«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
پاسخ به احمد پناهنده
آقاي پناهنده با سلام
تا كنون بارها مقالات و يادداشت هايتان را همراه با آدرس وب لاگ، براي اينجانب ارسال نموده‌ايد. مقالات و يادداشتهايي كه فحواي آن عمدتاً دفاع از نظام پادشاهي و ضديت با اسلام گرايي است. اخيراً نيز در آخرين يادداشت، جمهوري ايراني را بنا به تفسير خود، همان نظام پادشاهي تلقي نموده ايد. در باره خطوط كلي يادداشت ها و مقالات شما چند نكته كلي و به طور خلاصه اشاره خواهم كرد، باشد كه مورد استفاده شما قرار گيرد.
1- لطف بفرماييد به خوانندگان خود بگوييد، كه نظام پادشاهي چه سنخيتي با نظام رأي گيري (دموكراسي) دارد؟ حداقل بعد از جريان مصدق و استقرار كامل نظام پهلوي تا انقلاب 22 بهمن ماه چه شواهد و قرائني ارائه مي دهيد كه نظام سياسي ، نظام اجتماعي، نظام اقتصادي و نظام فرهنگي در جامعه و تأسيسات و نهادهاي منتصب به نظام قدرت، برانگيخته نظام تصميم گيري جامعه بوده است؟ پاسخ شما به اين پرسش، موضوعی است كه در تجربه زندگي اجتماعي ايرانيان قرار دارد، اما آنچه كه به حقوق انسان مربوط است، پرسش مهم اينجاست كه: نظام سلطنت با انتساب به اصل توارث قدرت، چه سنخيتي با نظام تصميم گري جامعه دارد؟
2- به غير از مسائل مختلف پيرامون نظام تصميم گيري، و نابرابري ها و تبعيض ها و تضادهاي پرشمار و بي كران، و به غير از سركوب سياسي و شكنجه ها كه در رژيم سابق وجود داشت، چه قرائني و دلايلي دال بر وجود آزاديهاي سياسي و مدني در جامعه پيش از انقلاب وجود دارد كه شما دوست گرامي را بي مهابا به دفاع از ارزش هاي نظام سلطنت برانگيخته است؟
3- همينجا جهت اطلاع شما يادآور شوم كه مبارزه همه ايرانيان و همه اقشار و همه طبقات اجتماعي داخل و خارج از كشور براي آزادي و دفاع از حقوق و ارزش هاي دموكراتيك، في نفسه گرامي و مستقل از لواحق فکری آنان ارزشمند است. اما اين مبارزات زماني در واقعيت، ارزش واقعي خواهند يافت، كه اولا با فرهنگ آزادي و استقلال و حقوق ملي ايران و ايرانيان سنخيت داشته باشند و ثانياً ماهيت فكري و فرهنگي مبارزه و تلاشگران آزادي با عناصري چون گذشت، فداكاري، برابري و مردم گرايي، همعنان باشد. اگر آنها كه مبارزه مي كنند و يا به مبارزه براي آزادي و استقلال ايران علاقمند هستند، اما فاقد اين عناصر فرهنگي و فكري هستند، بهترين كمك و مبارزه آنها، يا دست شستن از مبارزه و كنار كشيدن از صحنه مبارزه است و يا آنكه خود را در ذيل ساير مبارزان آزادي و استقلال قرار دادن است. به ديگر سخن، به گمان اينجانب (بدون هيچ اغراض و صرفاً بنا به تجربه)، طرفداران نظام سلطنت به دليل ماهيت رفاه‌ طلبي و تبعيض گرايي و مهمتر از همه، به دليل ماهيت آريستوكراتيك، براي مبارزه كردن و كمك به مردم ايران همان بهتر كه يا بكنار بنشينند و از آلوده كردن حرکت اجتماعی و سیاسی مردم ایران به عناصر آريستوكراتيك بپرهيزند و يا آنكه بدون هيچ نشانه فرهنگي در سايه ساير مبارزان آزادي و استقلال گام بردارند.
4- شما در يادداشت هاي خود اسلام را ضد ايران و ضد آزادي و ضد حقوق خوانده ايد. با شما موافق هستم كه امتزاج دين و قدرت (=حكومت) تركيب ناميموني است كه همواره فرزند اين ذوج جز نفي ازادي نخواهد بود. اما اين امتزاج به غير از امتزاج دين و سياست است، اگر لازم دانستيد، مقالاتي را كه در اين رابطه نگاشته ام، براي شما ارسال خواهم كرد. اما از همه مهمتر ضد ايراني خواندن اسلام در تفكر شماست. آيا به زعم شما، همينكه اسلام از سرزمين اعراب به ايران آمد، كافي است كه آن را ضد ايراني بخوانيم؟ آيا از ميان اديان بزرگ كدام دين را سراغ داريد كه اولا از ميان اعراب سامي برنيامده و ثانيا، ماهيت قومي و ملي و سرزميني داشته باشند؟ ثانياً، چگونه اسلام داراي ماهيت ضد ايراني است، اما قرنهاست كه با جزء جزء تفكر و فرهنگ ايرانيان سرشته شده و با جزء جزء آداب و رسوم ايرانيان زندگي مي كند؟ چگونه است كه فرهنگ ايراني نه تنها به دفع اين عنصر ضد ايراني مبادرت نكرده است، بلكه تمام انديشه گران؛ فلاسفه، شاعران و اديبان اين سرزمين، يك به يك انديشه و ادب خود را به اين عناصر در آميخته‌اند؟ همينجا جهت اطلاع شما بگويم كه فرهنگ ايران از زمان باستان تا كنون داراي دو عنصر مهم انسان دوستي و برابري بوده است. به ديگر سخن، بر خلاف نظرات رايج، خواستگاه اومانيزم و سوسياليزم در ايران بوده و هست و نه در سرزمين غرب. و مردم ايران از آغاز ظهور اسلام، دين اسلام را به دليل همين دو ويژگي بوده كه پذيرفته و برتافته اند. دو ويژگي كه همواره روياروي نظام آريستوكراتيك و از جمله نظام سلطنت قرار داشته و دارد. تنها از نابختياري ايرانيان اين بوده و هست كه اين فرهنگ فاقد ارزش هاي آزادي بوده است، و هم از اين روست كه دو ويژگي برابري و انسان دوستي به موجب فقدان آزادي، به جاي آنكه در مظاهر دموكراتيك بازتوليد شوند، همواره در مظاهر آريستوكراتيك بازتوليد شده‌اند. و آنچه كه اين بازتوليد در مناسبات قدرت بجا گذاشت ، نه اثري از برابري نهاد و نه اثري از انسان دوستي بجا گذاشت. و اسلام قدرت نيز در حقيقت چيزي جز بازتوليد صورت‌هاي ناصواب و وارونه برابري و انسان دوستي نبود. اما از بختياري مردم ايران اين است كه اگر فرهنگ آنان از باستان تا كنون فاقد ريشه و علقه هاي آزادي است، اما با تفسير اسلام به مثابه بيان آزادي (رجوع شود به مقاله دموكراسي در دو تمدن اثر اينجانب، منتشر شده در روزنامه نوروز سال 1381)، مي تواند عناصر فرهنگي خود را به طور واقعي در برابري و انسان دوستي بازتوليد و تجربه كند.

شنبه 23 آبان 1388
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387