جمعه 16 بهمن 1388
نام:
آرش
پست الکترونیک:
taghirat2@gmail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آرش جان مجددا سلام يك پيام گذاشتن و يك پيام شنيدن خيلي وقت نمي گيرد كه بخواهد شما را از هدف تحصيل دور نگاه دارد. آنچه هم كه به عنوان «شنيدن همه سخن ها و انتخاب كردن بهترين سخن» به شما گفتم، از جمله يكي "از سخنها و انتخاب بهترين سخن"، پايان بردن موفقيت آميز تحصيلات و ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر است. چه آنكه ادامه تحصيل به شما هم امكان شنيدن سخن هاي متفاوت را مي دهد و هم امكان انتخاب ها متفاوت. اگر كسي سخن هاي فراون خوب بشنود، اما بر حسب نوع زندگي امكان انتخاب بهترين را نداشته باشد، چه سود؟ يكي از ويژگي هاي ادامه تحصيل به خصوص در مقاطع بالا، افزايش شانس انتخاب و گسترش دايره امكان انتخاب است. بنابراين شنيدن سخن ها به هيچ وجه شما را از هدف دور نمي كند. اميد كه براي شما نيز چنين باشد. |
|
|
|
چهارشنبه 14 بهمن 1388
نام:
آرش
پست الکترونیک:
taghirat2@gmail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آرش جان شما با پسر من از لحاظ توصیه ای که می کنم هیچ فرقی نمی کنید. در همان سالها من دقیقا 22 و 23 سال سن داشتم. توصیه امروز من این است که ازاد و مستقل باشید. سخن همه را گوش بدهید و بهترین آنها را انتخاب کنید. برای انتخاب بهترین دو راه وجود دارد، یک اطاعت از بهترین آدم ها و دوم استقلال و آزادی. اما اطاعت از بهترین آدم دارای دو اشکال اساسی است. نخست اینکه هیچ معیار تجربی برای انتخاب بهترین آدم ها وجود ندارد. ای بسا کسانی را که فکر می کنیم بهترین ها بودند، به موجب تجربه ها و منافع و مصالح به بدترین ها تبدیل شدند. دوم اینکه در این اطاعت دیگر نیازی به شنیدن بهترین سخن ها نیست. و این خلاف دستور صریح قرآن است. لذا شنیدن سخن ها و انتخاب بهترین سخن ها راهی نیست جز آزادی و استقلال از این و آن. توصیه من این است که آدم خود باشد و خود تصمصم بگیرید. همینکه شجاعت تصمصم گرفتن، شجاعت در استقلال زیستن و شجاعت آزاد زیستن را در خود یافتی، مطمئن بدان بهترین سخن ها را و بهترین راهها را خود انتخاب خواهی کرد. با آرزوی موفقیت |
|
|
|
یکشنبه 11 بهمن 1388
نام:
آرش
پست الکترونیک:
taghirat@mail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آرش جان سلام خودتان مي گوييد كه چرا يك دفعه يك مذهبي پيدا مي شود در حالي كه مردم از بي مذهبي رژيم خسته شده بودند. خوب توقع داشتيد كه در اين موقع كه مردم از بي مذهبي خسته شده اند، يك بي مذهبي از گرد راه برسد و نماينده خواستهاي آنها باشد؟ اگر بپذيريم كه رهبري برآيند گرايش هاي يك جامعه در هر مرحله از زندگي اجتماعي و در هر مرحله از تاريخ است، خوب طبيعي است كه در آن ايام آقاي خميني چنين برايندي را مي ساخت. اگر كس ديگي از گرد راه مي رسيد به دليل اينكه برآيند فكر عمومي نبود، نه امكان بروز پيدا مي كرد و نه امكان عمل. تنها كسي مي توانست امكان عمل پيدا كند كه برآيند فكر جمعي و وجدان جمعي باشد. آقاي خميني در آن ايام چنين برآيندي را از خود نشان داده بود. اگر او نمي بود كسان ديگري چون مرحوم طالقاني و...بودند كه مي توانست برايند اين فكر جمعي باشند. در تاريخ علوم هم وضع به همين ترتيب است. مي گويند زماني كه داروين نظريه انواع را كشف كرد، چند نفر ديگر همزمان با او در حال مطالعه به روي اين نظريه بودند، نظريه نسبيت انشتاين هم همينطور بود. لذا در يك دوره وقتي همه چيز مهيا مي شود، تنها يك نفر ظهور پيدا مي كند (خواه در نقش رهبر و خواه در نقش يك مخترع و يا يك مكتشف) كه برآيند آن همه چيز مي شود. اينكه چرا آقاي خميني را نكشتند، پاسخ آن را بايد عوامل رژيم شاه بدهند. اما اگر مرادتان اين بود كه پس حتما توطئه اي دركار بوده است كه نكشتند، اولا بايد وجود اين توطئه ثابت شود. همينجوري از روي يك قرينه و بدون مدرك نمي توان چنين ادعايي كرد. اين ادعا غير علمي است. هر كس هم مي تواند ادعاي ساده تر از اين بكند. مثلا بگويد، عقلشان نكشيد و يا حرفهايي از اين قبيل. يادت باشد كه در آن ايام چند روز قبل از آمدن اقاي خميني به تهران، من در خيابانهاي تهران بودم كه همراه با مردم شعار مي داديم "واي اگر خميني فردا به ايران نياد، مسلسل ها از خانه ها بيرون مياد. خوب شما چه فكر مي كنيد، اون موقع اگر به جاي سران رژيم بوديد چه تصميم مي گرفتيد؟ به خصوص اينكه در كنفرانس گوادلوپ سران كشورهاي اروپايي و آمريكا به اين نتيجه رسيدند كه با اوضاعي كه در ايران وجود دارد و استقبال عموم مردم از انقلاب شاه ديگر قادر به اداره جامعه نيست. با آرزوي موفقيت |
|
|
|
جمعه 9 بهمن 1388
نام:
arash
پست الکترونیک:
taghirat2@gmail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آرش جان سلام پدر محترم شما اگر چنين مي گويد درست مي گويد. اما يك نكته را نبايد فراموش كرد كه تبليغات تنها مي تواند به روي افكار عمومي موثر باشد. من معتقدم كه هر جامعه، به خصوص جامعه ايران داراي دو نوع انديشه جمعي است. يك نوع آن كه سطحي است مربوط به افكار عمومي مي شود. افكار عمومي تحت تاثير هيجانات و تبليغات روزمره است و به آساني مي توان آن را دستكاري كرد. اما جامعه علاوه بر افكار عمومي داراي يك وجدان عمومي نيز هست، كه عميق ترين لايه شعور اجتماعي است. وجدان عمومي تحت تاثير تبليغات و هيجانات قرار نمي گيرد، بلكه از ذخاير بي پايان تاريخ و شعور ناخودآگاه جامعه سرچشمه مي گيرد. لذا وقتي جامعه در يك حركت جمعي كه بر آزادي و برابري استوار است، شركت مي كنند، اين حركت چيزي است كه به وجدان منتقل مي شود و به آساني دستخوش تبليغات قرار نمي گيرد. مثال انقلاب ايران نمونه آشكار حركت بر اساس وجدان جمعي بود. جنبش كنوني مردم نيز اگر مستقل بماند و از تاثير گرفتن از اين قدرت و آن قدرت در امان بماند و مردم بر خط استقلال و آزادي بمانند، حركت وجداني خواهد شد كه به آساني دستخوش تبليغات و انحرافات قرار نمي گيرد. با آرزوي موفقيت |
|
|
|
جمعه 9 بهمن 1388
نام:
arash
پست الکترونیک:
taghirat2@gmial.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آرش جان با سلام مجدد همانطور که قبلا اشاره کردم، من معتقد نیستم که هیچ نقشه ای و هیچ توطئه ای در کار نیست، این با نظریه توطئه متفاوت است. نظریه توطئه می گوید جهان چیزی جز سراسر توطئه نیست. و سرنوشت جهان را همین توطئه ها تعیین می کند که پیشتر نقشه آن را ابرقدرت ها تدارک دیده اند. همچنین نظریه توطئه می کوشد همه نابسامانی ها، بحرانها و کوتاهی هایی که به موجب سوء مدیریت و یا به موجب ساخت غلط سیاسی و اقتصادی وجود دارند، همه را به گردن توطئه گران داخلی و خارجی بیاندازد. من با این نظریه موافق نیستم زیرا هم از یک طرف بدون دلیل و مدرک گفته می شود. و یا حداکثر بعضی از دلایل و مدراک اندکی هم که وجود دارند، این دلایل را مطلق می کنند و به سراسر زندگی اجتماعی و اقتصادی تعمیم می دهند. ثانیا این نظریه سلب کننده مسئولیت یک جامعه و سلب کننده آزادی انسان است. بدین معنا که انسان و جامعه ها مجبور و محکوم به سرنوشت قدرت های داخلی یا خارجی هستند. بنابراین اگر پدر گرامی شما معتقد به نظریه توطئه است اولا، باید دلایل و مدارک کامل و جامع ارائه دهد، ثانیاً باید بگوید اگر نظریه توطئه وجود دارد، پس چگونه می توان جامعه ای را به مسئولیت و آزادی فراخواند؟ شادکام باشید
|
|
|
|
شنبه 3 بهمن 1388
نام:
arash
پست الکترونیک:
taghirat2@gmail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آرش جان سلام بنا به نظريه توطئه مردم هيچ نقشي ندارند. جهان مانند يك نقشه اي است كه بازيگران قدرت طرح آن را در مي ريزند.نظريه توطئه طرفداران بسياري دارد. اما وجه مشترك تمامي طرفداران نظريه توطئه اين است كه به اصل آزادي انسان اعتقادي ندارند.دومين خصوصيت مشترك طرفداران اين نظريه اين است كه طرفدار تغييرات مكانيكي هستند. سومين خصويات طرفداران اين نظريه اين است كه به قدرت اصالت مي دهند و گمان بر اين هستند كه قدرت كليد جادويي است كه به كمك آن مي توان به هر آرزو و آرماني دست يافت. خصوصيت اول و دوم حتمابراي شما روشن است، اما در توضيح خصوصيت سوم خدمت دوست عزيز خودم عرض كنم كه منظور من از تعغييرات مكانيكي، آن نوع تغييراتي است كه ناظر به عوامل بيروني و يا خارجي است. به عبارتي در ديدگاه مكانيكي، تغيير هر چيز نه بر اساس نيروهاي محركه و دروني آن، بلكه به علت تاثير عوامل خارجي است. اين عامل خارجي مي تواند هم كشورهاي خارجي باشد و هم هر عاملي باشد كه قدرتمند است. در ديدگاه بعضي از مذهبي ها و طرفداران وضع موجود در داخل كشور، نيز وضع به همين قرار است. به اين معنا كه آنها معتقدند از جامعه كاري ساخته نيست، بلكه بايد بوسيله قدرت هاي مشروع (دولت، دستگاه رهبري و..) از بيرون هدايت شود. لذا اگر اين قدرت هاي مشروع دست به عمل نشوند، قدرت هاي نامشروع از داخل و خارج از كشور در افكار و اخلاق مردم دستكار مي كنند و آنها را از راست راه هدايت دور مي كنند. اما من به نظريه توطئه معتقد نيستم. اما يك چيز هم بگويم. خيلي از ليبرال ها هم به نظريه توطئه معتقد نيستند. اما تفاوت عدم اعتقاد من با آنها به كلي متفاوت است. من بر اين نظر نيستم كه هيچ توطئه اي و هيچ نقشه اي وجود ندارد. بلكه معتقدم كه نقشه ها و توطئه هايي وجود دارند اما چنين نيست كه اين نقشه ها و توطئه ها نفي كننده آزادي انسان و نفي كننده نقش جامعه در تعيين سرنوشت خود ميتوانند باشند. معتقدم كه اگر جامعه بر اصل آزادي و استقلال عمل كند مانند آنچه كه جامعه امروز ايران بدان عمل مي كند، تنها آنها هستند كه نقش اولي و اصلي را در تغير وضع خود ايفاء مي كنند. و مطمئن بدانيد كه هر حركتي در راه دستيابي به آزادي و استقلال بدور از هر گونه نقشه و توطئه داخلي و خارجي به ثمر خواهد نشست. با آرزوي موفقيت و پيروزي براي شما |
|
|
|
پنجشنبه 1 بهمن 1388
نام:
arash
پست الکترونیک:
taghirat2@gmail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامی آرش جان من مطلب شما را متاسفانه به تاخیر دیدم و الان هم در موقعیت پاسخ دادن نیستم چون باید سریع از اینترنت خارج شوم. ولی سعی می کنم فردا پاسخ دهم.
|
|
|
|
پنجشنبه 1 بهمن 1388
نام:
arash
پست الکترونیک:
taghirat@gmail.com
موضوع:
جبر سیاسی
وب سایت:
وب لاگ:
|
|
|
|