«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
جامعه شناسي رفتارهاي انتخاباتي


فهم و تفسير رفتارهاي انتخاباتي جناح هاي در گير قدرت ، با مشكل ابهام زدايي روبروست. اغلب نميدانيم كه ابهام رفتار انتخاباتي كجاست ؟ به همين رو نمي دانيم كه گزينه بعدي رفتار اصلاح طلبان و محافظه كاران چيست ؟ اگر فهم و تفسير هر نوع رفتاري كه از سوي جناح هاي درگير قدرت وجود دارد، موكول به فهم «انديشه معطوف به هدف»ي كه راهبرد نويسان (استراتژيست ها) آنها برگزيده اند ، داشته باشيم ، تا حدود بسياري در ابهام زدايي رفتارهاي انتخاباتي موفق خواهيم شد. در اين نوشتار كوشش مي شود تا با تفسير «انديشه معطوف به هدف» رفتارهاي انتخاباتي، پرده از ابهام بردارد.
رفتار انتخاباتي اصلاح طلبان
اصلاح طلبان طيف گسترده اي را تشكيل مي دهند، از كساني كه بن بست هاي موجود را در ساخت شكني وضع مستقر مي يابند و تا كساني كه شانه به شانه محافظه كاران تلاش مي كنند تا استحكام نظم ساختار موجود را مستقر سازند. ليكن انديشه راهنماي همه آنها در يك چيز بهم تلاقي مي كند: تقدم قدرت بر آزادي ، تقدم مصلحت بر حقيقت . بنابراين، در اين مقاله وقتي از اصلاح طلبان و يا محافظه كاران ياد مي كنيم ، منظور چيزي جز انديشه معطوف به هدفي كه راهبرد نويسان بر گزيده اند، نيست.
اصلاح طلبان به هيچ وجه طالب يك دموكراسي تمام عيار نيستند. توافق بروي يك دموكراسي محدود، مهمترين انگيزه قيود و پيرايه هايي است كه بر دامن دموكراسي مي بندند. شعار «ايران براي ايرانيان» ، در عمل به محدوده هاي مجاز و غير مجاز تقسيم بندي مي شود. وقتي يك مسيحي و يا يك دگر انديش سوسياليستي نمي تواند رئيس جهور شود ، عملا اعتراف نموده ايم كه ايران براي همه ايرانيان نيست. و الا نمي توانيم كه بگوييم بعضي از ايرانيان با شرايط خاص ، با بعضي از ايرانيان ديگر در همان شرايط خاص و مساوي ، به صرف نامساوي بودن آراء و عقايد آنها ، داراي حقوق نامساوي هستند . اصلاح طلبان معتقد به دموكراسي تمام عيار نيستند، زيرا ، اغلب راهبرد نويسان از نظر اپوزسيون «خوش نشين» داراي سوابقي هستند كه در شرايط آزادي تمام عيار قادر به پاسخگويي نيستند. زيرا ، آنها به خوبي مي دانند كه در شرايط آزادي تمام عيار وقتي گزينه هاي انتخابي مردم وسعت پيدا كند، مردم هيچگاه از ميان صدها فرهيخته علمي و سياسي و فرهنگي شناخته شده و شناخته نشده ، نوبت به آنها نمي رسد. اصلاح طلبان نمي توانند به اين پرسش بعضي از نظرمندان كه معتقدند، انتخاب آقاي خاتمي نه به دليل برنامه ها و انديشه هاي او ، بلكه از اين رو بود كه مردم ، آقاي خاتمي را به عنوان «پل عبور» از وضعي كه نمي خواهند، برگزيده اند. اين نظرمندان ممكن است مهمترين نشانه ادعاي خود را تحصن اخير نمايندگان بدانند. در حالي كه دانشجويان در چند سال اخير مركز جنبش هاي سياسي در ايران بوده اند و حتي با كوچكترين بهانه كشور را در آستانه بزرگترين بحران پيش مي بردند، و جوانان نيز جنبش هاي اجتماعي متعددي آفريده اند، اين تحصن نه تنها با استقبال از سوي اين جنبش ها روبرو نشد، بلكه با بي تفاوتي كامل از كنار آن گذشتند.
يك پرسش ديگري كه نظرمندان مطرح مي كنند اين است كه ، اصلاح طلبان بنا به تئوري مصلحت ، روابط قدرت را بر نيروهاي محركه اجتماعي ترجيح مي دهند. بنابراين هيچگاه نيروهاي محركه اجتماعي را به پشتيباني دعوت نمي كنند. زيرا ممكن است كه ، نيروهاي محركه اجتماعي گرانيگاه جنبش اجتماعي را بر پاشنه اصلاح طلبان نگردانند. در نتيجه محتمل اين است كه، جريان تحصن پيش از تبديل شدن به يك جنبش سياسي در چنبر روابط قدرت ، چمپاتمه زند.

رفتار انتخاباتي محافظه كاران
سخن از عقلاي محافظه كار، جمع متناقضنما(پارادوكسيكال) است. زيرا هيچ عقلي رقتار اين جمع را بر نمي تابد. تنها مي توان از محافظه كاران مصلحت سنج ياد كرد ، و چون مصلحت هاي اينان كوتاه مدت است ، با عقل ابزاري نيز كه در زمره عقلانيت قدرت گراست، سازگاري نمي يابد.
هدف نهايي و راهبردي محافظه كاران تسخير كاليت نظام جمهوري اسلامي است . آنها نيك مي دانند كه : الف ) دموكراسي نيم بند، جامعه را و نظام سياسي را در بحرانهاي پي در پي فرو مي برد. بحران ها قابل پيش بيني نيستند، زيرا بستر تحولات اجتماعي آيستن د گرگوني هاي بنيادي است. محافظه كاران تا كنون بحران ها را به خوبي پشت سر گذاشته اند، ليكن هميشه چنين نخواهد بود. در كوتاه مدت محتمل دانسته مي شود (و در بلند مدت قطعي) كه يكي از بحران ها در طوفان شب زده اي كه چشم چشم را نخواهد ديد، نه از تاك نشاني بماند و نه از تاك نشان .
ب) در تحليل جامعه شناختي متن و حاشيه فرهنگي جامعه ، آراء و عقايد محافظه كاران در زمره حواشي فرهنگي محسوب مي شوند. تصور محافظه كاران اين است كه چون جوامع آمريكايي و دموكراتيك را مورد ملاحظه قرار مي دهند. يدين معنا كه، يك جناح سياسي پس از يك دوره يا سه دوره افول ، دوباره به حيات سياسي باز مي گردد ، پس آنها نيز مي توانند بعد از دو دوره افول دوباره به حيات سياسي بازگردند. اما خطاي خطير آنها اين است كه تصور نكرده بودند كه ، دو جريان سياسي قدرت در آمريكا و كشورهاي دموكراتيك ، در سياست هاي راهبردي داراي انديشه و راهبرد يكسان هستند. مثلا يك جناح ممكن است براي افزايش سرمايه گذاري و كاهش بيكاري ، به مسئله پائين آوردن نرخ بهره فكر كند و ديگري براي دستيابي به تعادل اقتصادي برروي اهرم مالياتي چاره انديشي كند. اجتماع آنها ، اجتماع نقيضين نيست ، زيرا هر دو جناح ، اجزاء يك ساختار هستند كه نقش هاي مختلفي در ساخت سياسي و اقتصادي جامعه بر عهده دارند. محافظه كاران در ايران تصور نكرده اند كه تفاوت آنها با اصلاح طلبان ، دو نوع نظام سياسي ، دونوع نظام عقيدتي و فرهنگي است كه يكي بايد برود كه برود و يك بايد بماند. اجتماع آنها ، اجزاء يك سازواره با نقش هاي متفاوت را تشكيل نمي دهند در نتيجه اجتماع آنها ، اجتماع نقيضين است.
خطاي محافظه كاران اين است كه، يكي در حاشيه اي است كه با متن بيگانه است و ديگري در متن قرار دارد كه انديشه متن گرا سرانجام تا منهي اليه حواشي فرهنگي و جغرافيايي كشور گسترش خواهد يافت. آنها در نيافته اند كه گسترش اجتماعي و اقتصادي و سياسي همواره ، گسترش از متن به حاشيه است و تحولات اجتماعي و فرهنگي همواره از حاشيه به متن نظر دارد. برعكس آن ، تابع كردن علم و تكنولوژي به مركب ناداني است. مگر نمي دانند كه در دانشگاه ها جز معدودي از افرادي كه هنوز با انديشه و آراء حاشيه اي خود را بر متن زندگي مي كنند، هيچ جايگاه و پايگاهي ندارند. مگر نمي دانند كه آراء آنها هنوز در حواشي فرهنگي و جغرافيايي كشور است كه محل پيدا مي كند و هر چه از حاشيه به متن مي آئيم ، صندوق هاي آنها خالي تر و خالي تر مي شود.
ج ) آيا محافظه كاران به روابط تنگنايي و فراخنايي حاشيه و متن فرهنگي جامعه ايران آگاه هستند و يا نيستند، راه حل راهبردي آنها براي خروج از حاشيه به متن چيست ؟ حاشيه فرهنگي را با توسعه دانش و تكنيك مي توان به متن فرهنگي جامعه پيوند زد، ليكن برعكس آن را ممكن نيست. آيا محافظه كاران آماده اند تا با پذيرش دموكراسي تمام عيار ، آزادي تمام عيار ، باب حقوق بشر را در آراء و عقايد خود باز كنند؟ اصلاح طلبان چنين آمادگي را ندارند، چه رسد به محافظه كاران . راه حل آنها چيست ؟ محافظه كاران در نظر دارند تا با فتح متن جغرافيايي كشور، جريان تسلط حاشيه فرهنگي را از حاشيه نا متن جغرافيايي گسترش دهند. محافظه كاران هيچ راه حلي ندارند، جز آنكه كه كاررا براي هميشه يكسره كند. چرخ بحران ها و دوگانگي ها و بن بست ها ي جامعه هيچ گاه در سود آنها نخواهد چرخيد. اما چگونه ؟ بنظر مي رسد كه محافظه كاران در نظر دارند تا تنها و تنها با تكيه بر تئوري «النصر بالرعب» كار را يكسره كنند. آنها به خوبي مي دانند كه بيش از 9. تا 95 درصد جامعه گرايشي از حاشيه به متن دارند، و هر روز اقبال به انديشه متن گرا گستره افزون تري به خود مي گيرد. اما همين جماعت متن نشين و متن گرا ممكن است ( و به زعم آنها حتما) تابع قدرت پيروز هستند. تصور مي رود كه اگر با بستن مدار قهر و كامل كردن سانسور، به تدريج روانشناسي اجتماعي نسبت به طرفي كه به فتح و پيروزي دست يافته است ، به وجد مي آيد و تابع آن خواهند شد. در نتيجه محافظه كاران موفق خواهند شد تا بار ديگر خاطره دوران مرجعيت انقلاب را كه به حق 99 درصد اقبال جامعه را در پي داشت ، اينك با تأ ويل حق تجديد كنند.












پنج‌شنبه 10 دی 1383
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387