«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
ابهامات و فريب‌هائي كه پيرامون ايده دولت وحدت ملی وجود دارند
ابهامات و فريب‌هائي كه پيرامون ايده دولت وحدت ملی وجود دارند
احمد فعال

ایده دولت وحدت ملی، ایده روشنی نیست. مخاطب این ایده نمي‌داند که مُراد خود را از چه و در کجا جستجو کند. به غیر از ابهامات مفهومی، از جمله ابهام در مفهوم ملی و ملت، رشته‌هائی دراز از ابهام در ایده دولت وحدت ملی وجود دارند. مسئله تنها این نیست که ایده دولت وحدت ملی معنای شفاف و روشنی از مفهوم ملی یا ملت بدست نمی‌دهد، مسئله مهم اینجاست که این ایده بنا به دلایلی که در زیر شرح مي‌دهم حتی مایل نیست تا هدف خود را از دولت وحدت ملی روشن کند. ابهام و تفسیر درباب دولت وحدت ملی چونان ابهام و تفسیری است که درباب امنیت ملی وجود دارد. بارها در نوشته‌های خود از دو رویکرد یا دو بیان مختلف درباره امنیت یاد کرده‌ام. در رویکرد آزادی (یا بیان آزادی)، امنیت ملی ناظر به امنیت حکومت شوندگان است و در رویکرد قدرت (یا بیان قدرت)، امنیت ملی ناظر به امنیت حکومت کنندگان است. باز از باب اشاره یادآور شدم که در هر سیستم انتخابی، بر کنشگران سیاسی و اندیشگی است که از جامعه بخواهند تا منتخبان آنها پیش از انتخاب، وضع و موقع و دیدگاه‌های خود را نسبت به مفهوم امنیت روشن سازند. هرگونه ابهام یا دوگانگی در ارجاع موضوع امنیت ملی به خود ملت، بطوریکه ملت فضای روشنی در بیان وضعیت امن و یا ناامن خود نیابد، بدون کمترین تردید، موضوع امنیت ملی را تا حد امنیت حکومت کنندگان تقلیل مي‌دهد.
یکی از ابهام‌های دیگر در مفهوم دولت وحدت ملی، ابهام در ترکیب نیروهای محرکه سیاسی است. تا آنجا که اینجانب اطلاع دارد، ایده دولت وحدت ملی در تمام دنیا در جوامعی پدید مي‌آید که به موجب اختلاف میان اقوام مختلف، فرهنگ‌های مختلف و یا اختلاف میان گروه‌های سیاسی، سرانجام به جنگ‌های داخلی و یا دستکم به منازعات داخلی منجر شده است. در این وضعیت، ضرورت تشکیل دولتی که مرکّب از همه اقوام و یا گروه‌های سیاسی موجود در جامعه باشد، به میان مي‌آید. در واقع دولت وحدت ملی حاصل برآیند قوا میان اقوام و گروه‌های سیاسی و درگیر در جامعه سیاسی است. مانند آنچه که در لبنان اتفاق افتاد و یا آنچه که در عراق پس از جنگ و بروز کشمکش‌های داخلی میان اقوام و مذاهب گوناگون رخ داد. تشکیل چنین دولتی هر چند در استفاده از اسم، با مُسمّا نشان مي‌دهد، اما بنا به اینکه چنین دولتی برآیند روابط قوا در جامعه است، هیچگاه گزارشگر وحدت جامعه نبوده و نخواهد بود. اما دلیل دومی هم در تشکیل دولت وحدت ملی وجود دارد که این دومی اختراع آن قسم از پراگماتیست‌ها یا عمل‌گرایانی است که در جُرف و جوف (کنار و درون) اصول گرائی زندگی مي‌کنند. زبان بی‌زبانی پراگماتیست‌ها مي‌گوید که مُراد از دولت وحدت ملی، وضعیتی است که نه در درون جامعه و آحاد ملی، بلکه به موجب کشمکش‌ها و منازعاتی که در درون دستگاه‌های قدرت رخ مي‌دهد، پدید مي‌آید. در این وضعیت، ضرورت تشکیل دولتی به وجود مي‌آید که مرکّب از همه گروه‌های درگیر در حاکمیت‌اند. باز، زبان بی‌زبانی مي‌گوید که انتخاب چنین اسمی به غیر از آنکه بنا به ماهیت کشمکش قدرت، جمع متناقضین است، حتی اسم با مُسمّائی هم نمي‌تواند باشد. زیرا محتوای هدف، روشن مي‌کند که ملت هیچ طرفی یا هیچ جانبی از وجود چنین برنامه‌ای یا چنین دولتی در سر ندارند. محتوای هدف چیست؟ محتوای دولت وحدت ملی، کشمکش و منازعاتی است که در درون گروه‌ها و شخصیت‌های درگیر در درون قدرت وجود دارد. بر خلاف حوادت و کشمکش‌هائی که در سطح حاکمیت وجود دارد، تمام واحدهای ملی اعم از طبقات و اقشار مختلف جامعه، تنها تماشاگران صحنه منازعات هستند. هیچ گزارشی از کشمکش‌ها و منازعات درون ملت وجود ندارد (دستکم اینجانب بي‌اطلاع است). از این رو نمي‌توان ضرورت تشکیل چنین دولتی را مأول به کشمکش‌ها و منازعات درونی یک ملت نمود. آنچه که جنبش سال 88 و یا فتنه سال 88 نامیده مي‌شود، هیچ گزارشی و هیچ مشاهده‌ای، حتی یک سرسوزن درگیری و مناقشه میان اقشار و یا آحاد مختلف مردم وجود نداشت. از بعد از عاشورای همان سال نيز که آن جنبش و یا فتنه خاتمه پیدا کرد، تا این لحظه هیچ کشمکشی میان اقشار و طبقات مختلف مردم وجود نداشته است. کشمکش‌ها و منازعات در جامعه فراوانند. شاید بنا به گزارشات، ایران یکی از پرمنازعه‌ترین جامعه‌ها باشد. اما این نزاع‌ها هرگز ماهیت جمعی یا سیاسی نداشته و ندارند. منازعات در سطح جامعه ماهیت روانشناختی دارند تا جامعه شناختی. ازاین نظر، هیچ موجبی برای تشکیل دولتی که اسباب وحدت ملی باشد وجود نداشته و ندارد.
شکل سومی از دولت وحدت ملی وجود دارد که من درآوردی آقای محسن هاشمی رفسنجانی است. او که فکر پدر را نمایندگی مي‌کند، دولت وحدت ملی را دولتی مي‌شناسد که برآمده از تهدیدهای خارجی است. به این عبارات توجه کنید :"حاج‌آقا دولت وحدت ملی را این‌طور عنوان کردند که فرض کنیم شرایط ما شرایط پس از جنگ است، یعنی تحریم‌ها و رفتار آمریکا و اتحاد غرب علیه ایران را یک نوع شرایط جنگی فرض کرده‌اند؛ درست مانند زمانی‌که قطعنامه را پذیرفتیم و جنگ تمام شد. در آن زمان در دولت و مجلس از تمام جناح‌های کشور حضور داشتند".

او راست نمي‌گوید، زیرا :
الف) دولت پس از جنگ در شرایط جنگی نبود، دولت رسته از جنگ بود که هم رفته رفته تهدیدها و تحریم‌ها کم مي‌شدند و هم رفته رفته خوش و بش‌ها در سیاست خارجی بیشتر مي‌شدند و در نتیجه، کشور به یمن زد و بندهای پنهانی دولت فخیمه پدر شرایط عادی بخود مي‌گرفت.
ب) شرایط کنونی کشور به لحاظ تهدیدها و تحریم‌ها وضع برعکس شده است. در واقع مثالی که آقای هاشمی ارائه می‌دهد (یعنی توصیف شرایط تهدیدآمیز امروز)، ما را به الگوی دولتی مي‌خواند که در شرایط رفع تهدیدها ایجاد شد. چیزی که نیازی به توضیح بیشتر نیست.
ج) اگر ضرورت طرح ایده دولت وحدت ملی بنا به شرایط جنگی و تهدیدهاست، آقای هاشمی باید پاسخ بگوید چرا اولین دولتی که محصول خود جنگ بود، دولتی بود که تازه برآمده از یک رشته از حذف‌های متوالی و سراسری در کل کشور بود؟
د) اگر ایشان در طرح و بیان خود بجای تمام جناح‌های کشور مي‌گفتند: "جناح‌های مجاز در دفاع از وضع موجود"، هم سخن او در توصیف ترکیب دولت پدر راست مي‌آمد و هم آنکه، مفهوم دولت وحدت ملی ناراست مي‌آمد. اما او آن راست را نمي‌گوید تا این ناراستی را بپوشاند.
ه) در ایام رسته از جنگ، کشمکش‌ها میان جناح‌های مدافع وضع موجود، در آن حد نبود که از آنها دو ایدئولوژی متفاوت و متخاصم بسازد که یکی کمر به نیستی دیگری ببندد.
توضیح اینکه: جریان اصلاح طلب رفته رفته و به تدریج با گسستن از پیوندهای ایدئولوژیک گذشته، از دست دادن پایگان‌های قدرت سیاسی و اقتصادی، ایجاد پیوندهای جدید با بیرون از بدنه حاکمیت از جمله با دانشگاه‌ها، از جمله با ادامه تحصیل در خارج از کشور و از جمله با نیروهای ملی- مذهبی و...، به نیروئی بدل شدند که دیگر بحث دو سلیقه فکری و اقتصادی در دستگاه حاکمیت به میان نبود، بلکه بحث دو ایدئولوژی معارض و دو الگو از دو نظام سیاسی بود. تا آن حد که هر یک دیگری را مستحق مجازات و زندان مي‌شناسد. همین آقای عبدالله نوری که فکر مي‌کنیم دموکرات‌تر از او نیست، به عنوان وزیر کشور آقای هاشمی، در حذف مخالفان کمتر از رئیس خود نبود. همو بود که لایحه احزاب مصوبه مجلس را مدت‌های مدید در کشوی میز خود انداخته بود و این حرف‌ها برایش بی‌معنی بودند. لابد آقای محسن هاشمی نمونه‌هائی از این دست را به عنوان حضور تمام جناح‌های داخل کشور یاد مي‌کند.
با وجود آنکه هیچ دلیلی و هیچ بهانه‌ای وجود ندارد که به موجب اغتشاش مسائل ملی، ایده‌ای به نام دولت وحدت ملی مطرح شود، چرا این ایده از سوی پراگماتیست‌های اصول‌گرا مطرح مي‌شود؟ از دید آنچه که به راقم این سطور مربوط مي‌شود، استفاده از ايده دولت وحدت ملي با دو انگيزه و يا دو هدف صورت مي‌گيرد. هدف اول پنهان كردن همان تصويري است كه درباره امنيت ملي وجود داشت. دكترين امنيت ملي به ويِژه آنچه كه در بيان قدرت اظهار مي‌شود، دكترين امنيت حكمرانان سياسي است. با اين وجود، هيچ مقام سياسي و هيچ تئوريسیني كه درباب دكترين امنيت ملي به اظهار نظر مي‌پردازد، نمي‌گويد كه مراد او از امنيت، امنيت حاكمان سياسي است. اگر در اين قسم، نقشي به امنيت حاكمان سياسي بدهند، تنها از اين روست كه ناامني آنها هزينه‌هاي گزاف برای کشور ایجاد مي‌کند. هزينه‌هائي چون، هزینه نيروهاي جانشين، و یا هزینه جابجائي و انتخابات. اين استدلال هر چند از نقطه نظر جامعه‌اي كه داراي شفافيت نظام اداري، مالي و حقوقي است اهميت دارد، اما از نقطه نظر دکترین امنيت ملی هيچ اهميتي نمي‌تواند داشته باشد. در اثبات بي‌اهميتي چنین هزینه‌هائی دهها دليل مي‌توان اقامه كرد، اما يک دليل روشن بی‌حساب بودن هزينه‌هائی است که در حراست از وضعیت موجود صرف مي‌شود.
حتي اگر چنين استدلالی صحيح باشد در وجه تسميه آن (در وجه اسم گذاری آن)، دو خطاي پر اهميت صورت گرفته است. خطاي نخست آنكه، بهتر بود بجاي مفهوم امنيت ملي از مفهوم ديگري استفاده مي‌شد. زیرا این مفهوم به وضوح متضمن امنيت حاكميت است. چه آنكه اگر كمترين صداقتي درميان مي‌بود، دانسته مي‌شد كه دكترين امنيت ملي، در بنياد خود داراي اين پيامد ناگوار است كه در شرايط بد سياسي، همواره امنيت ملي نخستین چیزی است که قربانی امنیت حکام مي‌شود. ثانيا، اگر بنا به ضروت‌هاي هزينه‌اي، امنيت حاكمان اهميت داشته باشد، نمي‌تواند مقدم و مرجّح بر امينت خود ملت باشد. به عنوان مثال، گاه امري ضد امنيت ملي شمرده مي‌شود، اما وجدان عمومی آن را بر ضد خود نمي‌شمارد. لذا وقتي از هدف چنین اموری پرده برمي‌داريم، امنيت حاكمان در پس آن رخ مي‌نمايد. حاصل آنكه، استفاده از ايده دولت وحدت ملي، چیزی جز هدفی که ایده امنیت ملی تعقیب مي‌کند نیست.
ایده دولت وحدت ملی پیش از ورود به چرائی طرح خود، باید تعبیر خود را از ملت روشن کند. اشاره به این توضیح لازم مي‌آید که واژه ملت یک مفهوم حقوقی است. متاسفانه نه تنها مردمان عادی، بلکه درس خوانده‌های ما و بدتر از آن سیاست‌ورزان ما درک درستی از مفهوم ملت ندارند. تقسیم‌بندی جامعه به افراد خودی و غیرخودی، تا مادامیکه به حوزه مسئولیت حزبی و فرقه‌ای مربوط باشد، ناقض مفهوم حقوقی ملت نیست. اما همین تقسیم‌بندی در مقیاس مسئولیت اداری کشور، بدون هیچ توضیحی فاصله داشتن از درک مفهوم حقوقی ملت است. بنا به مفهوم حقوقی، هر جمعی که در یک قلمرو سرزمینی دارای خودآگاهی مشترک باشند و بر عنصر حقوقی برابری یکدیگر صحه بگذارند، تشکیل یک ملت را مي‌دهند. استفاده از مفهوم خودآگاهی از این روست که آگاهی مشترک ناظر به آگاهی‌های اکتسابی و فردی است نه آن قسم از آگاهی‌ای که به موجب پیوندهای عاطفی و پیشا اکتسابی به وجود آمده باشند. از این نظر، هر مردمی و هر اجتماعی ملت نیستند. بعضی از جوامع نیز در حال ملت‌سازی هستند، اما هنوز تا خودآگاهی مشترک و برابری فاصله بسیار دارند. مردم ایران از دیر باز یک ملت را تشکیل مي‌دادند، چون هم دارای خودآگاهی مشترک هستند و هم آنکه به برابری یکدیگر اذعان دارند. با این وجود هنوز به یک ملت کامل (مراد من از ملت کامل جامعه کامل یا در مفهوم ارزشی آن جامعه تکامل یافته نیست) تبددیل نشده‌ایم. وقتی از ملت یاد مي‌کنیم، باید به برابری همه اقوام، فرهنگ‌ها، مذاهب و ادیان، افکار و عقاید مختلف، اذعان کرد. هژمونی یک قوم بر اقوام دیگر، یک فرهنگ بر فرهنگ‌های دیگر، یا یک طرز تفکر بر افکار و اندیشه‌ها و سلائق دیگر، برخلاف رویه ملی است. تشکیل یک دولت در مدتی محدود، با یک مرام و عقیده خاص، مغایرتی با تشکیل یک ملت ندارد. اما تشکیل یک دولت زمانی ناقض تشکیل یک ملت نخواهد بود، که در بستر یک نظام سیاسی / اقتصادی غیرمتعهد ایجاد شده باشد. نظامی که به یک فکر و یا یک ایده و یا یک فرهنگ متعهد باشد، دولت ملی دیگر معنا نمي‌دهد. دراین وضعیت، دولت وحدت ملی هم از آن حرف‌های بی سروته‌ای مي‌ماند که تنها بکار آلترناتیو‌سازی(بدیل‌سازی یا جانشین‌سازی) و ابهام‌آفرینی مي‌آید.
اگر مُراد از ملت، وضعیت مستقیم خود ملت است، یعنی ملت آنچنانکه هست و نه آنچنانکه احزاب و گروه‌های سیاسی و فرقه‌ای تفسیر مي‌کنند، در این حال دولت وحدت ملی، دولتی است که در یک شرایط انتخاب مطلقاً آزاد قرار گیرد. یعنی همانگونه که رئیس جمهور گفته است، هیچ احدی، و اگر ایشان تأکید نکرده، تأکید مي‌کنم که "هیچ احدی" در انتخاب مردم دخالت نکند. قوانین انتخابات هم باید ناظر به همین مفهوم "هیچ احدی" باشد. و الا بسیاری از دیکتاتوری‌ها حداقل از نیمه‌های دوم قرن بیستم تا کنون، وجود داشته و دارند که قانون را پوشش بي‌قانونی مي‌سازند. بنابراین تا آنجا که به انتخابات مربوط است، آن قانونی پوشش بي‌قانونی نمي‌شود، که قید هیچ احدی در آن مطلقاً لحاظ شده باشد. و الا اینکه هر احدی برابر با قانون حق دخالت داشته باشد، به آشکارا قانون را پوشش بي‌قانونی گردانده‌ایم. و اگر مُراد از دولت وحدت ملی، وحدت نیروهای محرکه سیاسی است که جامعه را نمایندگی مي‌کنند، اینجانب گمان ندارد و هیچکس نمي‌تواند صادقانه مدعی باشد که کشور ایران جامعه‌ای است که اقشار و طبقات مختلف آن، در جریان‌های سیاسی نمایندگی مي‌شوند. حداقل برابر با اینکه جامعه ملی بطور روشن، با وضع موجود مخالف است، هیچ جریان سیاسی که مدافع وضع موجود باشد نیست که از چنین جامعه‌ای نمایندگی کند. مُراد من از وضع موجود، عبارت از تمام نیروهای محرکه سیاسی است که درصورت‌بندی (فرماسیون) قدرت دارای نقش فعال هستند. اکنون چه کسی مي‌تواند تردید کند که جانبداران وحدت ملی تنها آن نوع از دولتی را دولت وحدت ملی مي‌خوانند، که مُرکّب از نیروهائي است که در کشمکش‌های وضع موجود حضور دارند. یعنی همه نیروهائی که خواه به عنوان عوامل کشمکش و خواه به عنوان ناظران کشمکش، از وضعیت موجود نمایندگی مي‌کنند، و لو اینکه گاه بعضی از آنها ژست اپوزسیونی (مخالف) هم به خود مي‌گیرند.
اما واقعیت چیست؟ اکنون وقتی تشکیل دولت وحدت ملی، نه از نقطه نظر شرایط موجود در ایران و نه از نقطه نظر ضرورت‌هائی که در بقیه کشورهای دنیا مطرح مي‌شود، و نه از نقطه نظر آنچه که طرفداران نظریه دولت وحدت ملی اظهار مي‌کنند، ضروری بنظر نمي‌رسد، پس چه ضرورتی به طرح آن وجود دارد؟ شاید بنا به ترکیبی که این دولت مي‌جوید بتوان پاسخی برای آن جستجو کرد. به عبارتی، به جای پرداختن به ضرورت دولت وحدت ملی به این پرسش بازگردیم که "دولت وحدت ملی" مُرکّب از کدام نیروهای سیاسی است؟ اگر در ایده دولت وحدت ملی، این حقیقت نهفته بود، که از ملت همان معنائی را مي‌جست، که ملت در معنا و شاکله حقوقی خویش وجود دارد (یعنی ملت آنچنانکه هست)، و باز اگر پیشنیه جانبداران این ایده، به ذهن راه نمي‌دادند که مفهوم امنیت ملی تا حد امنیت حکومت کنندگان تقلیل پیدا مي‌کند، طرح ایده دولت وحدت ملی تنها از حیث ضرورت‌ها یا عدم ضرورت‌های ناشی از کشمکش‌های خارجی مورد بحث قرار مي‌گرفت. اما چون پیش‌فرض‌های دولت وحدت ملی میان تهی هستند، پس لاجرم باید دید که بطور واقعی مُراد از ایده دولت وحدت ملی، ترکیب کدام نیروهای سیاسی است؟
وقتی اظهار نظری درباره ترکیب نیروهای سیاسی دولت وحدت ملی وجود ندارد، و تعمداً هم وجود ندارد، ناگزیر باید از حدس‌های خود کمک بگیریم. به نظر مي‌رسد که به لحاظ ترکیب نیروهای سیاسی، دولت وحدت ملی، به دولتی گفته مي‌شود، که مُرکّب از آن بخش نیروهای میانه‌روئی باشند که من عجالتاً در اینجا و در نوشته‌های دیگر آنها را با صفت وسط بازی توصیف کرده‌ام. در آن نوشته‌ها نشان دادم که چیزی به نام میانه‌روی در سیاست‌ورزی ایران وجود ندارد. میانه‌روهای ایران در واقع به وسط بازی اشتغال دارند. وسط بازی به این معنا که بخشی از نیروی‌های سیاسی، همواره میان چپ و راست، یا میان نیروهای افراطی و تفریطی به بازی کردن مشغول هستند. هر کدام که در موقعیت فائق بودند، به آنها مي‌چسبند و گاه رهبری آنها را در مقام پیشگامی بدست مي‌گیرند. این یک معنا از وسط بازی است که تا ایامی دور میانه‌روها چنین نقشی را ایفاء مي‌کردند. در معنای دیگر، سعی مي‌شود تا از راه پنهانکاری و ایجاد موازنه مثبت میان نیروهای موجود در قدرت نقش میانجیگری ایفاء کنند. بنا بر این ویژگی، وسط بازی کوشش دارد تا سیاست پنهانکاری و پُشت پرده نشینی را در مقابل سیاست آگاهی و روشن اندیشی، سرمشق زندگی قرار دهد. سومین ویژگی وسط بازان، مقدم شمردن مصلحت بر حقیقت است. از این نظر، هیچ حقیقتی بالاتر از مصلحت وجود ندارد. درست یا نادرست، حق یا ناحق رویدادهای سیاسی وابسته به مصالحی است که در مناسبات قدرت ایجاد مي‌شوند. محاسبه سود و زیان چیزها جایگزین محاسبه سیاستمدار در حق و ناحق کردن چیزها مي‌شود. مرز میان حق و ناحق فرو مي‌یزد. فاصله میان بدترین‌ها و بهترین‌ها مخدوش مي‌شود. تا آن حد که همه چیز از آزادی گرفته تا ضد آزادی، از برابری گرفته تا نابرابری، از حقوق تا ضد حقوق، از انسانیت تا ضد انسانیت، از ستمدیده تا ستمگر، به نقطه وسط منتقل مي‌شوند. در نتیجه، با تقلیل و تبدیل حس انسانی به منطق ریاضی و عمل گرائی، کلیه رویدادهای زندگی در نقاط میانی سیاست به بازی گرفته مي‌شوند. با این وصف، دولت وحدت ملی نه به مثابه یک حق، بلکه وسیله‌ای است که با بازی کردن میان نیروهای چپ و راست، افراطی و تفریطی، برترین مصلحتی را که در پس پرده‌های تاریک سیاست، متضمن حفظ و تداوم وضع موجود است، پیشنهاد مي‌دهد. حاصل آنکه، مهمترین دستآورد دولت وحدت ملی بی‌تفاوت کردن جامعه سیاسی در برابر وضعیتی است که حق را در مقابل ناحق، آزادی را در مقابل استبداد و ستمدیده را در مقابل ستمگر قرار مي‌دهد.
Ahmad_faal@yahoo.com
ahmadfaal@yahoo.com
















دوشنبه 25 دی 1391
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
سه‌شنبه 26 دی 1391
نام: سید روح الله حسینی
پست الکترونیک:
موضوع: مشهدی
سلام اقای فعال

حقیر یک پستی برای جناب عالی گذاشتم مبنی بر این که کتاب هایتان را چگونه مشهد تهیه کنم.

حال از لطف جناب عالی متشکرم
خواندن کتاب بزرگان به دلایلی است یکش این که دیدار و تلمذشان ممکن نیست حال اگر دیدار شان قامت سیمرغیش بیرون کند وه که بس ....

اگر به مشهد امدید دیدارتان را دریغ نفرمایید.

حقیر
سید روح الله حسینی
شماره های این جانب :
09151145437
09331730839
05112224206

منتظر دیدارتان هستم تا شعر
امدی وه که چه مشتاق وپریشانت بودم
را زمزمه کنم.
ممنون از لطفتان
به امید دیدار

وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامي جناب سيد روح الله حسيني با سلام
قطعا اگر گذرم به مشهد افتاد از ديدار با شما مضايقه نخواهم كرد و كاملا خوشحال خواهم شد
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387