سهشنبه 15 مرداد 1387
نام:
یاسر منصوری
پست الکترونیک:
khabarvanazar@yahoo.com
موضوع:
کوی وکودتا
وب سایت:
وب لاگ:
http://khabarvanazar.blogfa.com/
|
|
|
|
دوشنبه 7 مرداد 1387
نام:
اکبر تقوی
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست عزيز آقاي تقوي با سلام من در تهران زندگي مي كنم و قضاوت من به يك واقعيت كلي تر باز مي گردد كه جنبش دانشجويي بخشي از اين واقعيت است. قصد رهنمود دادن به جنبش دانشجويي نداشتم . تنها نسبت به يك واقعيتي كه به عينه در پيشاروي ما بود هشدار دادم. شما بگوييد كه اين واقعيت كه مثلا اغلب دانشجوياني كه در دفتر تحكيم فعال بودند و هستند و اين واقعيت كه اغلب دانشجوياني كه در ماجراي كوي نقش فعال داشتند، امروز كم يا بيش در كنار هواخواهان سلطنت طلب و آمريكاطلب قرار گرفته اند، حقيقت دارد و يا خير؟ چرا چنين است؟ به من بگوييد كه آيا گرايشهاي ليبراليستي بر جريانات دانشجويي غالب شده است و يا خير؟ اگر عده اي از دانشجويان بر سياق آرمانخواهي و برابري و آزادي كوشش مي كنند، نبايد ترديد كرد. و اگر نبود چنين آرماني، جنبش دانشجويي شكل نمي گرفت. اما چرا اين جنبش هنوز شكل نگرفته از شكل مي افتد و استمرار پيدا نمي كند و چرا جنبش دانشجويي دچار انقطاع و بريدگي است؟ آيا عنصر آرمان نيست كه از ايام دير عامل پيوند زدن جنبش دانشجويي و جنبش هاي اجتماعي محسوب مي شد؟ اگر از نوشته من به گونه اي برداشت مي شود كه مراد من تك تك دانشجويان است، چون اشاره پيش، از شما پوزش مي خواهم. اما خوب است به اين مسئله هم توجه داشته باشيد: وقتي گفته مي شود دانشجويان، پيش از انقلاب داراي چنين رسمي بودند و امروز داراي چنين رسمي هستند، هيچگاه به منزله تك تك دانشجويان نيست. مثلا وقتي گفته مي شود جنوبي ها داراي اين ويژگي هستند و يا مشهدي ها داراي اين ويژگي هستند، هيچگاه به اين معني نيست كه هركس جنوبي است و هر كس مشهدي است، عينا داراي همان ويژگي است. يك ويژگي كلي، به روي يك جامعه ، يك دوره از تاريخ و يا يك جريان روشنفكري و يا جريان دانشجويي به معناي تطبيق دادن آن به روي تمام آحاد و اجزاء نيست. مگر نمي دانيم كه گروههاي كمونيستي هم در بعضي از دانشگاهها حضوري فعالي دارند. اما اين فعاليت ها و فعاليت دانشجوياني ديگر مثل شما، مغاير اين نيست كه بگوييم، گرايش عمومي دانشجويان امروز چنين است و چنان است. به غير از قرائني كه در بالا ذكر كردم، دو قرينه ديگر وجود دارد كه مثبت ادعاي اين جانب است. يكي غالب شدن گرايش هاي مصلحت مداري در روشنفكران داخلي و خارجي (خواه اصلاح طلب و يا غير اصلاح طلب) است و دوم غالب شدن گرايش مصلحت مداري در همان چيزي است كه در مقاله از آن به عنوان زمينه هاي اجتماعي و بين المللي ياد كردم. اگر شما دانشجويان و دوستانتان در پي آرمان هستيد، اتفاقا بايد با نويسنده به جاي انتقاد و رنجش، همدلي مي داشتيد. و مي ديديد كه دغدغه و رنجش نويسنده در كجاست؟ آيا اگر شما و دوستانتان آرمانخواه هستيد، از اينكه جمله دانشجويان زنداني كوي وووو با كساني همنشين مي شوند كه پيشتر عباراتي از تراوشات فكري آنها آوردم، به درد نمي آييد؟ و اگر به درد آمديد و از باب دوستي، پاره اي از مطالب را به شكل هشدار آميز (نه از باب نصيحت و پند واندرز) بيان كرديد، توهين به دانشجويان است؟ و اگر قبول نداريد كه چگونه گرايش هاي فكري در شرايط حاضر و در سطح بين المللي در حال افول كردن در عقلانيت محاسبه گري و ابزاري است، باز هم مي گويم خوب است همان مقاله اي را كه در پاسخ پيشين به شما ارائه دادم بخوانيد و بعد به بحث خود ادامه دهيم. با آرزوي موفقيت و پيروزي احمد فعال |
|
|
|
یکشنبه 6 مرداد 1387
نام:
بهزاد
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
آقا بهزاد درود بر شما اين را هم بگويم كه اين برخورد شما نمادي از اخلاق دموكراتيك و به قول ما ايرانيها، نشان دهنده سعه صدر در وجود شما و نسل جوان و دانشجوي ماست. با آرزوي موفقيت و پيروزي احمد فعال |
|
|
|
یکشنبه 6 مرداد 1387
نام:
بهزاد
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست عزیز آقا بهزاد با سلام با بخشی مهمی از انتقادات شما موافقم. من نیز چون شما فکر می کنم که از روشنفکران نسل گذشته (و لو اینکه اینجانب را در زمره آنها بشمارید) کاری ساخته نیست. من نیز چون شما همه امید خود را در نسل جوان می بیند. بزرگترین انتقادی که به روشنفکران نسل پیشین وجود دارد این است که از اصالت دادن به قدرت بازنمانده اند و اغلب آزادی را بر مبادی قدرت شرح می دهند. اغلب در دام قدرت اسیر هستند و قدرت را کلید جادویی راه حل ها می شناسند. و از همین روست که توسل جستن به این قدرت و آن قدرت را برای مبارزه با قدرت دیگر و یا تحصیل آزادی، اصل می شمارند. و از همین روست که اغلب به وسیله قدرت های داخلی و خارجی بازی می خورند. اما برخلاف تصور شما، فکر نمی کنم اظهار نظر شما در حد چون امثال اینجانب، اظهار نظرات کم ارزشی باشند. هر اظهار نظری از جمله اظهار نظر شما جای خود ارزشمند هستند. اما دو نکته را از باب دوستی به شما یادآور می شوم: نخست آنکه من نیز چون شما بر این باور هستم که پند و اندرزهای پدرمآبانه، نه در شأن دانشجویان است و نه در شأن کرامت و آزادی انسان است. باور من از آغاز جوانی این بوده و هست که روش های پند و اندرز مآبانه، روش هایی هستند که بر اصول قدرت بیان می شوند. روش هایی که کوشش دارند تا روابط ارباب و رعیتی را تحکیم ببخشند. و لو اینکه در این میان ما با الطاف اربابی مواجه شویم. روابط اربابی ، روابط اربابی است. حکم ارباب مهربان و پند و اندرز گو، همان حکم دیکتاتوری صالح است که کم از دیکتاتوری ظالم خطرناک نیست. اما دوست عزیز اگر یک بار دیگر مقاله را از نو مطالعه کنید ملاحظه می کنید که کوشش نویسنده تنها تحلیلی از یک رویکرد سیاسی بود و هیچگونه پند و اندرزی متوجه احمد باطبی نبود. اگر عنوان مقاله را می گذاشتم "روی سخن با ابراهیم نبوی"، نه تنها لطمه ای به محتوا نمی خورد ، بلکه با محتوای متن نزدیک تر بود. اتفاقا باید شما اگر با پند و اندرز مخالف بودید، با نویسنده همدلی می کرید که به امثال پند و اندرز گوها انتقاد کرده است که مثلا، چرا می خواهید کسی را که شخصیت او محصول مقاومت و ایستادگی اوست، به خانه بخوانید و چرا کوشش دارید احمد باطبی را که به یمن زندان و مقاومت احمد باطبی است، از رسم و سیاق قهرمانی بازدارید؟ بنابراین انتظار نداشتم که به جای همدلی با نویسنده او را ..... دوم اینکه، خوب بود دوست عزیز به جای توصیف خصوصیاتی که از دوستی ها می کاهد، آن قسم از مقاله را که یا در تحلیل و یا در وصف احمد باطبی جانب ناحقی را گرفته ام، به اینجانب یادآوری می کردید، تا باب گفتگوی بهتر باز می شد. با آرزوی موفقیت و پیروزی برای شما احمد فعال
|
|
|
|
یکشنبه 6 مرداد 1387
نام:
Mohamad
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست عزیز با سلام تنها حکم به خیابان ریختن مسئله ای را حل نمی کند. مسائل از راه بیداری وجدان عمومی حل می شوند. جامعه ما در طول زندگی تاریخی خود در مواردی اندک بر وجدان زیسته است و اغلب بر افکار عمومی می زید. در بعضی از مقالات خود به تفصیل تفاوت وجدان عمومی و افکار عمومی را شرح داده ام. به نظر خوب است که شما نیز سه مقاله اینجانب را تحت عنوان "نیروی بدیل" و به خصوص در قسمت سوم که تحت عنوان جنبش اعتماد سازی به بحث پرداخته ام، از مطالعه بگذرانید. فکر می کنم بخش مهمی از پاسخ های خود را در آن مقالات بیابید. این مقالات را می توانید در وب سایت اینجانب بیابید. و در صورت عدم موفقیت اعلام بفرمایید تا عینا خدمت شما ارسال کنم. اما این نکته که فکر می کنید دانشجویان باید تنها به کار علمی بپردازند به دو دلیل موافق نیستم. نخست اینکه هیچگونه رابطه ثنوی میان پدیده هایی که فراورده اندیشه و کنش انسانی هستند و از جمله میان علم و سیاست قائل نیستم. دوم اینکه، در کشورهایی چون ایران که احزاب و فعالیت های حزبی و مستقل به معنای درست و واقعی آن وجود ندارد، و نیز در کشورهایی مثل ایران که نهادهای مدنی و مستقل شکل نگرفته اند، جریان دانشجویی، اساسا و ماهیتا دارای بار سیاسی است و این بار را تا مادامی که احزاب مستقل وجود ندارند و تا مادامی که نهادهای مدنی و مستقل وجود ندارند، به ناگزیر بر دوش جریان دانشجویی است و با فرمان و یا نظر من و شما نیز این بار از دوش دانشچویان برداشته نمی شود. اتفاقا از بخت خوب جامعه ایرانی است که دانشجویان این بار را بر دوش گرفته اند. هر زمان که دانشجویان این بار را بر دوش می گیرند، راههای بیدار شدن وجدان هنوز باز می ماند و می توان امیدوار شد که جامعه بر وجدان عمل کند و به عکس هر زمان که دانشجویان این بار را از دوش بر زمین می گذارند، وجدان به خمودی می گراید و به عکس افکار عمومی فعال می شد. در همان مقاله شرح داده ام که چگونه افکار عمومی به آسانی دستاویز هیجان، تبلیغات و روابط قدرت می شود. با آرزوی موفقیت و پیروزی برای شما احمد فعال
|
|
|
|
یکشنبه 6 مرداد 1387
نام:
جواد
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست عزیز از اظهار نظر شما را خواندم. اگر فرصت یافتم مشکل خود را با VOA را در چند مقاله نشان خواهم داد. اما نوشته های اینجانب خط به خط گواه است که این قلم نه به لحاظ فکری و نه به لحاظ خصوصویات شخصی، با اصل قدرت مشکل دارد، بنابراین این عقیده شما که این قلم به کار کدام قدرت (داخلی و یا خارجی) می آید سخت در اشتباه است. |
|
|
|
یکشنبه 6 مرداد 1387
نام:
Kamal
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست عزیز توضیحات خوبی ارائه دادید. استفاده بردم. از اینکه 2 سال بازداشت بودید، چیزی نمی شود گفت جز اظهار تأسف و ابراز همدلی با شما. با آرزوی موفقیت و پیروزی برای شما احمد فعال
|
|
|
|
پنجشنبه 3 مرداد 1387
نام:
arash taghavi
پست الکترونیک:
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامي آقاي تقوي با سلام اگر مرادتان پيامي است كه پيشتر به عنوان دانشجوي مشهد ذكر كرديد، مطلب شما درج شد. علت ديركرد، سرنزدن اينجانب براي مدتي به وب سايت خودم بود. و اگر پيامي ديگري مد نظر داريد، بفرماييد تا درج شود. با آرزوي موفقيت احمد فعال |
|
|
|
پنجشنبه 3 مرداد 1387
نام:
اکبر تقوی
پست الکترونیک:
ayanderoshan@googlemail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامي آقاي اكبر تقوي با سلام اگر برداشت شما اين بود كه بنده همه دانشجويان را چنين خطاب كردم و از نوشته من چنين استنباط مي شد، ترديد نكنيد كه هم از شما و هم از ساير دانشجويان به جد پوزش مي خواهم. معتقدم كه اگر نبود جريان آرمانخواهي نزد دانشجويان و نزد نسل جوان و اگر نبود همان ويژگي هايي كه شما و نسل شما بدان مي باليد، بي ترديد هيچ اميدي و هيچ آيندهاي براي اين سرزمين قابل تصور نبود. تنها به يمن آرمانخواهي ها و پيكار براي احقاق كرامت انساني است كه زندگي برقرار است. اما مراد نويسنده بيشتر متوجه فضاي غالب گفتماني (و به قول فرنگي ها فضاي غالب ديسكورس و پارادايمي) ميان اپوزسيون و جنبش دانشجويي، به عنوان بخشي از اين اپوزسيون است. اين فضا به رغم همان جريان آرمانگرايي است كه شما و من بدان پايبند هستيم. امروز گفتن اين عبارت كه عصر آرمان گرايي و عصر قهرماني به پايان رسيده است و به قول آقاي دكتر فياض زاهد (يكي از همني روشنفكران اصلاح طلب) كه از قول اريش ماريه مارك مي نويسد: «نبايد براي اصول مرد بايد براي اصول زندگي كرد» و در جايي ديگر براي آنكه به خواننده القاء كند كه ماريه مارك در سردي كه وجدان را به انجماد مي برد تنها نيست مي نويسد : «اگر خورشيد طلوع كند و تو نباشي هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. لذا انتظار سلحشوري و قهرماني در عصري كه بايد عصر مرگ اسطوره ها نام نهاد، درخواستي عبث و بيهوده است»، نزد بسياري از جريانات اپوزسيون و پوزسيون باب شده است. براي اطلاع بيشتر و اطلاع از هدف نويسنده، خوب است شما را به مطالعه مقاله اول از سه مقاله جهان بيني و ايدئولوژي موازنه ها دعوت كنم. با آرزوي موفقيت و پيرزوي براي شما |
|
|
|
پنجشنبه 27 تیر 1387
نام:
javad
پست الکترونیک:
jav@hotmail.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامی با سلام ضمن تصدیق انتقاد شما خوب است توجه شما را به این حقیقت جلب کنم که نویسنده اگر عنوان مقاله را روی سخن با آقای ابراهیم نوبی می گذاشت، نه تنها اشتباه نبود بلکه با محتوای متن نزدیکتر هم بود. حقیقت این است که اینجانب بنا به اصل برابری و عدم هژمونی، هرگز تمایلی به پند و اندرزهای پدرانه و بدتر از آن به پند و اندرزهای اربابانه ندارد. خوب بود ناقد محترم نکته ای را که از نظر او پند و اندرز بوده و یا نقض اصل بلوغ فکری و استقلال احمد باطبی ها و سایر دانشجویان محترم است و یا نکته ای که از نظر او در متن به ناحق بیان شده است به روشنی اشاره می کردند. اتفاقا خوب بود که ناقد محترم از باب اینکه نویسنده خطاب به آمریکائیان و حتی خطاب به دانشجویان هشدار داده است که مباد هدایت جنبش دانشجویی ناقص اصل استقلال و بلوغ فکری آنان باشد، همدلی می کردند. من فکر نمی کنم که ناقد محترم مثل بعضی از روشنفکران هم نسل ما فکر می کند که: این نوع روابط اراباب رعیتی، از جنس مرغوب تری است و چندان نباید مورد نقد قرار گیرد؟ با آرزوی موفقیت و پیروزی احمد فعال |
|
|
|
یکشنبه 23 تیر 1387
نام:
Farhad
پست الکترونیک:
parvazi_2007@yahoo.com
موضوع:
سایت شما
وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامی و اگر اشتباه نکرده باشم آقا پرویز با سلام نمی دانم چرا مطالب شما دریافت نشده است، خوب است مجددا مطالب خود را ارسال بفرمایید با آرزوی موفقیت و پیروزی احمد فعال |
|
|
|
یکشنبه 23 تیر 1387
نام:
ali
پست الکترونیک:
ali@yahoo.com
موضوع:
وب سایت:
وب لاگ:
|
|
|
|