«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
شرايط يكسان، دلايل دوگانه

پيشتر در باره اعتماد و فراتر از آن، درباره جنبش اعتمادسازي سخن به ميان آمد. تجربه‌ها نشان مي‌دهند كه جريان روشنفكري و سياست‌ورزي كمترين كوششي براي جلب اعتماد عمومي از خود نشان نداده‌اند. توجه به اين حقيقت بسيار مهم است كه، از جلب اعتمادها تا ايجاد جنبش اعتمادسازي فاصله بسيار وجود دارد. اكنون در شرايط حاضر، جامعه ما در وضعيت بسيار سختي قرار دارد. وضعيتي كه تمام پيوندهاي اعتمادانگيز، در سطوح مختلف جامعه از ميان رفته‌اند. اعتمادها به موجب استواري بر حقيقت و امتناع از مصلحت‌ها و ملاحظات تحصيل مي‌شوند و جنبش اعتمادسازي به موجب مخاطب قرار دادن وجدان جمعي در بيان حقيقت حاصل مي‌شود. همچنين است كه اعتمادها به موجب پذيرش مسئوليت و انتقادپذيري بدست مي‌آيند و جنبش اعتمادسازي به موجب مخاطب قرار دادن وجدان جمعي در مسئوليت و انتقادپذيري بدست مي‌آيد. اگر حقايق به تمام و كمال بيان نشوند، اعتمادها بازنمي‌گردند و اگر مسئوليت رفتار و انديشه‌هاي خود را بر عهده نگيريم، هيچ اعتمادي بازنخواهد گشت.
با توجه به مقدمه اي كه از پيشاروي خوانندگان گذشت، توجه آنها را به يك تجربه در دو دوره انتخابات جلب مي‌كنم. گفتن ندارد كه در آستانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در ايران، بخش بزرگي از تحريميان دوره‌هاي قبل و به ويژه تحريميان دوره نهم انتخابات رياست جمهوري، به صحنه انتخابات حضور پيدا كرده‌اند. آنها براي حضور خود دلايلي ارائه مي‌دهند، اما در بيان اين دلايل هيچ اشاره‌اي به پذيرش مسئوليت و انتقادپذيري نسبت به رفتارهاي انتخاباتي گذشته خود نداشته‌اند. فهرست تمام و كمال تحريميان گذشته در حافظه نويسنده نيست. اما به خاطر دارد كه يكي از مهمترين دلايل آنها در عدم مشاركت، وجه بي كفايتي جريان اصلاحات در پيشبرد دموكراسي و حقوق مدني بود. تا جايي كه اعلام جبهه دموكراسي‌خواهي از سوي يكي از نامزدهاي رياست جمهوري، توجه چنداني در نيروهاي دموكراسي خواه پديد نياورد. در پايان انتخابات و پس از پيروزي دولت نهم، مجادله سختي ميان تحريميان و طرفداران اصلاحات صورت گرفت. طرفداران تحريم معتقد بودند كه پيروزي دولت نهم محصول ناتواني اصلاحات در تعميق جريان دموكراسي و آزادي و دفاع از حقوق جامعه بود. و متقابلاً طرفداران اصلاحات معتقد بودند كه پيروزي دولت نهم نتيجه جريان تحريم بود. به زعم آنها، اگر تحريميان به جاي تحريم رويكرد مشاركت در انتخابات را بر مي‌گزيدند و نيز اگر جامعه دست به تحريم نمي‌زد، اكنون شاهد وضعيتي نبوديم كه جامعه ايراني را در سراشيبي پرتگاه قرار داده باشد.
اكنون توجه خوانندگان را به تجربه‌هاي نزديكتر جلب مي‌كنم. پاره‌اي از جريان‌هاي دانشجويي و شخصيت‌هاي سياسي، در بيان دلايل خود براي حضور در انتخابات، صرفاً به عدم پيروزي دولت نهم اشاره مي‌كنند. اما آنها از خود نمي‌پرسند كه اگر عدم پيروزي دولت نهم تنها دليل حضور آنها در انتخابات است، پس چرا به همين دليل در دوره قبل در انتخابات حضور نيافتند؟ اگر عدم حضور جامعه نتيجه تأثير مستقيم عملكرد تحريميان نباشد، اما هر تحريمي و هر دعوتي ، در حقيقت بيان طرح و الگويي است كه جامعه برابر با آن رفتار كند. اين حداقل مقتضيات سياست‌ورزي و روشنفكري است. و اين حداقل پاسخي است كه از نظام توقعات تحريميان و دعوت‌ كنندگان بر مي‌آيد. بنابراين، كساني كه در دوره قبل انتخابات را تحريم نمودند، و نتيجه آن پيروزي دولت نهم بود، و اكنون به همان دليل دعوت به مشاركت در انتخابات مي‌كنند، بدون هيچ ترديد بايد مسئوليت وضعيتي را كه آنها بحران و يا سراشيبي سقوط و...توصيف مي‌كنند بر عهده بگيرند. به ديگر سخن، اگر نتيجه عدم مشاركت، امتداد بخشيدن به نوار پيروزي بحران آفريني است، چرا به همين دليل از آغاز مانع از تشكيل نوار بحران آفريني نشدند؟ در نتيجه آيا حق با اصلاح طلبان نيست كه مسئوليت بحران آفريني را مستقيماً بر عهده اين دسته از تحريميان بياندازند؟ آيا آنها چنين مسئوليتي رابر عهده مي‌گيرند؟
حقيقت اين است مسئوليت وضعيت كنوني، حداقل بر اساس موضوعي كه نويسنده در اين نوشتار تعقيب مي‌كند، نمي‌تواند بر عهده كساني باشد كه در شرايط حاضر دست به تحريم زده‌اند. چه آنكه آنها لزومي به طرح دلايلي ندارند كه دعوت كنندگان امروز و تحريميان ديروز مبادرت به طرح اين دلايل مي‌كنند. اين است كه وقتي در شرايط يكسان دلايل دوگانه و موضعگيري‌هاي دوگانه اتخاذ مي‌شود، آثار چنين مواضع ناراستي جز دور شدن از حقيقت و دامن مصلحت بر تن حقيقت دوختن و در نتيجه، افزودن بر دامنه بي‌اعتمادي‌ها نيست.
ممكن است تحريميان ديروز و دعوت كنندگان امروز، كابوس ناشي از وضعيت كنوني را مهمترين دليل خود، در اعلام دعوت به مشاركت نمايند. اما پرسيدني است كه، آيا وضعيت كنوني و كابوس ادعايي آنها از همان آغاز قابل پيش بيني نبود؟ اگر آنها نمي‌توانستند، چنين كابوسي و چنين وضعيتي را پيش‌بنيي كنند، اولاً چرا بدون انتقاد از رويه گذشته، تغيير موضع داده‌اند؟ ثانياً آيا به ناتواني خود در تحليل رويدادها و تحليل واقعيتِ نظامي كه با آن روبرو هستند، اعتراف مي‌كنند؟ اما واقعيت اين است كه وضعيت كنوني نه تنها نسبت به دوران اصلاحات كابوس نيست، بلكه از پاره‌اي جهات به دوران گذشته نيز ارجحيت دارد. دليل نخست، تجريه شخصي نويسنده در سازمان كار است. اين تجريه نشان مي‌دهد كه روند آريستوكراسيون مديريت (اشراف سالار كردن مديريت) كه نتيجه دو دولت پيشين است، در شرايط حاضر خيلي جدي‌تري از گذشته رو به پيش نيست. دليل دوم اينكه، وضعيت كنوني هر چه هست و هر چه نيست، يكسان كردن درون و بيرون نظام سياسي و اقتصادي است، در حالي كه اصلاح طلبان كوشش دارند كه تا با وارونه كردن حقيقت، واقعيت را بپوشانند.
Ahmad_faal@yahoo.com
www.ahmadfaal.com
دوشنبه 4 خرداد 1388
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387