«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 2 | صفحه: 1 از 1
تضادها و بحران‌هاي نظام سرمايه‌داري
بحران‌هاي دروني نظام سرمايه‌داري ناشي از خصوصيت انباشت سرمايه نيست، هر چند انباشت سرمايه وقتي با رشته‌اي از تضادهاي دروني نظام سرمايه‌داري و صنعتي ادغام مي‌شوند، موجب بحران مي‌شود. انباشت سرمايه جزئي از سرشت انباشت قدرت است. طبيعت قدرت تكاثرطلب و گسترش خواه است. همچنين است كه تضادهاي ناشي از انباشت سرمايه، جزئي از سرشت تضادآميز قدرت است. قدرت نه تنها مولود تضاد، بلكه آبستن توليد تضادهاي گوناگون است. تضادها و بحران‌هاي درون نظام سرمايه‌داري، به غير از ماهيت تراكمي و بحران‌آميز قدرت، بخشي از تضادهايي است كه در نظام صنعتي و تكنيكي دوران معاصر وجود دارد. اين تضادها تنها خاص نظام سرمايه‌داري نيستند. هر نظام سياسي ديگري هم كه در نظام‌هاي صنعتي با مختصات گسترش‌خواهي قدرت در وجود آيد، باز آبستن تضادها و بحران‌ها مي‌شود. هم نظام سرمايه‌داري و هم سوسياليزم در قالب يك نظام سياسي و اقتصادي، اشكال مختلف بازتوليد قدرت در نظام‌هاي صنعتي هستند. از اين نظر، فروپاشي نظام‌هاي سوسياليستي اجتناب ناپذير بود. ادامه مطلب
دوشنبه 28 آذر 1390
 نظرات(0)
فرجام سرمایه داری
نظريات ماركس در تحليل بحران چندان بكار نيامد، زیرا نه با انباشت سرمایه از سود سرمایه دار کاسته شد و نه به تهییج و تحریک طبقه کارگر منجر شد. اما پيشگويي‌هاي پيامبرگونه مارکس در بحبوحه بحران‌های موسمی سرمايه‌داري توسط هوادارانش، به کار تهییج و تحریک نظریه‌هایی بر ‌آمد که در وقت رونق سرمايه‌داري به خواب زمستانی فرو مي‌روند. با وجود این، اگر نظریه‌های مارکس در تبیین بحران‌ها ناتوان است، اما توانایی شگرف به نیروی انتقادی جامعه مي‌بخشد. ارزش سوسیالیست‌های چپ در همین جاست که اندیشه انتقادی را در جوامع مسخ شده و پوزیتیو شده (جامعه غیر انتقادی) زنده مي‌کنند. این آن ارزشي است که بسیاری از سوسیالیست‌ها به غیر از آنچه که اینجانب در آثار جان هالوی مشاهده کرده است، بدان پی نبرده‌اند. سوسیالیسم ارزشمند است، تا آنجا که نقش انتقادی نسبت به نظام‌های ستمگر و استثماری دارند، همچنانکه اندیشه اسلام سیاسی ارزشمند است تا آنجا که همین نقش را در جوامع مسلمان ایفاء مي‌کند. از این جا به بعد هم سوسیالیزم و هم اسلام سیاسی جز به کارِ بدتر کردن و توتالیتر کردن قدرت نمي‌آیند. اگر ايده و مسئله سوسیالیست‌ها بازگرداندن ارزش افزوده ثروت به صاحبان اصلی است، تحقق چنين ايده‌اي نه از طریق تصرف دولت و مصادره مالکیت، بلکه از طریق آزاد شدن انسان و جامعه‌ها از زندانی است که قدرت در اشکال مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پدید مي‌آورند. مالکیت شکلی از اشکال بیگانگی انسان در روابط قدرت است. شکلی که به جای تصرف اشیاء توسط انسان، خود به تصرف اشیاء در مي‌آید. موضوع شیئی شدن و فيشیتیسم کالایی را که مارکس به خوبی شرح مي‌دهد، از همین جا ناشی مي‌شود. در این میان دولت به مثابه پیچیده‌ترین و سازمان یافته‌ترین شکل قدرت خود به ذاته بزرگترین و سرسخت‌ترین زندان حقوق و آزادی‌های انسان بشمار مي‌رود. بدین‌ترتیب، آزادی انسان از زندان مالکیت و رستگاری او از نظام کالایی، به گونه‌ای که بر حقوق و آزادی‌های ذاتی خود استوار بماند، نه از راه وارد شدن در زندانی بزرگتر، بل از راه شکستن دیوارهایی ممکن مي‌شود، که قدرت بر اندیشه انسان پیله مي‌بندد. ادامه مطلب
چهارشنبه 16 آذر 1390
 نظرات(1)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387