«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
 مجموع پست ها: 36 | صفحه: 1 از 4
عید را با خواندن فلسفه آغاز کنیم















اگر مي‌دانستیم که چه چیزی عامل جنگ، و چه چیزی رافع جنگ است، امروز نه جنگی در میان بود و نه خونی از
آدمیان بر زمین مي‌ریخت. اگر مي‌دانستیم که چه چیزی عامل کینه و نفرت میان آدمیان مي‌شد، و چه چیزی رافع آنها، امروز دل‌های ما به جای کینه و نفرت مالامال از عشق و محبت مي‌شد. اگر مي‌دانستیم که چه چیزی عامل فقر و نکبت بشری است و چه چیزی رافع آنهاست، امروز فقری بر زمین نمي‌ماند و نکبت از چهره بشریت رنگ مي‌باخت. اگر مي‌دانستیم که چه چیزی عامل رنج و محنت آدمیان است، و چه چیزی رافع آنهاست، امروز شادی بر لبهای ما حلقه مي‌زد و رنج از حدقه چشمان ما رخت مي‌بست.
جنگ، نفرت، فقر و رنج حاصل بلاهت و حماقتی است که در اعماق ذهن‌های ما پناهگاه ابدی جسته، و ما را در ابدیت خود به زندانی جهالت و بی‌مسئولیتی فرو برده است.
ادامه مطلب
یک‌شنبه 29 اسفند 1395
 نظرات(0)
درباره فرادرمانی
این فردین ها در تمام جهان، زمانی نقش پیدا میکنن که مردم جهان از حقوق و آزادی های خود غفلت میکنن. اگه مردم به حقوق خودشون آگاه باشن نیازی به فردین پیدا نمیکنن. در واقع فردین ها بر شانه جهل و ناآگاهی مردم سوار شده اند. بر شانه ناتوانی جامعه ها سوار شده اند. ما باید آموزش ببینیم که فردین درون خودمان را فعال کنیم. این فردین درون ما چیزی جز حقوق، استعدادها و فضائل ما نیست. فرادرمانی به نظر من از نوع همون فردین های بیرونی است. نوعی خرافات مدرن و لوکس شده است. نوعی جادوگری به سبک مدرن است.

تا زمانی که به فردین متصل هستیم دچار یک شادمانی کاذب هستیم، به محض دور شدن از فردین شادی مان از بین میرود. حالا برای اینکه مطلب روشن تر شود، باید از خود پرسیم که آن فرادرمانگر:

- چقدر در فعال کردن حقوق و آزادی های درون خودت کوشش کرد؟
- چقدر آموزش مستقل بودن و به دیگری عشق ورزیدن را در ما تقویت کرد؟
- چقدر وجود ما را از نفرت و حسد و رقابت و جاه طلبی و چشم و همچشمی که بدترین مرض و آفتهای درونی ماست پاک کرده است؟(که این مرض ها و آفت ها هستند که استعداد کنشگری را در انسان از بین میبرند. رفتار و اندیشه آدمی را به رشته ای از واکنش ها تقلیل میدهند. لذا بدترین مرض واکنش شدن و از دست داد استعداد کنشگری است.)
- چقدر وجود ما را از عشق به دیگری و واکنش دیگری نشدن پر کرده است؟
اگر کرده است راه درستی است و اگر نکرده است و چند مرض را جانشین یک مرض کرده است راه غلط و ایده غلطی است.
ادامه مطلب
دوشنبه 1 آذر 1395
 نظرات(0)
امتناع از دو قطبی شدن؟
احمدی نژاد، یک سیاستمدار و یک چهره دوگانه‌ کمدی/ تراژدیک است که خود به نفی خود مي‌پردازد. هرگاه نقش کمیک بازی مي‌کند، تراژدیک از آب در مي‌آید و هرگاه نقش تراژدیک بازی مي‌کند، کمیک از آب در مي‌آید. دولت پاکدستان وی به آلوده ترین دولت تاریخ سیاسی ایران بدل شد. طرح مدیریت جهانی وی یک نمایش کمیک بود که به تراژدی مدیریت در کشور بدل شد. طرح های زود بازده وی در تولید، یک طرح کمیک بود که به تراژدی زودبازده کردن رانت خواری منجر شد. ذوب شدن وی در ولایت به سرکشی و تمرد نسبت به اوامر و نواهی ولایت تبدیل شد. طرح احیاء دولت اسلامی وی به پایان بخشیدن به تئوری تمدن اسلامی تبدیل شد. در یک کلام، در هنگامه کمکش‌های سیاسی بعضی اوقات شامه اجتماعی عوام از شامه سیاسی روشنفکران تیز‌تر نشان مي‌دهد.
بنا به تشخیص عوام، رأی به احمدی نژاد منجر به نابودی رژیم جمهوری اسلامی مي‌شود. این آن چیزی است که از دید مقام رهبری به دور نمانده است. رهبری نیک مي‌دانست که جریان تحریم و هو و جنجال‌های احمدی نژادی در مجامع بین‌المللی، یعنی انسداد راه‌های قانونی مبادلات اقتصادی و تجاری است. انسداد این راه‌ها معنایی جز اتخاذ سیاست‌های قاچاق ، راه اندازی شبکه‌های کارچاق کنی مانند بابک زنجانی، رونق گرفتن داده و ستدهای چمدانی و انواع فسادهایی خواهد شد، که اینبار نه کشور مي‌تواند در برابر تهدیدها و دروغ‌ها و منجلاب فسادها کمر راست کند و نه نظام مي‌تواند مشروعیت ذهنی خود را حفظ کند و نه توجیهی برای دفاع از نظم موجود باقی مي‌گذارد.
ادامه مطلب
شنبه 15 آبان 1395
 نظرات(0)
فيش‌هاي حقوقي و دروغي كه از پرده بيرون مي‌افتد
امروز جامعه شاهد حقوق‌های چند ده میلیونی و چند صد میلیونی است. چندین مقاله‌ای که درباب بنیادهای تفکری که منجر به فساد اداری مي‌شود، دیده نشدند. در آن مقالات نویسنده‌ای که اینجانب باشد، بنا به 33 سال سابقه در بزرگترین سازمانها اداری و صنعتی کشور و بنا به تحصیل در مدیریت و بنا به اینکه یکی از کسانی است که بیشترین کار را در حوزه مطاالعات فرهنگ و سیاست انجام داده است، بیان او باید مرجع شناخته مي‌شد، اما اصلا دیده نشد و کوشش‌ها مي‌شود که دیده نشود. اکنون خلاصه‌ای از این گزارش‌ها و تحلیل‌ها را خدمت شما تقدیم مي‌کنم.
بارها گفته‌ام که ایران بهشت سرمایه‌دارای تبهکار است. زیرا اقتصاد در بدترین دوران تاریخی خود زائده و انگل طبقات سیاسی و حاکم است. طبقات اقتصادی نیز و به ویژه بورژوازی و بورکرات‌ها و تکنوکرات‌ها به دلیل ناامنی‌ها و به دلیل سیستم‌ فاسد جانشین سازی، کاري جز وظيفه انگلی در اقتصاد و در نظام بورکراسی و تکنوکراسی انجام نمي‌دهند. بحث خصوصی سازی و برون سپاری از توهمات و دروغ‌هایی است که دو ندارد، زیرا در ایران طبقات اجتماعی فاقد پایگاه‌ها و جایگاه‌های مستقل هستند. نوشته‌ام:
ادامه مطلب
پنج‌شنبه 10 تیر 1395
 نظرات(0)
هشدار به "ظهور فاشيسم جديد" احمد فعال
هشدار به "ظهور فاشيسم جديد"
احمد فعال
فاشيسم يك جريان راست افراطي است كه با استفاده از قواعد چپ كودكانه، از نظام سلطه دفاع مي‌كند. فاشيسم خواستار سلطه سرمايه‌دارانه است، نه سلطه سرمايه‌داري. اين دو نوع سلطه با يكديگر فرق مي‌كنند. سلطه سرمايه‌دارانه، سلطه سرمايه‌داري انگل‌وار است. اما سلطه سرمايه‌داري، سلطه بورژوازي صنعتي است. سرمايه‌داري انگل‌وار، سرمايه‌داري دلالي و بزن در رويي است. سرمايه‌داري بورژوازي صنعتي، مخالف محدوديت‌هاي دولتي است، اما سرمايه‌داري دلالي و انگل‌وار با استفاده از محدوديت‌هاي دولتي، به حاكميت مافياهاي اقتصادي دست پيدا مي‌كند. سرمايه‌داري‌اي كه با زد و بند كردن و از راه دلالي يك شبه ره صد ساله را طي مي‌كند. حالا نه اينكه سرمايه‌داري بورژوازي صنعتي خيلي گل و بلبل است، نه، اين نوع سرمايه‌داري دستكم در ايران ماهيت تبهكارانه دارد1. فاشيسم جنبشي است عليه ديگرانديشان سياسي و ديگرباشان فرهنگي و قومي. وجود بحران‌ها و تضادها و نابرابري‌هاي اجتماعي، همچنين تضادها و نابرابري‌ها در روابط بين‌الملل، زمينه‌ساز ظهور فاشيسم است. در اين ميان توده‌ها يا همان مردمان بي‌هويت، بي‌نام و نشان و ناآگاه و يا كم آگاه، هيزم خشك جنبش‌هاي فاشيستي مي‌شوند. توسل به هويت‌هاي اسطوره‌اي و كاذب گذشته دستمايه جنبش‌هاي فاشيستي است. اين هويت اسطوره‌اي مي‌تواند در قالب احياء يك آئين و مرام خاص باشد، و مي‌تواند در قالب احياء يك فرهنگ و مليت از دست رفته باشد. بدين‌ترتيب است كه فاشيسم با نشان دادن هويت‌هاي اسطوره‌اي، به پناهگاه توده‌هاي بي‌هويت و تحقير شده تبديل مي‌شود. توده‌هاي بي‌هويت با پوشيدن لباس اسطوره‌اي، آگاهانه و ناآگاهانه به ارتش جنبش فاشيستي مي‌پيوندند. اما اغلب توده‌ها از اهداف و برنامه‌هاي واقعي جنبش فاشيستي بي‌اطلاع هستند. هدف واقعي فاشيسم، سلطه سرمايه‌داريِ انگل‌‌وار است. اكنون با اين مقدمه توجه شما را به چند نكته پيرامون ظهور جنبش فاشيستي جلب مي‌كنم:
ادامه مطلب
سه‌شنبه 14 مهر 1394
 نظرات(0)
درس‌هایی که تفاهم‌نامه لوزان نگرفت
درس‌هایی که تفاهم‌نامه لوزان نگرفت احمد فعال
دو صلحنامه حدیبیه و صلح امام حسن پیش روی ماست. اشاره من به این دو صلحنامه یکی بخاطر درس‌هایی است که مي‌توان از آنها گرفت و دوم سخن گفتن و پاسخ گفتن به مدعیات همانهایی است که خود را به نمایندگی از پیامبر و ائمه بر صدارت امور کشور نشانده‌اند. آن دو صلحنامه حاوی درس‌هایی هستند که تماماً بر پایه اثبات حقوق واقعی انسان تنظیم شدند. شباهت سازی این دو صلحنامه با توافق‌نامه یا تفاهم‌نامه لوزان تنها از حیث مقایسه میان زبان و کردار حقیقت، با آن چیزی است که زبان و کردار مصلحت نامیده مي‌شود. خوب است توجه خوانندگان را به اجمال نسبت به این دو زبان و کردار جلب کنم:

زبان حق، زبان مصلحت
گفته مي‌شود دیپلماسی و یا سیاست‌ورزی زبان حقیقت نیست، زبان مصلحت است. با این وجود، دو معنا در باب اندیشه مصلحت وجود دارد. اگر مصلحت و مصلحت‌ها روش اجرای حقیقت باشند، دیپلماسی یا سیاست‌ورزی، روش تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی یک جامعه مي‌گردند. در این روش، آگاهی و اطلاع‌رسانی و اطلاع از مذاکرات، و اطلاع از هزینه‌ها و فایده‌های یک عملیات سیاسی و اقتصادی، بخشی از حقوق مسلم جامعه خواهد بود؟ در این معنا هیچ تعارضی میان حقیقت با مصلحت وجود ندارد. مصلحت‌ها جستجوی راهها و روش‌هایی است که در گیرودار نظام اجرایی و بورکراسی، مانع تحقق حقوق انسان مي‌شوند.
ادامه مطلب
سه‌شنبه 18 فروردین 1394
 نظرات(0)
محدوده آزادی، با نگاه تازه‌ای به حادثه پاریس
در باره آنچه که این روزها در پاریس اتفاق افتاد ، نظر من این است که: روزنامه شارلی ایبدو حق داشت و حق دارد که هرکسی و هر چیزی را و حتی تصاویر پیامبر گرامی اسلام را با کاریکاتور و حتی با ناسزا گفتن به چالش بگیرد. اما کار شارلی ایبدو ضداخلاقی بود. اکنون پرسیده می شود که چگونه مي‌توان تناقض میان آن حق و این ضداخلاق را حل کرد؟ حل این تناقض در گرو بیان همه حقیقت است. حقیقت این است که :
1- اغلب فلاسفه سیاسی، از فلاسفه لیبرال گرفته تا فلاسفه اجتماعی سوسیالیست، محدودیت‌هایی برای آزادی قائل شده‌اند. اکنون جای آن نیست که فهرستی از این نظریه‌ها را به اطلاع خوانندگان برسانم. اما من به هیچیک از این نظریه‌ها و محدودیت‌ها اعتقادی ندارم. از سالها پیش گفته و نوشته‌ام که آزادی یکی از حقوق اساسی و ذاتی انسان است و مانند سایر حقوق مطلق و نامحدود است. این حرف جرمی بنتام را مي‌پسندم که وضع هر نوع قانون تجاوزی به حقوق آزادی انسان است. شاید مراد و معنای ما از آزادی یکسان نباشد. اما چیزی که مطمئن هستم این است که اغلب تعریف‌ها از آزادی، تعریف قدرت است. به عبارتی با جابجا کردن معنای آزادی با قدرت، برای آزادی حد و حدود قائل شده‌اند. به عنوان مثال، حد آزادی را اخلال در آزادی دیگران تعریف کرده‌اند، و در این باره گفته مي‌شود: "آزادی حد دارد و حد آن تا جایی است که آزادی دیگران شروع مي‌شود". در جای دیگر گفته‌ام که این تعریف بدون یک واو کسر تعریف قدرت است. زیرا، این قدرت (= زور) است که حد دارد و حد آن تا آنجائی است که قدرت (= زور) دیگران شروع مي‌شود. به عنوان مثال، در بیشه زار حیوانات، هر یک از شیران دارای قلمروی زیست هستند. قلمرو زور هر شیر که در واقع تعین کننده قلمرو زیست اوست، تا جایی است که قلمرو زور شیر دیگر تعریف شده است. هر چند استفاده از واژه زور نیز سزای حیوانات نیست، چون این واژه تنها در خور انسان بیگانه شده در قدرت است. بدین‌ترتیب اگر معنای آزادی را از تمام زوائد قدرت (= زور) پاک کنیم، آزادی نامحدود مي‌شود. آزادی هر فرد مکمل آزادی دیگری است. چنانچه آزادی هر فرد مکمل سایر حقوقی است که هر فرد داراست.
2- فلاسفه سیاسی آزادی را به دو قسم آزادی منفی و آزادی مثبت تقسیم مي‌کنند. من ابتدا فکر مي‌کردم که این تقسیم‌بندی جدیدی است که توسط فلاسفه‌ای چون آیزایا برلین مطرح شده است. اما بعدها دیدم که این یک تقسیم‌بندی قدیمی و بسیار هم قدیمی است. از هگل و هابز که بنیانگذارن دقیق این تقسیم‌بندی به لحاظ فلسفه سیاسی بودند صرفنظر کنیم، رواقیون حدود سه قرن قبل از میلاد به آزادی مثبت معتقد بودند و اپیکورییست‌ها در چهار قرن قبل از میلاد به نظریه آزادی منفی قائل بودند. آزادی منفی و آزادی مثبت را در یک اصطلاح ساده هم بکار برده‌اند. "آزادی در" و "آزاد از"، این اصطلاح را اولین بار در آثار آقای دکتر سروش دیدم حالا اگر مرجع اصلی این اصطلاح کس دیگری است و یا همان کتاب چهار مقاله در باب آزادی اثر آیزایا برلین از همین اصطلاح استفاده کرده است و من دقت نداشتم، بیش از این اطلاعی ندارم.
ادامه مطلب
سه‌شنبه 30 دی 1393
 نظرات(0)
هیئت نوکران ابوالفضل احمد فعال

"هیئت نوکران ابوالفضل" این عنوانی بود که امروز در یکی از خیاباهای تهران با آن برخورد کردم. سال 1383 بعد از مشاهده فیلم اذیت و آزار همسر سعید امامی، بحثی تحت عنوان خاستگاه فلسفی شکنجه مطرح کردم. اکنون عنوان حیرت‌انگیز و فاجعه‌بار فوق بار دیگر تأمل آدمی را در پاسخ به این پرسش برمي‌انگیزد: که چرا برخی از افراد و گروه‌ها وجود دارند که بدون هیچ چشمداشتی نه تنها مرتکب جنایت مي‌شوند، بلکه جان خود را هم در راه جنایت علیه بشریت از دست مي‌دهند؟ چرا داعش و داعشیان، تا آن حد قصی‌القلب می شوند، که جامعه‌ای را چون رمگان و بدتر از ددان، از تیغ تیز می گذرانند و حتی در هله هله ضجه و شکنجه آنان نماز شادی مي‌خوانند؟
ادامه مطلب
شنبه 24 آبان 1393
 نظرات(1)
تهران يك غده سرطاني است، تا دير نشده عجله كنيد
افسانه‌ها تا وقتي كه افسانه‌اند، چشم‌‌ها را به خود خيره و افواه عمومي را در خود شگفت‌زده مي‌كنند. اما وقتي افسانه‌ها لباس واقعيت به تن مي‌كنند، ديگر هيچ چشمي را به خود خيره و هيچ فهمي را در خود شگفت‌زده نمي‌سازند. در ايامي نه چندان دور، گفته مي‌شد تهران به يك پاركينگ عمومي بدل مي‌شود. همه از شنيدن اين سخن در شگفت مي‌ماندند. اما امروز كسي از ديدن يك پاركينگ عمومي در وسعت شهر تهران شگفت زده نمي‌شود. گويي همه چيز عادي عادي است. در سالها پيش گفته مي‌شد كه عيدها تهران بسيار زيباست. زيرا شهر از تردد ماشين‌ها و آدم‌ها، بشدت كاسته مي‌شود. اما يكي دو سه سال است كه ترافيك تهران و شلوغي شهر عيد و عزا نمي‌شناسد. روز و شب نمي‌شناسد، تراكم ماشين‌ها و آدم‌ها امان از روح و جسم مردم ستانده است. چنين جامعه‌اي را با بدن‌هاي خسته و روح‌هايي فسرده، جز تكثير سرطاني سلول‌ها چه مي‌توان ناميد؟ اكنون افسانه ديروزي تجسم واقعي زندگي امروزينمان شده است. و آنها كه دستي بر آسياب فرسودگي روح و جسم ما دارند، شايد منافعي در قطع سلول‌هاي سرطاني نمي‌يابند. ادامه مطلب
چهارشنبه 16 مهر 1393
 نظرات(1)
چرا داعش
براي اينجانب قابل درك است كه فرد و افرادي وجود داشته باشند كه تا حد جنون به درجه حيوانيت و سبعيت نزول كنند و بعد خود را والاترين و شريف‌ترين انسان‌ها بشمارند. وقتي انسان از نفرت به ديگري لبريز مي‌شود، درست و نادرست اخلاقي وارونه مي‌شوند. درست نادرست مي‌شود و نادرست درست. درستي كه انسان درست مي‌پندارد (و لو اينكه غلط باشد) تا ماداميكه غلط آن را نيافته است، درست است و بايد بدان پايبند باشد. صرفنظر از تعاريف عيني و ذهني حقيقت، حقيقت نزد ما يعني همين. يعني چيزي را كه درست مي‌پنداريم، بدان وفادار بمانيم. يك مثال مي‌زنم. داعش مي‌گويد، رژيم بشار اسد جنايتكار است؟ حالا مي‌پرسيد چرا؟ مي‌گويد چون افراد بيگناه را مي‌كشد. اما خود آنها افراد را بدون هيچ گناهي و يا دستكم بدون اثبات گناه آنان با شنيع‌ترين وضعيت به قتل مي‌رسانند. كشتن و آواره كردن كودك 5 ساله جنايت است، چه كودك يك انسان پاك و آسماني باشد و چه كودك يك فرد جنايتكار. نياز به توضيح نيست كه كودك 5 ساله يا 5 ماهه جنايتكارترين و بدكارترين فرد روي زمين، با كودك 5 ساله و 5 ماهه پاك‌ترين فرد روي زمين، حتي به اندازه يك سرسوزن تفاوتي ندارند. الا اينكه به نظريه تبارگرايي و اصالت ژنتيك و يا اصالت خوني قائل باشيم. كه اين هر سه و هر چهار نظريه، هم در نگاه انسان متمدن امروز، و هم در نگاه قرآن و هم در نگاه وجدان انساني، نظرياتي فاسد و تبهكارانه هستند. ادامه مطلب
پنج‌شنبه 23 مرداد 1393
 نظرات(0)
   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387