«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
آیا انقلاب ایران ضروری بود؟ احمد فعال
امروز با نسل سوم انقلاب مواجه هستیم. بسیاری از جوانان به حق مي‌پرسند که چه ضرورتی بود که انقلاب صورت گرفت. بخصوی آنکه انقلاب در زمانی رخ داد که وضعیت اقتصادی رژیم شاه در اوج شکوفایی و رشد خود قرار داشت. سالیانی پیش نویسنده ای به نام علی میرفطروس مقاله در نقد انقلاب ایران نوشتند. در آن مقاله او معتقد بودند که انقلاب 22 بهمن ماه 1357 اتفاقی بود که مي‌توانست رخ ندهد. در زير هم در پاسخ به جوانان و هم در پاسخ به مقاله ای که میرفطروس نوشت نکاتی چند را به بحث مي‌گذارم.
1- آقاي مير فطروس در آغاز مقاله خود مي نويسد :«انقلاب اسلامي شايد نالازم ترين انقلاب در تاريخ انقلاب‌هاي دو قرن اخير بود». در بيان ضرورت انقلاب اسلامي توجه منتقد محترم و خوانندگان را به اين حقيقت جلب مي كنم كه، از ديدگاه اصول نظري كه خود آقاي ميرفطروس بدان علاقمند است، هيچگاه انقلابات درنتيجه دستور و يا توجيهات و توجهات رهبران انقلابي به وجود نيامده اند. بلكه پيشتر در نتيجه شرایطی است كه از يك سو، نظام سياسي ديگر قادر به حفظ وضع موجود نيست و از سوي ديگر، جامعه قادر به ادامه وضع موجود نباشد. بدين ترتيب آنچه كه در ايران اتفاق افتاد حداقل در نتيجه اين عوامل رخ داد :
- وجود تضاهاي ناشي از روابط «دولت – ملت» و تضادهاي ناشي از روند تجدد گرايي در بعضي از سطوح اقتصادي - اجتماعي و عدم گسترش آن در ايجاد جريان انديشه اي متناسب با آن،
- آشكار شدن فاصله و تضادهاي دهشناك ميان شهر و روستا و آگاهي روزافزون طبقات شهر نشين و به ويژه متوسط نشينان نسبت به انواع تبعيض‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي
- وجود انرژي محركه انديشه شيعه گري كه به نوبه خود تضادهاي نظام سياسي را، از ادعاي «شكوه يزداني بودن» تا واقعيت «يزدان را به ستوه آوردن»، در غالب رواج اباحه گري، به خوبي آشكار مي كرد. در مجموع اين تضادها و عوامل بودند كه ضرورت انقلاب را خارج از دستور و فرمان اين و آن ضروري مي ساخت. نقش شخصيت‌هاي انقلابی، دانشجويان و روشنفكران و روحانيت تنها در سامان دهي و جهت سازي بنيادهاي ذهني انقلاب مؤثر بود. نويسنده محترم مي توانست مدعي شود كه، روشنفكران و ديگران در تشخيص و جهت گيري انقلاب راه اشتباه طي كردند، اما نمي تواند مدعي شود كه وجود خود انقلاب في نفسه غير ضروري بود. او بايد پيش از آن به اين پرسش‌ها پاسخ دهد : آيا رژيم شاهنشاهي با وجود تبعيض‌ها و تضادهاي روز افزون، عدم ساختمندي علمي و انساني نظام ديوان سالاري در مدرنيزاسيون، با آنچه كه جريان مدرنيته به طور واقعي حاوي آن بود، شكل گيري نظام توقعات و آگاهي‌هاي پيشاروي نسل جوان و طبقات جديد شهري، مي توانست جامعه را در وضعيتي قرار دهد كه قادر به ادامه وضع موجود باشد؟
اما از حيث ضرورت‌هاي سياسي و جامعه شناختي : جامعه ايراني ضرورت داشت تا پوسته سلطنت را كه به موجب تضادهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روز به روز نازك تر مي شد، شكسته و به بازسازي نظام نويني مبادرت كند. هر چند اين نظام به دليل سبقه تاريخي و فرهنگي از يك سو و فقدان زير ساخت‌هاي متناسب با نظم جديد از سوي ديگر، امکان بازتوليد آن وجود داشت. اما اين در مسئوليت روشنفكران بود و هست تا با ايجاد جريان انديشه مانع از بازتوليد نظام سلطنتي مي شدند.
انقلاب 22 سال 1357 ضرورت داشت زيرا هيچيك از اركان نظام سلطنت نه سلبا و نه ايجابا نمي توانست در معرض نفي و اثبات جامعه قرار گيرد. به عبارتی جامعه در نظام‌های سلطنتی راهی برای نفی و یا اثبات آن ندارند. در زیر به عوامل دیگری اشاره مي‌کنم که انقلاب ایران را در 22 بهمن 1357 ضروری مي‌ساخت.
هانتینگتون در کتاب موج سوم دموکراسی، به تفصیل از سه موج دموکراسی در جهان یاد مي‌کند. موج سوم دموکراسی خواهی همزمان با انقلاب ایران آغاز مي‌شود. گراهام فولر از عصر سومي ‌یاد مي‌کند که جهان چهره دیگری خواهد یافت. او کشورهایی چون ایران و چین را به دلایل فرهنگی و ژئوپلوتیک، از جمله کشورهایی یاد مي‌کند که عصر سوم در این کشورها آغازیدن خواهد گرفت. ظهور سه انقلاب و يا جنبش مدنيت گرايي و آزاديخواهي دركمتر از يكصد سال، در مقايسه با كشورهاي پيراموني تا كشورهايي ديگر از آمريكاي لاتين و آمريكاي جنوبي تا حوزه اقيانوسيه، كه بعضا هنوز وارد عصر مشروطه خواهي هم نشده اند، به اندازه كافي ايران را به عنوان بديل یا جانشین چیزی که از آن به عنوان عصر سوم دموكراسي، یاد مي‌شود، قرار مي دهد.
موقعيت جغرافياي سياسي (ژئوپلتيك) ايران و شهرت ديرينه اين سرزمين به «چهار راه حوادث» بودن، بيش از پيش ايران را در نقطه عطف ظهور و انتشار حوادث، تلاقي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و در نهايت ظهور و انتشار انديشه‌هايي قرار مي دهد كه به مدد تكنولوژي رسانه اي، جهان را به عصر نوين فرهنگ و انديشه وارد كند.
ویژگی‌های ايرانيت با انقلاب 22 بهمن ماه 1357 محل ظهور و تبلور نوين يافتند. اين ویژگی‌ها شامل : ویژگی انسان گرايي كه سنت باستاني ايرانيان بوده است، ویژگی برابري خواهي از ماني و مزدك تا اسلام گرايي و تا جنبش خرمدينان، كه ايرانيان را پيش از ظهور سوسياليزم در غرب، پيشگام نهضت‌هاي برابري خواهي در جهان مي گرداند و ویژگی تقارب اديان و اقوام، كه ايران را در نقطه عطف خويش، در موقعيت و جايگاه تقارب فرهنگ‌ها و انديشه‌ها قرار مي دهد.
2- نويسنده محترم در بيان عدم ضرورت انقلاب مي نويسد : «زيرا همه انقلاب‌ها در دو قرن اخير در اوج انحطاط اقتصادي و زوال اجتماعي روي دادند، در حالي كه انقلاب اسلامي ايران در دوران رشد اقتصادي و رونق مناسبات اجتماعي به وقوع پيوست». نمي دانم ارجاعات نويسنده محترم مقاله چيست و كدامند؟ اما حداقل توجه ايشان و خواننده محترم را به سه كتاب مهمي كه هم اينك پيشاروي خود دارم جلب مي كنم. اين كتاب‌ها عبارتند از، كتاب «كالبد شكافي چهار انقلاب»، نوشته كرين برينتون، كتاب «انقلاب فرانسه و رژيم‌هاي پيش از آن»، نوشته الكسي دتوكويل و كتاب «انقلاب» نوشته‌ هانا آرنت. كرين برينتون در كتاب خود با ارائه آمارهاي اقتصادي مي كوشد نشان دهد كه به رغم بسياري از نظرات و تصورات محتمل، چهار انقلابي بزرگي كه در قرون اخير صورت گرفت، مانند انقلاب صنعتي انگليس، انقلاب كبير فرانسه، انقلاب اكتبر روسيه و بالاخره انقلاب آمريكا، در شرايط رونق و شكوفايي اقتصادي اين كشورها به وقوع پيوست. به اين عبارات از كرين برينتون توجه كنيد :«انقلابهاي مورد بررسي ما، در جوامعي با اقتصادهاي رو به نزول و يا جوامعي كه دستخوش بينوايي يا كسادي اقتصادي گسترده و دراز مدت، رخ نداده اند. شما در رژيم پيشين هر يك از اين جوامع، چيزي چون يك كمبود اقتصادي غير عادي نخواهيد يافت1». كرينتون برينتون در ادامه به شرح وضعيت اقتصادي اين چهار كشور مي پردازد و نتيجه مي گيرد :«پس روشن شد كه انقلابهاي ما در جوامعي زاده نشده اند كه از نظر اقتصادي سير قهقرايي داشته باشند، بلكه برعكس اين انقلابها در جوامعي روي دادند كه از نظر اقتصادي پيشرفت داشتند2».
الكسي دتوكويل نيز در كتاب خود، فصل چهارم را با اين عنوان شروع مي كند :«چگونه بود كه با آنكه دوره لويي شانزدهم پررونق ترين دوره پادشاهي فرانسه بشمار مي آمد، همين رونق انفجار انقلاب را شتاب بخشيد3». دتوكويل پس از اشاره به تغييراتي كه در ذهنيت فرمانروايان و فرمانبرداران دوران پيش از انقلاب فرانسه روي داد، اضافه مي كند كه، رونق اقتصادي موجب پيشرفت‌هاي سريعي در سطح رفاه چامعه شد. به گفته او: «يك بررسي آماري تطبيقي آشكار مي كند كه در هيچيك از دهه‌هاي پس از انقلاب به اندازه دو دهه پيش از انقلاب، در امر پيشرفت ملي، چنين گامهاي سريعي به جلو برداشته نشده بود4». همچنين دتوكويل به اين حقيقت اشاره مي كند كه، وجود رونق اقتصادي به جاي آنكه مردم فرانسه را آرام و خشنود سازد، به عكس نوعي روحيه نا آرامي و بي قراري در كشور به وجود آورد. از اين نظر، هر چه مردم بيشتر دچار خرسندي اقتصادي مي شدند، نسبت به نهادهاي پيشين ناخرسندتر نشان مي دادند. مهمتر اين حقيقت كه، بخش‌هايي از فرانسه كه از پيشرفت اقتصادي بيشتري برخوردار بودند، كانون‌هاي مهم جنبش‌هاي اعتراضي و انقلابي بشمار مي رفتند.
بالخره هانا آرنت در كتاب خود مي كوشد تا با مقايسه انقلاب فرانسه با انقلاب آمريكا، در جستجوي عوامل و پيامدهاي آن دو انقلاب برآيد. آرنت در فصل نخست كتاب خود مي نويسد :«مدتي دراز پيش از آنكه مردم عصر جديد با پيشرفت‌هاي بي مانند تكنولوژي به كشف وسايل پايان دادن به خفت ناشي از مستمندي و نياز، كامياب شوند، چيزي كه قبلا واقعيتي ابدي بشمار مي رفت، آمريكا نمونه جامعه اي بدون فقر شده بود5». از نقطه نظر هانا آرنت ، آموزه‌هاي انقلاب فرانسه و پيامدهاي آن، به كلي با آموزه‌هاي انقلاب آمريكا و پيامدهاي آن، تفاوت اساسي داشت. اگر در انقلاب فرانسه، آموزه «اهتمام ورزي» انقلابيون و روشنفكران نسبت به تهيدستان اهميت بسياري پيدا كرد، اما اين نوع «اهتمام ورزي» و توجه به فقر توده‌ها در انقلاب آمريكا تقريبا هيچ تاثيري نداشت. به عكس، آنچه پيش از انقلاب به چشم مي خورد، اين بود كه اين قاره را پيش از هر چيز « پناهگاه و ميعادگاه تنگدستان و نژادي تازه از آدميان پديد آورده بود، كه افراد آن با رشته‌هاي ابريشمين حكومتي ملايم با هم اتحاد يافته بودند، و در شرايط همساني خوشايند به دور از فقر مطلق بدتر از مرگ ، روزگار مي گذراندند6».
كرين برينتون كتاب خود را پيش از انقلاب اسلامي ايران نوشت و در سال 1968 چشم از جهان فرو بست. اگر زمان نيز با او يار مي شد، مي توانست رخداد بزرگي چونان «انقلاب اسلامي ايران» را به مثابه نمونه پنجم، در تاييد نظرات خود، مورد استناد قرار دهد. آري، انقلاب ايران در شرايطي رخ داد كه وضعيت اقتصادي و رفاه بخش‌هاي از جامعه شهر نشين و به ويژه وضعيت طبقات متوسط، به دليل تزريق دلارهاي نفتي در حال بهبودي و پيشرفت بود. روزگاري كه مردم اندكي مجال پيدا كردند تا در ساحت ناخودآگاه خويش اندكي بكاوند. ذخيره‌هاي انرژيك اين ناخودآگاه، دو نهضت مدنيت گرايي و آزاديخواهي بود كه در دو مقطع تاريخي، توسط «پدر و پسري» اقتدارگرا از سطح خودآگاه اجتماعي واپس رانده شدند. پس از آنكه اين دو «پدر و پسر»، كه كوشش داشتند جريان مدرنيزاسيون را از سطح «نيم تنه بالا» (ايجاد جريان انديشه) به سطح «نيم تنه پايين» (بريدن قيد و بندهاي اجتماعي) منتقل كنند، شايد شش دهه زمان لازم بود تا به موجب فراغتي نسبي و محركهايي چون روشنفكري ديني، و نيز به كوشش مؤثر نيروي‌هاي چپ، از سطح ناخودآگاه به سطح محرك‌هاي اجتماعي تصعيد پيدا كنند. آيا جز اين است كه انسان از آن لحظه مجال مي يابد تا در ساحت معنويت خويش تأمل كند، كه از قيد و بند دغدغه‌هاي معيشتي فراغت پيدا كرده باشد؟ آيا بسياري از استبدادها نيستد كه فقر را دستمايه توسعه اقتدار خود گردانده اند؟ انقلاب در شرايط روي نمي دهد كه جامعه در فقر باشد (هر چند نويسنده محترم چنين ادعايي نداشته است)، به عكس شرايط فقر تنها ممكن است زمينه عصيان، سركشي و شورش تهيدستان را فراهم كند. ليكن ماهيت شورش‌ها با انقلابات به كلي متفاوت است. به قول تروتسكي، اگر چنين بود بايد همواره توده‌هاي محروم، كه در نقاط مختلف جهان كم نيستند، در انقلاب دائمي مي بودند. آنچه موجب انقلاب مي شود، به گفته كرين برينتون، شكاف تحمل ناپذيري است ميان آنچه كه مردم مي خواهند وآنچه كه حكومت بدانها مي دهد. و از آن فراتر، به غير شرايط لازم، آنچه كه موجب انقلابات مي شود، وجود آرماني است كه به «جريان عمومي انديشه» تبديل مي شود. انقلاب اسلامي ايران نمونه اي از اين آرمان بود. اکنون نسل جوان با مطالعه این یادداشت ، بجای این پرسش که چرا انقلاب رخ داد، باید از نسل انقلابی و بیشتر از آن از خود بپرسد که چرا انقلاب مسیر آرمانی خود را از دست داد و امروز با نسلی مواجه هستیم که در افقی بس تیره و تاریک نه تنها از هرگونه آرمان، بلکه از هرگونه معنای واقعی زندگی تهی شده است؟
Ahmad_faal@yahoo.com
فهرست مطالب
1- كتاب كالبد شكافي چهار انقلاب، نوشته كرين برينتون ترجمه محسن ثلاثي انتشارات نشر نو ص 33
2- همان منبع ص 36
3- كتاب انقلاب فرانسه و رژيم‌هاي پيش از آن، نوشته الكسي دتوكويل ترجمه محسن ثلاثي انتشارات زرين ص 309
4- همان منبع ص 319
5- كتاب انقلاب، نوشته هانا آرنت ترجمه عزت الله فولادوند انتشارات خوارزمي ص 27
6- همان منبع ص 30

جمعه 8 اسفند 1393
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387