مانند آنچه امروز بطور اكثر شاهد آن هستيم، چيزي است كه فوتبال را به كارگاه از خودبيگانگي بازيگران از يك سو و تبهكاري عليه تماشاگراني كه در زمره همين افكار عمومي از خودبيگانه شده هستند، تبديل كرده است. پول يكي از مهمترين عوامل تبهگني و از خود بيگانگي انسان است. امروز تنها فوتبال نيست كه به كارگاه پولسازي و از خودبيگانگي بازيگران بدل شده است. افكار عمومي جامعه نيز به شدت آلوده در جهان‌بيني‌هاي كاسبكارانه است. اين جهان‌بینی را در مقالات مختلف به بحث گذاشته‌ام2، تنها از باب يادآوري، وقتي جناب آيه‌الله مكارم شيرازي اظهار مي‌كند كه طلبه‌ها امروز پولكي شده‌اند، وقتی اساتید دانشگاه و دانشجویان مدرک‌گرا را مي‌شوند و علم را با مقیاس پول و تجارت مي‌سنجند و عمومی شدن یا فراگیر شدن سرقت‌های ادبی مقالات، پایان نامه‌ها و رساله‌ها و دهها کثافت کاری دیگر، همه حکایت از وجود یک جهان‌بینی سراسریِ بازاری شده و سودپرستانه در عرصه زندگی اجتماعی است.
از آن زمان که حرفه‌ای‌گری و پول در کالبد فوتبال تزریق شد، از خود بیگانگی بازیگران قطعی شد. اکنون اگر روند ازخودبیگانگی بازیگران را کنار رشته‌ای از عوامل اجتماعی ديگر چون، بی‌اعتمادی‌ها و خشونت‌ها و از هم گسیختگی پیوندهای اجتماعی، مقاومت جنسیت در برابر سرکوب‌ها و پنهانکاری‌ها قرار دهيد، روند تبهگنی بازیگران عرصه ورزش و هنر و ادب را یکسره کامل گردانده‌ایم. منشورهای اخلاقی، حكايت ديگري از روند تبهگني ورزشكاران محسوب مي‌شود. زيرا اين روند، با ديكته كردن اخلاق و لابد نمره دادن، روند دروغ و نفاق و دورويي را در ميان ورزشكان تشديد مي‌كنند. ورزشكاران مجبورند خود را جوري وانمود كنند كه نيستند، خوب چه چيزي مهلك‌تر از اين؟ منشور اخلاقي لازم نمي‌داند از خود بپرسد، جز ایجاد تصویری دوگانه و چند شخصیتی و نفاق در میان ورزشکاران چه دستآوردی به بار آورده‌ است؟
جداً پرسيدني است كه اين حجم از کثافتکاری‌های مالی و بداخلاقی‌ها و خشونت‌ها در ورزشگاه‌ها و ناسزاهایی که حتی در خور ددان نیست، با کجای جهان مي‌تواند قابل مقایسه باشد؟ ورزشگاه‌های ما چرا تا این اندازه به نماد فروپاشی اخلاق اجتماعی بدل شده‌اند؟ چرا این همه خشونت، پلشتی و زمختیِ مردسالارانه در ورزشگاه‌ها وجود دارد؟ زمختی و پلشتی مردسالارانه‌ای که تنها از مردیت و سالاری، عنصر جنسیت و رُجُلیَّت مردی به نمایش گذاشته مي‌شود؟ آیا عدم حضور و ورود زنان مشتاق به ورزشگاه‌ها و سرکوب امیال جنسیت آنها، صرفنظر از عوامل دیگری که به فروپاشی نظام اخلاقی و اجتماعی مربوط مي‌شوند، خود یکی از عواملی نیست که ورزشگاه‌های ما را اینچنین گستاخانه و بی‌هیچ حجاب و مانع تلطیف شده‌ای از حضور زنان، رُجُلیَّت مردی را به نمایش مي‌گذارند؟ آیا در همان عهد جاهلیت جاهلان و سرمستی و سرخوشی‌های بیهوده و لغو چاله‌میدانی‌ها نبود که هرگاه دیده به زنان مي‌گشودند، عنصر رُجُلیَّت چنان در پرده شرم و حیای اخلاق رنگ مي‌باخت، که از دل و زبان جاهل ادب مي‌تراوید؟ وقتی ورزشگاه‌ها را اینچنین به عرصه نمایش مردانه تبدیل مي‌کنیم، در فضای بی‌اخلاقی و فروپاشی اجتماعی، جز تولید خشونت و نمایش رُجَلیت چه چیزی برای داد ستد وجود دارد؟

ادامه مطلب
جمعه 20 آبان 1390
 نظرات(0)
تحلیل سازمانی فساد
شاید بیش از 20 سال پیش در یک جمله گفتم : وقتی فساد اپیدمی شود، دامن صُلحا را هم مي‌گیرد. اکنون فسادهایی که انجام مي‌شود نه اینکه از ناحیه صُلحا صورت گرفته باشد، اما حداقل از این نظر که خُورد و بُردگان امروز و خُورد بُردگان فردا، خود را در زمره صُلحای جامعه مي‌شمارند، عبارت فوق حائز اهمیت است.
پیش از آشکار شدن فساد سه هزار میلیاردی که من آن را یک نوع فاجعه ملی مي‌نامم، کوشش داشتم یک رشته مقاله کوتاه درباب یک رشته آلودگی‌ها در جامعه به نگارش در بیاورم. آلودگی‌ها در فوتبال، در هنر، در دانشگاه، در اقتصاد و در سازمان‌های کار، از جمله آلودگی‌هایی هستند که نظام هنجاری جامعه را در معرض فروپاشی نشان مي‌دهند. اما به دلایلی که به این سطور مربوط نمي‌شود، نمي‌دانم چرا قلم تاب حرکت در اين مسیر را نشان نمي‌داد. اکنون که فاجعه ملی اختلاس، چهره زشت و پليد خود را در جامعه رخ برنموده، حیف است چند سطری در آنچه که دانش و تجربه اینجانب پس از قریب به سه دهه گذران زندگی در نظام اداری کشور مي‌گوید، باز نگویم. در همان اوایل کار دریافتم که نظام دیوانسالاری بسیار بی‌رحم‌تر و جبارتر از آن چیزی است که در تصور بتوان گنجاند. نظام دیوانسالاری مهمترین عامل از خودبیگانگی انسان در فضای کسب و کار است. هر اندازه انسان فرآورده کار است و در تولیدْ خویشتنی را بازتولید مي‌کند، لیکن محیط کسب و کار در دیوانسالاری‌ها، به فاصله گرفتن انسان از خویشتنی منجر مي‌شود. همانگونه که گریس آرگریس به درستی تشخیص داده بود، دیوانسالاری‌ها در نظام کسب و کار، افراد را به دوران کودکی خود بازمي‌گردانند. هر فرد در بدو استخدام، آموزش مي‌بیند که چگونه به دوران کودکی خود بازگردد. هیچکس برای زیستن در کودکی از کسی دستور نمي‌گیرد، در واقع دیوانسالاري‌ها نوعی اعمال جباریت است که هیچ جباری در صحنه وجود ندارد. نوع آموزش‌ها و نظام مقرارت، روابط و مناسباتی که برآمده از نظام دیوانسالاری است، رفته رفته ضرورت زیست کودکانه را به افراد آموزش مي‌دهند. از این نظر، دیوانسالاري‌ها نخستین رشته از خود بیگانگی را با از میان بردن "فضیلت استقلال" ایجاد مي‌کنند. با از میان رفتن فضیلت استقلال، عنصر فردیت در تارپود نظام دیوانسالاری محو مي‌شود. عنصر فردیت که در شرایط استقلال مهمترین عامل حراست از صلاحیت‌های فردی است، در دیوانسالاري‌ها به صلاحیت‌هایی بدل مي‌شوند که از سلسله مراتب قدرت سرچشمه مي‌گیرند. این است که سه دهه تلاش برای اصلاح نظام اداری هیچ توفیقی بدست نیامده و بدست نخواهد آمد.

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 آبان 1390
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387