«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
تضاد بيانيه‌نويسان با مواضع اصلي نامزدها

1-تا آنجا كه به خاطر مي‌آورم در نيمه‌هاي سال 1387 آقاي عبدي در يك مقاله به طور آشكار از آقاي كروبي حمايت كردند. اين مقاله در پاسخ و نقد اظهار نظرات آقاي آرمين صورت گرفت. آقاي آرمين در اظهار نظر خود گفته بودند : "امروز كه معلوم شده است جاده‌اي كه براي خروج از حاكميت در نظر گرفته شده بود و به گام زدن در آن دعوت مي‌شد و از كنار تابلوي خاتمي عبور مي‌كرد به منزل آقاي كروبي ختم مي‌شود، ماهيت آن شعارهاي آوانگارد و راديكال و درك و هوش سياسي صاحبان آن شعارها را بهتر مي‌توان درك كرد1". آقاي عبدي براي رد اين اظهار نظر مدعي بودند كه، اگر تا كنون به زير تابلو كسي سينه نزده‌ام، اما به طور اولي "سر از منزل كسي هم در نمي‌آورم2". اين ادعا در حالي انجام گرفت كه جلوتر در همان مقاله، آقاي عبدي در پاسخ آقاي آرمين و رأي اصلاح طلبان به رياست كروبي در مجلس، گفت: "اگر دوستان رأي دادن به رياست آقاي كروبي را بر خودشان افتخار و نشانه عقلانيت مي‌دانند، چرا امروز همراهي نسبي با وي را از سوي هر كس ، با طعنه و تمسخر بكار مي‌برند3؟". پس از اين اظهار نظر خواننده‌اي ضمن اشاره به بعضي از خصوصيات آقاي كروبي از آقاي عبدي توضيح خواستند كه چرا به نقد و ردّ سخنان آقاي آرمين پرداخته است، در حالي كه او به صراحت از آقاي كروبي حمايت كرده است؟ اما آقاي عبدي در پاسخ به اين خواننده اظهار داشتند كه من از آقاي كروبي حمايت نكرده‌ام. مجدداً خواننده با اشاره به نوشته‌ آقاي عبدي توضيح دادند كه شما به اين دليل و آن دليل از آقاي عبدي حمايت كرده‌ايد، اما آقاي عبدي مجدداً تاكيد كرد كه من از آقاي كروبي حمايت نكرده‌ و اين برداشت شما غلط است. اما امروز پس از سپري شدن زمان، معلوم شد كه نه تنها او سر از منزل كروبي در آورده‌ است و بي‌جهت بر رأي نادرست خود پافشاري مي‌كرد، بلكه براي نامزدي او نيز بيانيه هم مي‌نويسد. جلوتر اشاره خواهم كرد كه چگونه اين بيانيه با مواضع اصلي آقاي كروبي منافات دارد.
2-ابتدا مقدمتاً عرض كنم كه آقاي عباس عبدي در سال‌هاي اخير مقالات متعددي در نقد انديشه و رفتار اصلاح طلبان به رشته نگارش در آورده‌اند. او همواره از موضع يك اصلاح طلب به نقد اصلاح طلبان مبادرت كرده است. نگاه او به اصلاحات در پرتو يك انديشه ساختاري توجيه و تأويل مي‌شود. آقاي عبدي در مقاله‌اي به نام "انتخابات و سه نظام" ابتدا تفكيكي ميان دو ساختار حقوقي و ساختار حقيقي به عمل مي‌آورد. تا آنجا كه اين نويسنده مطلع است، ساختار حقوقي عبارت از قانون اساسي، ساخت روابط قدرت و از جمله روابط ميان قواي تعريف شده در قانون اساسي است. اما ساختار حقيقي عبارت از، ساخت روابط قدرت در مناسبات واقعي جامعه است، نه لزوماً آنچه كه در قانون اساسي وجود دارد. به عبارتي، ساختار حقيقي، نوع تلقي است كه حكومت كنندگان مي‌توانند از قانون اساسي داشته باشند و يا قانون اساسي را به تناسب تفسير خود اجرا مي‌كنند. در اينجا از اشتباه او در مي‌گذريم كه تعاريف او از ساخت حقوقي و ساخت حقيقي منطبق بر هم هستند. زيرا ساخت حقوقي برابر با تعريف آقاي عبدي "دركي است كه افراد و منتقدان وضع موجود از نظام برآمده از قانون اساسي ارايه مي‌كنند4". و بر خلاف گفته آقاي عبدي، اين ساخت حقيقي است كه شامل برداشت و درك حكومت كنندگان نسبت به قانون اساسي مي‌شود. تنها زماني مي‌توان ساخت حقوقي را همان برداشت و تلقي حكومت كنندگان و منتقدين نسبت به قانون اساسي دانست، كه سراسر قانون اساسي از جمله مهمترين اصول و قوانيني كه راجع به حقوق جامعه و روابط قدرت مي‌شوند، ابهام آميز باشند. در اين وضعيت، ساخت حقوقي چيزي جز همان ساخت حقيقي نخواهد بود.
اكنون بدون اشاره به درست يا نادرست بودن تعاريف آقاي عبدي در باره ساخت حقيقي و حقوقي و عدم اعتنا به اينكه جاي ساخت حقوقي و حقيقي وارونه يكديگر تعريف كنيم، مشكل جامعه را از ديد او به مطالعه مي‌گذاريم. به نظر مي‌رسد كه او مشكل اصلي جامعه را برداشت و تفسير ناصواب حكومت كنندگان (ساخت روابط حقيقتاً موجود در جامعه) از قانون اساسي مي‌شناسد. متقابلاً او نسبت به نظام حقوقي جامعه، شامل آنچه كه روابط قدرت و حقوق جامعه در قانون اساسي مي‌شود (يا همان نظام سياسي موجود) به طور نسبي اعتقاد و التزام دارند. در غير اين صورت (يعني عدم اعتقاد به نظام سياسي موجود) اصلاحات و اصلاحگري معناي خود را از دست مي‌داد. بدين‌ترتيب او جريان اصلاحات را منوط به اصلاح ساخت حقيقي يا برداشت و تفسير حكومت كنندگان از قانون اساسي و از نظام سياسي مي‌شناسد. پيرو اين نظر مي‌نويسد :"هيچ فرد يا گروهي نمي‌تواند مردم را برحسب ايده نظام حقوقي خود بسيج كرده و پاي صندوق رأي بكشاند، اما در عمل خود را ملتزم به قواعد رفتاري نظام حقيقي نيز بداند". آنطور كه نويسنده اين سطور مي‌فهمد، از نظر عبدي هيچكس نمي‌تواند بدون عدم التزام به ساخت روابط قدرت موجود و حقيقي، مردمي را به سوي بازگشت به اصل قانون اساسي و نظام حقيقي جامعه دعوت كرد. به عبارتي :"هيچ گروهي نمي‌تواند با طرفداري از نظام حقوقي، راهي را برود كه در نهايت چشم اميدش به نظام حقيقي باشد5". به ديگر سخن از نظر آقاي عبدي، طرفداري از جريان اصلاحات زماني است كه دعوت كننده هيج التزام و چشم انتظاري نسبت به نظام حقيقي (يا ساخت روابط قدرت حقيقتاً موجود) نداشته باشد. چگونه است كه آقاي عبدي معتقدند و مي‌نويسند :"در شرايط حاضر (به اين شرط تأكيد مي‌كنم) توفيق در بسيج مردم جهت شركت در انتخابات با وعده ايجاد اصلاحات از خلال اعتقاد به نظام حقوقي و در مقابل ورود در انتخابات از موضع التزام به نظام حقيقي و با اتكا به سازوكارهاي اين نظام، خيالي بيش نيست6". چه آنكه به زعم او "حضور انتخاباتي از چنين موضعي (طرفدار نظامي حقوقي بودن اما در عمل ملتزم به نظام حقبقي بودن) و با چنين شرايطي، مصداق بارز آن كسي است كه با ريختن يك پاتيل ماست درصدد درست كردن دوغ در يك استخر بزرگ بود7". اگر مراد او در شرايط حاضر در آبان ماه 1387 است نه امروز، پرسيدني است (همانطوري كه خود او همواره همين پرسش را از اصلاح طلبان مي‌كرد)، شرايط امروز با 6 ماه پيش و به ويژه در ساختار حقيقي قدرت چه تغييري كرده است كه سخن او به امروز مربوط نشود؟
3-اكنون جاي پرسش اينجاست كه آيا آقاي عباس عبدي كه اينك مسئوليت بيانيه‌نويسي (به زعم اينجانب) آقاي كروبي را بر عهده مي‌گيرد، خود آقاي كروبي چشم اميد خود را از نظام حقيقي سلب نموده است. آيا تفسير آقاي كروبي در گذشته (مجلس ششم) مبني بر كنار گذاشتن لايحه قانون مطبوعات و تأكيد او در امروز در پاسخ به يك سؤال دانشجويان كه: "آيا شما به اين جمله حضرت امام(ره) كه حفظ نظام از اوجب واجبات است، اعتقاد داريد؟ اگر حفظ نظام اقتضا كند كه اين جمعيت را يكجا بازداشت كنيد آيا اين كار را خواهيد كرد؟8" و پاسخ ايشان كه گفتند: "اگر نظام با اين جمع به خطر افتاده باشد بلي9". حكايت از التزام سرسخت او به اصلي‌ترين اركان حقيقي روابط قدرت در جامعه است، چگونه تفسير مي‌شود؟ آيا وقتي آقاي عبدي "حاكميت را كل تجزيه‌ناپذير مي‌دانند10" و بعد بر اساس تجزيه‌ناپذيري حاكميت به اصلاح طلبان توصيه مي‌كند كه: "آيا فكر نمي‌كنند دولت كنوني با همه اشكالاتش به دليل همراهي كل ساختار با آن راحت‌تر مي‌تواند كار كند11"، چگونه است كه با حضور آقاي كروبي حاكميت تجزيه مي‌شود؟ آيا حضور يك فرد هر چند عملگرا مي‌تواند ساخت حقيقي قدرت را تجزيه كند و مانع تفسيرهاي ناصواب از قانون اساسي شود؟ اين ادعاي خود آقاي عبدي است، آنجا كه در گفتگو با حجاريان مي‌گويد :" ببین من می خواهم بگويم اتفاقی که دارد می‌افتد از یک مشكل ساختاری حكايت مي‌كند، اما سخنان تو دعوا را به یک فرد تقلیل می دهد.... آیا ما کل وضعیت سیاسی را به یک فرد تقلیل می دهیم؟ یعنی اگر یک فرد برود و دیگری بیاید همه چیز درست خواهد شد12؟". چگونه است وقتي بيش از يك سال پيش در رابطه با انتخابات مجلس شورا با راديو دويچه وله مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد، چون "مشكل اصلي اين است كه انتخابات به معناي واقعي نيست، يعني انتخاب مضمون ندارد13" پس "ولشان بکنید، بگذارید هرجوری می‌خواهند خب راه خودشان را بروند. اگر فکر می‌کنند ما می‌توانیم جلویش را بگیریم، این دروغ است، دروغ است، دروغ است! چون موقعی که قدرت داشتند، صندلی ریاست دولت و مجلس را داشتند، هیچ اقدامی برای جلوگیری از این اوضاع نکردند. این اوضاعی که توی این دوساله رخ داده است، مستقل از آن چهارسال دوران آقای خاتمی نیست که بخواهد بگوید آن دوره از الان بهتر بود. ما هدفمان این نیست که یک دوره‌ی خوب داشته باشیم، ما هدفمان این است که دوره‌ای داشته باشیم که بعدش دوره‌ بد نیاید، دوره‌های بدتر نیاید14". اما اينك بدون اينكه هيچ چيز تغيير كرده باشد و يا او حداقل از تغييرات خاصي ياد كرده باشد، سر از بيانيه نويسي در مي‌آورد؟
4-اكنون آقاي عباس عبدي بدون اينكه كوچكترين توضيحي درباره نگاه‌ها و انديشه ساختاري خود در باره اصلاحات ارائه دهد، نه تنها سر از منزل آقاي كروبي در آورده است، بلكه بدون هماهنگي با مواضع او براي او بيانيه صادر مي‌كند. حقيقت اين است كه وقتي بيانيه آقاي كروبي را از مطالعه مي‌گذراندم، نيك مي‌دانستم كه هم اين بيانيه توسط آقاي عباس عبدي نوشته شده است و هم آنكه مواضع بيانيه‌نويس با مواضع آقاي كروبي به كلي زمين تا آسمان متفاوت است. تا اينكه خود آقاي عبدي طي يك مقاله راه كارهاي اجرايي كردن بيانيه را نشان دادند كه حكايت از بيانيه نويسي خود او داشت15. اين بيانيه تقريباً از يك نگاه ساختاري به نظام حقيقي و نظام حقوقي كشور نگاشته شده است. به طوري كه وقتي از حقوق ناشي از آزادي‌ها سخن مي‌گويد، مي‌نويسد "حقوق سياسي فقط محدود به انتخاب شدن نيست بلكه دسترسي آزاد به اطلاعات و آزادي بيان نيز جزو لازم و لاينفك اين حقوق است. متاسفانه در گذشته در برابر خواست من براي راه‌اندازي شبكه‌اي ماهواره‌اي مخالفت غيرقانوني شد و اينك روشن شده است كه مردم را نمي‌توان از دسترسي به اين شبكه‌ها محروم كرد و لذا وضعيت جاري به‌عنوان يك خطر براي سلامت اطلاع‌رساني تلقي شده است، از اين رو معتقدم كه تمامي نيروهايي كه در چارچوب قانون فعاليت مي‌كنند و قصد خدمت به جامعه را دارند، بايد بتوانند آزادانه به رسانه‌هاي خاص خود دسترسي داشته باشند و نيز بايد شرايط رقابتي را براي رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و مكتوب فراهم كرد تا با خارج شدن از انحصار موجود، به پويايي و تحرك رسانه‌اي كمك شود16". اين متن طولاني چيزي جز بيانيه نويسي نبود. اما در واقعيت وقتي از خود آقاي كروبي پرسيده مي‌شود كه: "برخي بدبين هستند و مي‌گويند در جامعه يي که نزديک به هفت ميليون سايت فيلتر مي‌شود يک روزنامه به خاطر يک خبر کوچک از يک تشکل به راحتي بسته مي‌شود. اصلاح قانون اساسي براي تاسيس يک تلويزيون خصوصي شايد هنوز با ظرفيت‌هاي جامعه ما مطابقت ندارد و امکان پذير نيست، پاسخ شما چيست17؟"
پاسخ آقاي كروبي نه تنها به كلي با انديشه و ادبيات بيانيه متفاوت است، بلكه گويي يكي از طرفداران اصول گرا كه دلخوريهاي بسياري هم از از سوء استفاده كنندگان آزادي دارد، چنين پاسخ داده است. به اين پاسخ‌ها توجه كنيد :"علت اين است که آزادي از دو طرف آسيب ديده است؛ يک طرف آنهايي که آزادي را برنمي‌تابند و تحمل آزادي را ندارند و دوماً متحجر هستند و حداقل به شما تنگ نظر هستند. يک آسيب هم از جايي مي‌بينيم که حريم آن را نگه نمي‌دارند و از خط قرمزها خارج مي‌شوند و نتيجه اين مي‌شود که فضاي اينچنيني به وجود مي‌آيد. در ابتداي انقلاب اين مساله را مشاهده کرديم، متاسفانه بعد از دوم خرداد هم پيش آمد. من هميشه نگران بودم که باز وضع ما وضع اول انقلاب نشود. واقع اين است که مطبوعات يکسري تجاوزات و حرف‌هاي خلاف قانون و خلاف شرع داشتند. آقاي عطريانفر که چپي و روشنفکر است با تعبير طنز مي‌گفت کار مطبوعات به جايي رسيده بود که کم کم سر به سر خدا هم مي‌گذاشتند. اين آزادي نيست. بعد هم در بسياري چيزها که فن آنها نيست وارد مي‌شوند؛ چيزهايي که بايد در مدرسه و در کلاس بحث شود در مطبوعات مطرح مي‌شود و باعث مي‌شود حرفي در ذهن جوان برود که آثار آن مشخص نيست. افراط و تفريط‌ها موجب شده است اين مسائل به وجود آيد. ولي اگر متوليان به صورت معقول حرکت کنند و گمان نکنند در محيط سخت گيري که به طرف بگويند شما ارزشي نيستيد، بگويد ارزشي هستم آن طرف هم فکر نکند براي اينکه اين حرف را زده اصلاح طلب پيشرو نيستيد. اگر اينها را رعايت کنند همه چيز مشخص مي‌شود آن وقت بحث‌هاي ما امکان پذير مي‌شود18". همچنين در حالي كه بيانيه از سيستم كنترلي جامعه نسبت به حكومت كنندگان سخن مي‌گويد، آقاي كروبي بيشتر نگران كنترل آزادي‌هاست. وقتي از او پرسيده مي‌شود: "همان طور که خودتان گفتيد شما مدافع حقوق کساني هستيد که به خاطر عقيده و فعاليت اجتماعي- سياسي مورد تعقيب دستگاه قضايي قرار مي‌گيرند. يک گام آن طرف تر برويم، آيا کاري خواهيد کرد که اساساً کار به برخورد دستگاه قضايي نرسد که شما مثلاً نياز نباشد به فلان قاضي زنگ بزنيد19؟" و او پاسخ مي‌دهد: "من طرفدار اين هستم ولي اين اراده هر دو طرف را مي‌خواهد. اولاً يک رئيس جمهور قاعدتاً نمي‌تواند همه کارها را حل کند ولي جامعه به تعليم و تربيتي نياز دارد که قوانين اين طور نشود. ما بايد متعهد باشيم. تمام افرادي که از خارج مي‌آيند و در کانون دموکراسي زندگي مي‌کنند مي‌گويند در آنجا هم کنترل و مهاري وجود دارد. روزي که آقاي خاتمي به آلمان مي‌رود برادر خانم فاطمه رجبي فرزند مرحوم آقاي دواني که رايزن ما بود و فرد بسيار ارزشمندي است، مي‌گفت مشخص بود که کنترل مي‌شد تا چيزي راجع به ايران گفته نشود. ما اين طور نيستيم. اين موضوع به اراده دو طرف نياز دارد و من به تنهايي نمي‌توانم همه اين کارها را انجام دهم؛ هم مسوولان و هم پيشتازان و هم قلم زنان بايد کار بکنند، يعني احساس کنند اگر مي‌خواهند چنين چيزي کامل شود بايد بدانند چه کار کنند. در نشريه يي به علم اميرالمومنين گير مي‌دهند. مگر يک دانشجو از علم اميرالمومنين چه مي‌داند؟ کلام خوانده‌اند؟ آنها را وارد بحثي مي‌کنند که اصلاً او علمش را ندارد. اين کار يک عالم، فقيه، فيلسوف و متکلم است. مي‌گويد ما مي‌توانيم عليه خدا تظاهرات هم بکنيم. طرف مقابل هم مي‌گويد آنها مي‌خواهند حريم‌ها را بشکنند. آنها به دنبال اسطوره شکستن و حريم شکستن هستند20". در حالي كه بيانيه از پاره‌اي از تغييرات و به ويژه تغييرات اساسي در قانون اساسي سخن مي‌گويد، مانند : "ايجاد و تقويت اينگونه نهادها را به عنوان يك حق شهروندي سرلوحه سياست‌هاي خود قرار داده و با حمايت از تكثر و تقويت احزاب، انجمن‌ها و گروه‌هاي سياسي، كارگري، دانشجويي و... به بسط اين حق كمك خواهم كرد. ايجاد تشكل‌هاي كارگري، كارفرمايي، صنفي و مستقل و نيز تشكيلات پزشكي، وكلا، روزنامه‌نگاران و هنرمندان و حضور آنها در تصميم‌سازي و مشاركت آنها در امور مربوط به خود، حق مسلم آحاد مردم است كه بايد مورد توجه قرار گيرد و موانع پيش روي آنان برداشته شود. بايد حق مردم را با انتقال تصميم‌سازي به آنها از طريق كوچك كردن دولت كاملا رعايت كرد. بخشي از اين اصلاحات حقوقي را مي‌توان از طريق مجاري عادي مثل مجلس و دولت انجام داد اما بخشي نيز از خلال تقاضا براي اصلاح قانون اساسي انجام‌شدني است، از جمله افزايش اختيارات شوراها و شوراهاي استاني، تغيير در اصل 44، افزايش برخي ايده‌ها و حقوق و تصريح آنها از جمله در زمينه محيط‌زيست و برخي تداخل اختيارات و نيز لغو انحصارات مختلف از جمله انحصار رسانه‌اي موضوعاتي است كه مي‌تواند براي اصلاح قانون اساسي پيشنهاد گردد21"، ليكن آقاي كروبي وقتي در مقابل اين پرسش قرار مي‌گيرد كه : "بحث ديگر من در مورد اصلاح قانون اساسي است. اين حرف در نوع خود حرف بي نظيري بود، هيچ کس جرات نمي‌کرد حداقل حرف آن را بزند زيرا شائبه‌هايي ايجاد مي‌شد. حضرتعالي براي اولين بار اين را مطرح کرديد که ما بايد قانون اساسي را روز آمد کنيم، آيا قطعاً و واقعاً اين را اجرايي مي‌کنيد يا برنامه يي براي اجرايي شدن آن داريد22؟" او از همه آنچه كه در بيانيه است چشم مي‌پوشد و تنها از دغدغه و نگراني هميشگي خود كه در رابطه با نظارت استصوابي است ياد مي‌كند و مي‌گويد :"هر چيزي مکانيسمي دارد که تعيين شده است. وقتي صحبت از اصلاح قانون اساسي مي‌کنم مشخص است که چه اصولي مد نظر است. همان طور که در آنجا يادآوري کردم قانوني مانند شوراها و مشابه آن نظارت استصوابي که بايد توضيح دهيم تا ابهامات از بين برود و درگيري وجود نداشته باشد و آن را حل کنيم، زيرا مسلم است انتخابات ناظر نياز دارد، چه مجري دولت کنوني باشد چه من باشم. اگر ناظر آن هم شوراي نگهبان باشد، ما بايد طوري عمل کنيم که شوراي نگهبان اختيار مطلق نداشته باشد که فرع بر اصل حاکم شود. اصل اين است که مجري وزارت کشور است و شوراي نگهبان ناظر، ولي الان شوراي نگهبان همه کاره است. نبايد اين طور باشد. در کجاي دنيا، ناظر بر متولي و مجري تا اين اندازه حاکم است؟ من جزء مدافعان هستم23". با اين وصف آيا بهتر نبود كه بيانيه‌نويسان پيش از نگارش بيانيه، آراء خود را با آراء نامزدهاي رياست جمهوري هماهنگ كنند؟ آيا وقتي وعده وعيدها در باره آزادي و حقوق اساسي جامعه بدون هيچ پشتوانه نظري و تجربي ابراز مي‌شوند، چون ساير وعده وعيدهاي ديگر نيستند كه شما آنها را عوام فريبانه و با هدف كسب قدرت بيان مي‌كنيد؟
5- در خاتمه اشاره به اين حقيقت لازم است كه، سخن گفتن در باره آزادي و عدالت و رفع تبعيض از انسان‌ها و سخن گفتن در باره حقوق اساسي جامعه، نياز به اصول ومبادي‌اي دارد كه ريشه‌هاي استوار در بيان آزادي و حقوق انسان داشته باشند. در غير اين صورت در بزنگاه هر انتخاباتي در هر كجاي جهان، بدخيم‌ترين قدرتمدارن وجود دارند كه خطابه‌هاي آتشين در بيان حقوق مردم و رفع انواع تبعيض ها سر مي‌دهند، بدون اينكه خود هيچ باور و اعتقادي به گفته‌هاي خود داشته باشند. آقاي ساموئل هانتيگتون در كتاب خود گزارش مي‌دهد كه بعد از دهه 1950 به اين طرف هيچ ديكتاتوري در دنيا بدون ادعاي آزادي، ديكتاتوري نكرده است23. به عنوان مثال، وقتي آقاي كروبي و ساير نامزد‌هاي احتمالي اصلاح طلبان از آزادي و حقوق جامعه سخن مي‌گويند، چگونه به اين پرسش ساده پاسخ مي‌گويند كه : در دموكراسي ديني مورد قبول شما، مناسبات دين و دموكراسي و انتخاب جامعه چگونه است؟ اگر جامعه‌اي با اتفاق و يا اكثريت آنها، ضمن دينداري و دين‌ورزي، اما نخواستند قوانين ديني بر زندگي و معيشت آنها جاري شود، دموكراسي ديني چگونه با اين انتخاب برخورد مي‌كند؟ اگر براي رفع مسئوليت و ابراز ژست دموكراسي خواهي، پاسخ خواهيد داد كه خوب جامعه مي‌تواند انتخاب خود را داشته باشد؟ پرسيده مي‌شود، وقتي مدار انتخاب جامعه در يك دايره تعريف شده بسته است، چگونه23؟
فهرست منابع:
1- مقاله باز هم تحريف مواضع چرا؟ نوشته آقاي عباس عبدي سايت آينده
2- همان منبع
3- همان منبع
4- مقاله انتخابات و سه نظام نوشته عباس عبدي سايت آينده
5- همان منبع
6- همان منبع
7- همان منبع
8- پرسش يكي از دانشجويان در جمع دانشجويان دانشگاه تهران اعتماد ملي 6/588
9- همان منبع
10- مصاحبه راديو دويچه وله با عباس عبدي 12/3/2008
11- مقاله چگونه آمدن مسئله اين است، نوشته عباس عبدي سايت آينده
12- گفتگوي عباس عبدي با سعيد حجاريان سايت آينده
13- مصاحبه راديو دويچه وله با عباس عبدي 12/3/2008
14- همان منبع
15- اشاره به مقاله عباس عبدي با عنوان، شرحي بر بيانيه حقوق شهروند اعتماد ملي 30/1/88
16- بخش سوم بيانيه حقوق شهروندي آقاي كروبي
17- مصاحبه با آقاي كروبي - روزنامه اعتماد ملي
18- همان منبع
19- همان منبع
20- همان منبع
21- بخش سوم بيانيه حقوق شهروندي آقاي كروبي
22- مصاحبه روزنامه اعتماد ملي با آقاي كروبي
23- به كتاب موج سوم دموكراسي نوشته ساموئل هانتيگتون مراجعه شود
24- توضيح اينكه نويسنده در مقاله‌اي با عنوان نسبت سياست و دين ورزي و اين همان خواندن دموكراسي و دين، به اين پرسش پاسخ گفته است.
Ahmad_faal@yahoo.com



سه‌شنبه 8 اردیبهشت 1388
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387