«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
عقل توجيه گر بخش دوم
رسالت علم از دیرباز کشف حقیقت بود. و انسان تنها در برابر حقیقت متعهد است. علاوه بر این، همانها که رسالت علم را کشف حقیقت بیان مي‌کردند، مي‌دانستند و یا نمي‌دانستند، برآیند بیان علمي‌ همواره در خدمت آگاهی و رهائی جامعه بود و هست. با این وجود علم در خدمت آگاهی و رهائی جامعه و انسان قرار نمي‌گیرد، تا مادامیکه درونمایه آن از عنصر آزادی شکل نگرفته باشد. حقیقت خواه نسبی باشد یا مطلق، چیزی از رسالت علم نمي‌کاهد. انسان موجودی فعّال و نسبی است و درک او از حقیقت نیز نسبی است. اما این نسبیت مانع از صیروریت (= شدن) انسان در انکشاف حقیقت نمي‌شود. مطلق کردن امر نسبیت، گواه آشکاری است بر مطلق بودن امر حقیقت*. و رهائی تدریجی انسان از مناسبات قدرت گواه آشکاری است بر اینکه، برآیند بیان‌های علمی، آزادی انسان و تعهد به حقیقت را هدف قرار داده‌اند. با این وجود خواننده مي‌تواند با نظرات اینجانب موافق نباشد، اما نمي‌تواند انکار کند که هرگاه علم از درونمایه آزادی تهی شود، و تعهد علم و انسان در برابر حقیقت از میان بر خیزد، تعهد انسان از حقیقت، به تعهد در برابر قدرت تبدیل خواهد شد. توجیه قدرت از آنجایی شروع مي‌شود که علم از رسالت خود تهی مي‌شود. توجیه قدرت امر تازه‌ای نیست. شاید از همان ایامی که اندیشه‌های علمی در ذهن انسان جرقه زد، هم از ناحیه کاهنان اساطیری و هم از ناحیه فیلسوفان، توجیه قدرت یکی از هدف‌هایی بود که در پاره‌ای از نظریات علمی و فلسفی بیان مي‌شد. اما امروز نظریات علمی از ناحیه امر تکنیکی است که به بیان قدرت تبدیل مي‌شود. مناسبات میان علم و تکنیک پرده از ماجرائی بر مي‌دارد که طی آن عقل ناب به عقل توجیه‌گر تبدیل شد. زمانی که کانت اصل مالکیت و صیانت نفس را به عنوان پیش‌فرض‌های عقل ناب پذیرفته بود، آینده‌ای را که تکنیک این پیش‌فرض‌ها را بنا به طبع و سرشت خود تفسیر مي‌کرد ناآگاه بود. او از سرنوشتی را که علم در پیوند با تکنیک، آنچنان که از نیمه‌های دوم قرن بیستم یافت، کاملا ناآگاه بود. ادامه مطلب
پنج‌شنبه 11 آبان 1391
 نظرات(2)
عقل توجيه گر
عقل توجیه‌گر دامنگیر دنیای امروز است. پیشرفت‌ها در بهره‌برداری از تمتعات طبیعی و اجتماعی، انگیزه آدمیان را در بهره بردن از تمنیات جسمی خود بشدت نیرومند‌تر از گذشته کرده است. بسیاری از آدمیان در گذشته چیزی برای از دست دادن نداشتند و در نتیجه چندان در اندیشه توجیه کردن دلبسته‌های خود نبودند. اما امروز بسیار چیزها برای از دست ندادن وجود دارند. بهره‌مندی‌ آدمیان در فضای مجازی طیف گسترده‌ای از مصرف پدید آورده است. تسلط بازار مصرف بر روح آدمیان چنان چنبر زده است، که رهائی از آن تقریباً ناممکن شده است. در چنین فضائی، سکس و سرگرمی به قوی‌ترین عناصر مصرفی و فراتر از آن، به نماد زندگی اجتماعی و فرهنگی جامعه بدل شده است. نمادهای مصرف و سرگرمي‌اغلب به بازتولید نظام سکسوالیته مي‌پردازند. نظام رسانه‌ای و تکنولوژی‌های تصویری، جهان مجازی پدید مي‌آورند و آدمیان را از واقعیت به مجاز مي‌خوانند. تکنولوژی‌های دیجیتالی در بازنمائی دنیای مجاز، علائم و تصاویر مجازی را چنان به وضوح نمایش مي‌دهند، که واقعی‌تر از واقعیت نشان داده مي‌شوند. راز پایان عصر آرمان‌گرائی از همین جا برملا مي‌شود. دیری است که انقلاب بزرگی در حیطه مصرف و در حیطه چشم اندازهای زندگی به وجود آمده است. دیگر آدمیان بنا به آنچه که در دنیای مجازی و در سرگرمي‌ها مشغول شده‌اند، مایل نیستند تا به آرمانی بپیوندند که گرما از کاسه سر آنان مي‌رباید. بدین‌ترتیب است که پای عقول آدمیان به میان مي‌آید تا موقیعت و مقتضای تمنای خود را در فضای مجازی توجیه کنند.
از آغازی که آدمی طبل زندگی بر طبع خود نواخت، از همان آغاز عقل توجیه‌گر لگام خویش بر مدار زندگی آنان در انداخت. عقل توجیه‌گر نیک و بد آدمیان را در نظام معیشتی و نظام خانواده با طبع و تمنیات آنان هماهنگ ‌ساخت. اما بنا به اینکه تضارب (= برخورد) عقول توجیه‌گر، به تعارض آدمیان منجر مي‌شد، پای عقولی به میان آمد تا تعارض آدمیان را در سود قدرت به مهار طبع خدایگان در آورد. زیرا مقتضای طبع و تمنای هر فرد معارض با طبع و تمنای دیگری است. تاریخ آئینی شدن عقل توجیه‌گر به تاریخ کاهنان اساطیری بازمي‌گردد. هم آنان بودند که لگام اندیشه خویش را به مدد عقل توجیه‌گر بر آئین‌های خرافی گستردند و بدین‌ترتیب، طبع آدمیان را به نیک و بد طبع خدایگان قدرت آراستند. اما تاریخ علمی شدن عقل توجیه‌گر به عصر بورژوازی باز مي‌گردد.
ادامه مطلب
سه‌شنبه 2 آبان 1391
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387