«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
بار ديگر اسلام انقلابي
بار ديگر اسلام انقلابي
احمد فعال
جنبش انقلابي مردم مصر، تونس، يمن و اردن، به رغم هو و جنجال‌هاي جهاني و به رغم نظرهايي كه مي‌كوشند تا مرگ اسلام انقلابي و سياسي را اعلام كنند، نشان داد كه اسلام سياسي به مثابه يك حركت عدالتخواهانه و دموكراتيك نه تنها زنده است، بلكه هر روز حيات پويا و تكامل بخش خود را در جهان طي مي‌كند. همچنين اين جنبش‌ها نشان مي‌دهد كه به رغم نظراتي كه مي‌كوشند تا اسلام سياسي را در محدوده قدرت و حكومت زنداني كنند، اسلام سياسي در بيان آزادي، تنها مبارزه رهايي‌بخش ملت‌ها را پيش از رسيدن به قدرت، رهبري مي‌كند و نه بيش. شعار الله اكبر، و برپايي نماز جماعت در ميدان التحرير مصر، هيئتي همدل از يك مبارزه رهايي بخش را ترسيم مي‌كند. ميدان التحرير امروز نمادي از اسلام سياسي در بيان آزادي است. نمايش‌ها و مبارزات در اين ميدان نشان داد كه اسلام در ذات خود داراي ماهيتي سياسي و انقلابي است. و انكار اين حقيقت نه تنها به جنبش‌هاي انقلابي كمك نمي‌كند، بلكه انكار حقوق بشر، انكار دموكراسي و انكار آزادي است. زيرا با انكار ماهيت انقلابي بودن و سياسي بودن اسلام، جامعه مسلمانان را تنها به خلوت خود فرامي‌خوانيم. هم بنا به تجربه و هم بنا به تئوري، حيات خلوت جامعه مسلمانان، تنها محل ذخيره ارتش بنيادگرايي و هويت گرايي است1. سلاح چنين ارتشي جز هويت گرايي نيست. چنين ارتشي وقتي سلاح خود را از حيات خلوت به عرصه عمومي بكشاند، محل نزاع با دموكراسي و آزادي و حقوق هويت‌هاي غير مي‌شود.
امروز مردم مصر، و تا آنجا كه گروه‌هاي اسلام‌گرا خواستار آن شده‌اند، نشان داده‌اند كه اسلام سياسي تنها يك روش مبارزه با ديكتاتوري‌هاست. آنها حداقل تا اين لحظه نشان داده‌اند كه قصد ندارند، اسلام را وسيله حكومت كردن بر جامعه بپندارند. اما مخالفان اسلام سياسي بدون توجه و با ناديده گرفتن اين تمايز كوشش دارند، تا اسلام سياسي را تنها و تنها در اسلام حكومت و قدرت توجيه كنند، تا از اين راه، با چسباندن انواع خشونت‌ها و افراط گري‌ها به دامن اسلام، آن را به موجودي غير قابل دفاع تبديل كنند. مخالفان اسلام سياسي تنها با يك تعريف ثابت از اسلام و با يك تعريف ثابت از سياست، به تركيب اين دو مفهوم مي‌پردازند. تنها با اين تعريف كه "سياست جز سلطه بر نهادهاي سياسي نيست"، همچنين با اين تعريف كه "اسلام جز هويت مسلمانان نيست"، كوشش مي‌شود تا اسلام سياسي را تنها از زبان طالبانيست‌ها و ساير بنيادگرايان مسلمان فهم كنند. بدين‌ترتيب است كه حمله به اسلام سياسي آسان مي‌شود. اين كوشش با يك علاقمندي شگرفي توأمان است. بدين‌ترتيب كه مخالفان اسلام سياسي تنها مايلند و علاقمند هستند كه تفسير اسلام سياسي را تنها از زبان بنيادگرايي بشنوند. در اين ميان، اگر بارها يادآور شويم كه اسلام در بيان قدرت و حكومت بيگانه با اسلام آزادي است، و در جاي جاي به استدلال آن بپردازيم و بپردازند، علاقه وافري وجود دارد كه چشم بر اين استدلال‌ها بپوشانند. تنها با همين چشم پوشي است كه مي‌توانند ديگران را از اسلام سياسي بترسانند.
دولت اسلام‌گرا تركيب متناقض است، همچنانكه دولت دموكراتيك و دولت حقوقمدار تركيب متناقض است. دولت در ذات خود چيزي جز پيچيده‌ترين سازمان قدرت نيست. سازمان‌هاي قدرت بنا به ذات خود هيچ وظيفه‌اي جز سلطه و چيرگي بر جامعه و تكه تكه كردن جامعه در اشياء و ابژه‌هاي قابل كنترل ندارند. هيچ دولتي جز از راه تسليم كردن آن توسط بنيادهاي اجتماعي‌اي كه داراي ماهيت دموكراتيك و حقومدار هستند، به آساني تن به هيچ نوع دموكراسي و هيچ نوع حقوقي نخواهد داد. و هم از اين روست كه مي‌گوييم كه اسلام سياسي در بيان آزادي، با افشاندن بذر راستي و درستي و توسعه انديشه برابري خواهانه، وقتي دست ديكتاتوري‌ها را در تبعيض و دروغ و سانسور از پشت مي‌بندد، به عنوان يك بنياد دموكراتيك و حقوقمدار در جامعه، به نقش واقعي خود بازخواهد گشت.
امروز كساني وجود دارند كه چشمان خود را سهواً يا عمداً به روي استدلال‌هايي كه در باب ماهيت تناقض آميز قدرت و آزادي ارائه شده است مي‌بندند، و تنها پرهيز از قدرت و دولت را به تقواي سياسي تقليل مي‌دهند2. از باب توضيح مجدد يادآور مي‌شوم كه: قدرت در ذات خود تبعيض آميز است. در يك قاعده، هيچ قدرتي را نمي‌توانيد جز در نابرابري و تبعيض، حتي در ذهن تصور كنيد. در قاعده ديگر، هيچ قدرتي را نمي‌توانيد جز در ابهام و زد و بند و پنهانكاري به تصور در آوريد. فهرست قواعدي كه قدرت از آن تبعيت مي‌كند در بسياري از كارهاي خود به تفصيل شرح داده‌ام. كوشندگان تركيب قدرت و آزادي، چشم بر قواعد قدرت مي‌بندند. آنها حتي يكجا نمي‌توانند نشان دهند كه يك كانون متمركزقدرت، خواه در شكل سياسي و خواه در شكل اقتصادي و خواه در شكل اجتماعي و فرهنگي، صرفاً بنا به ماهيت قدرت، تن به حقوقي از حقوق انسان داده باشد. كساني كه مي‌گويند هدف مبارزه سياسي كسب قدرت است، آگاهانه يا ناآگاهانه پيشاپيش به ما مي‌گويند كه هدفي جز چيره شدن بر جامعه ندارند.
گروه‌هاي اسلام‌گرا در مصر و تونس اعلام كرده‌اند كه قصدي از برپا كردن حكومت ديني ندارند. آنها همراه با ساير دگرانديشان هموطن خود از مسيحي تا يهودي و ساير ستمديگان، خواستار مبارزه و سرنگوني نظام‌هاي ديكتاتوري هستند. نظام‌هايي كه از جمهوريت جز نشاني بر پيشاني خود نداشتند و با دائمي كردن قدرت، نظام سلطاني را در پوسته جمهوريت تداوم بخشيده‌اند. اگر اين گروه‌ها بنا به توهم خويش و يا بنا به فشارهاي بين الملل، از آزادي و برابري‌ها دست شسته و به دفاع از هويت خود روي بياورند، رژيمي صد چندان فاسدتر از مبارك و بن علي را در نظام جديد بازسازي مي‌كنند.
جنبش انقلابي مردمان تونس ومصر حاوي يك پيام بزرگ ديگر نيز هست. اين پيام، كه باز هم بر خلاف پندار بسياري از روشنفكران مصلحت‌مدار، ايده انقلاب هنوز زنده است. ايده مصلحت‌مداري دائما در تحليل‌هاي خود به ما هشدار مي‌دهند كه عصر انقلابات به پايان رسيده است. همان استدلالي كه مخالفان اسلام سياسي در تعريف سياست ارائه مي‌دهند و آنها را در توصيف اسلام سياسي به نتايج دلخواه رهنمون مي‌كند، مخالفان ايده انقلاب نيز، با يكسان شمردن انقلاب و خشونت، به نتايج دلخواه خود رهنمون مي‌شوند. اكنون تجربه‌ها ثابت مي‌كنند كه اين تنها بنيادگرايي نيست كه بنا به ذات عقايد خود، نسبت به هرگونه استدلال مخالفان خود بي‌اعتنا هستند. بسياري از سكولاريست‌ها و اصلاح‌طلبان نيز بنا به طبع خود، نسبت به استدلال مخالفان خود بي‌اعتنا هستند. بار ديگر اضافه مي‌كنم كه انقلاب و مبارزه، ضد خشونت است. اين دو هم در مبادي و هم در روش و هم در هدف، ضد و نافي يكديگر هستند. اگر فلسطينيان در جنبش انتفاضه به سوي پليس اسرائيل سنگ پرتاب مي‌كنند، اگر مردم مصر به سوي شورتي‌ها سنگ پرتاب مي‌كنند، عمل آنها نفي و طرد خشونتي است كه پليس عليه آنها بكار مي‌بندد. تفصيل اين بحث را در جاي ديگر آورده‌ام. با اين وجود، حوادث اخير در تونس و مصر به ما هشدار مي‌دهند كه عصر جديدي از انقلابات آغاز شده است3.
زماني كه انقلاب آغاز مي‌شود، گفتگوها ميان دولت و جنبشگران انقلابي هيچ مغايرتي با ايده انقلاب ندارد. امروز ممكن است موضوع گفتگوها در مصر دستاويز آن دسته از سياست‌ورزاني قرار گيرد كه كه همواره از ايده مذاكره حق با ناحق پشتيباني مي‌كنند و مبارزه را چيزي جز سنجش مصلحت‌ها در موازنه قوا نمي‌شناختند. مراد آنها از گفتگو و مذاكره، چيزي جز زد و بند كردن و بده بستان كردن با تجاوزها و ناحقي‌ها نيست. اما نيروهاي انقلابي در مصر زماني وارد ميدان گفتگو شده‌اند، كه انقلاب كماكان در ميدان التحرير ادامه دارد. لذا كساني كه گفتگو مي‌كنند، بايد بدانند كه هدف از گفتگو تنها تسليم كردن و واداشتن دولت به ايده‌هاي انقلابي است. همچنين طرف‌هاي گفتگو، چون گروه اخوان المسلمين، حزب الوفد و البرادعي بايد بدانند كه گفتگوها نبايد ناقض جنبش انقلابي مردم مصر باشد. اين گفتگوها بايد شفاف و كلام به كلام و لحظه به لحظه آن براي مردم خود روشن و شفاف باشد. هر نوع زد و بند و بده بستان پنهاني، جنبش انقلابي مردم مصر را يك گام به عقب خواهد كشاند. اين گفتگوها حتي اگر به صلح بيانجامند، تا مادامي كه جنبشگران با "هدف تسليم كردن دولت به حق" عمل مي‌كنند، مغايرتي با ايده انقلابي نخواهند داشت. صلح حدبيه و صلح امام حسن (ع) در همين راستا قابل فهم است. اگر به مفاد اين دو صلحنامه مراجعه كنيد، جز تسليم كردن ناحق به حق چيزي در آن نخواهيد يافت4. از اين نظر، جستن تركيبي از حق و ناحق، هم به شكست جنبش انقلابي مردم مصر و تونس منجر مي‌شود و هم آنكه ناحقي را با سلام و صلوات و در لباس مشروعيت به كرسي قدرت مي‌نشاند.
منابع‌:
1- به مجموعه مقالات نويسنده در باره اسلام سياسي مراجعه شود
2- به مقاله از فرق اصلاح با اصلاح نوشته الهه بقراط مراجعه شود
3- به مقاله الگوهاي واكنش‌سازي در برابر دين، اثري از همين قلم مراجعه شود
4- به مقاله تئوري بازي‌ها و راهبردهاي حقمداري، اثري از همين قلم مراجعه شود
Ahmad_faal@yahoo.com
چهارشنبه 20 بهمن 1389
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
شنبه 30 بهمن 1389
نام: حلاج
پست الکترونیک: azadi_2005@yahoo.com
موضوع: ارادت
سلام دوست عزیز و یار شفیق
نمی دانم مرا به خاطر دارید یا خیر. مدتی قبل مرا مورد عنایت و راهنمایی در باب نوشتن و چگونه نوشتن قرار دادید که بسیار مفید بود و استفاده کردم و از آن بابت مدیون مهربانی و حوصله شما هستم.
آن زمان اگر باز هم به خاطر داشته باشید گفته بودم می خواهم در رشته ی فلسفه ی علم و آن هم به طور اخص در تهران ادامه تحصیل دهم که بسیار مرا تشویق کردید.
امشب خواستم با یادی از گذشته این موضوع را به استاد عزیزم بگویم که
امروز در کنکور علوم اجتماعی ( جامعه شناسی) شرکت کردم!و آن هم برای قبولی در شیراز! و فقط شیراز
ممنون از شما
منتظر راهنمایی و عنایت شما هستم همیشه و در همه حال


وب سایت: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ: http://faalahmad.blogfa.com
دوست گرامي با سلام
شما و نيز رشته اي را كه قصد اشتيد دنبال كنيد، خاطرم هست ، اما از راهنمايي ها خاطرم نيست. در هر حال اين قسمت مربوط به اظهار نظرها درباره مقاله است. لطف بفرماييد اينگونه مباحث را توي ايمل ببريم. شما مي توانيد روي ايمل ياهو با من تماس گرفته و در ضمن جزئيات مشورتي را كه لازم دانستيد روشن بفرماييد تا پاسخ اينجانب نيز براي شما روشن و راهنماي عمل و انديشيدن باشد.
با درود
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387