«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
اسلام اقتصادی
حساسیت ها و نگرانی ها
1- در حالي كه مشغول پايان بردن مقاله‌اي با عنوان "كار و جاه " بودم و در اين مقاله كوشش كرده‌ام تا روابط ميان كار و توسعه را با پاره‌اي از ويژگي‌هاي فردي افراد، مانند جاه طلبي و منافع پرستي بررسي كنم، موضوع را به پايان نبرده، لازم دانستم به موضوع ديگري بپردازم كه به پاره‌اي از حساسيت‌هاي امروز باز مي‌گردد. در اين نوشته كوشش شده است تا جمع حساسيت‌ها و ايده‌هاي راهنمايي كه در پس اين حساسيت‌ها وجود دارند، تحت عنوان اسلام اقتصادي تحليل شوند. هر چند لازم است تا خواننده محترم براي درك مبادي روش شناختي نويسنده در باره اين موضوع به مقاله بعدي وي نيز مراجعه كنند. چه آنكه در مقاله "كار و جاه" مناسبات ميان كار و توسعه را با شاخص آزادي و برابري توضيح داده ام. توضيح داده‌ام كه چگونه كار كردن و صرف انرژي شبانه روزی، بنا به بعضي از ادعاها وقتي بدون شاخص آزادي و برابري انجام مي‌شود، چيزي جز ابراز بعضي از خصوصيت از خود بيگانه انسان مانند جاه طلبي و منافع پرستي نيست؟ همچنين است كه در آن مقاله، مناسبات ميان اين ويژگي‌ها را با رشد و توسعه جوامع انساني توضيح داده‌ام.
2- زماني كه سه مقاله اسلام سياسي، اسلام انقلابي و اسلام ايدئولوژي را به بحث گذاشتم، كوشش داشتم تا مقاله‌اي تحت عنوان اسلام اقتصادي را نیز به رشته تحرير در بياورم. اين مسئله همواره براي نويسنده و شايد بسياري از روشنفكران ديني و بعضي از منتقدين وجود دارد كه اقتصادي كه اسلام مد نظر دارد چگونه اقتصادي است؟ آيا چيزي و مقوله‌اي به نام اقتصاد اسلامي وجود دارد؟ نظريه و ادعاي اقتصاد اسلامي به همان اندازه پذيرفتني است كه ادعاي فلسفه اسلامي. اما در خصوص اصل وجودِ چنين اقتصادي و يا چنين فلسفه‌اي، ترديد‌هاي جدي وجود دارد. اما ترديد ندارم كه اسلام و يا هر دين و هر نحله فكري، نمي‌تواند نسبت به مناسبات اقتصادي و روابط توليدي ميان انسان‌ها و جامعه‌ها بي‌نظر باشد. زيرا اخلاق، فرهنگ، سياست و حتي عبادات روزانه ما، در ذيل مناسباني انجام مي‌شوند كه موقعيت و جايگاه هر يك از افراد مؤمن و غير مؤمن، جوامع مؤمن و غير مؤمن را در طبقات معين و در آمدهاي معين و بهرمندي‌ها و يا تهديدهاي معين قرار مي‌دهد. بدون اين بهره مندي‌ها و يا تهديدها، عملاً اشاره مجرد و انتزاعي به اخلاق و عبادات، بي وجه مي‌شود.
3- بحث مورد نظر نويسنده درباره اسلام اقتصادي و يا وجه توجه او به چگونگي اقتصاد، به لحاظ تقسيم بندي‌هايي نيست كه در دنياي امروز از اقتصاد‌هاي سوسياليستي و يا ليبراليستي و... انجام مي‌شود. و نيز بحث نويسنده از جهت توسعه و رفاه و رشد اقتصادي نيست، كه مثلا چه نوع برنامه ريزي و چه نوع سياست اقتصادي به رفاه و توسعه جامعه منجر مي‌شود. شايد آنچه نويسنده در باره اسلام اقتصادي مد نظر دارد، چيزي چون اخلاق اقتصادي و يا نوعی جهت گيري طبقاتي يك مسلمان و يا يك روشنفكر مسلمان و يا يك جامعه اسلامي باشد. در همين عبارات اخير، وقتي بحث در باره رابطه ميان نوع بهره مندي و تهديدهاي اقتصادي مؤمنين با عبادات و اخلاق آنها به ميان مي‌آيد، بيشتر وجه اجتماعي و اخلاقي اين رابطه مد نظر است. در وجه فردي ممكن است با افرادي روبرو شويم كه هيچ مناسبتي ميان تهديدها و بهرمندي‌هاي آنها، با نوع عبادات و اخلاقي كه روزانه بكار مي‌بندند، وجود نداشته باشد. اما اين مسئله وجود دارد كه آيا در سطح جامعه مسلمانان مي‌توان اين رابطه را ناديده گرفت؟ و تنها به حكم اينكه افرادي سرسختانه و بي هيچ رابطه‌اي با دنياي خارج به عبادات خود مشغول هستند و يا رفتارهاي اخلاقي آنها متأثر از تهديدها و بهرمندي‌ها نيست، همين حكم را به حوزه های اجتماعي صادر كرد؟
4- از تمام كساني كه نسبت به جامعه مسلمانان احساس مسئوليت مي‌كنند، از تمام كساني كه نسبت به اخلاق ،عبادات و اجراي مناسك و دستورات ديني در جامعه مسلمانان دغدغه خاطر نشان مي‌دهند و سرانجام از تمام كساني كه تمام فكر و ذكر آنها برنامه ريزي و قانون گذاري و حتي خطابه خواندن در گوش مؤمنين، به منظور متشرع كردن آنها و يا اجراي عدالت در سطح جامعه مسلمانان هستند، اين پرسش را مطرح مي‌كنم : چه مناسباتي ميان ثروت اندوزي و عبادت ورزي تا عدالت ورزي وجود دارد؟ ثروت مشروع و مالكيت مشروع چيست و تا كجاست؟ آيا اسلام آنها، طاعت و عبادت آنها، وسوسه‌ها و دغدغه‌هاي آنها، تا چه حد و تا چه ميزان وجود نابرابري‌ها را تحمل مي‌كند؟ اگر نابرابري‌ها مغايرتي با عدالت ورزی ندارند و مراد آنها از عدالت برابري نيست و اگر ثروت اندوزي مغايرتي با عدالت ورزی ندارد، پرسيدني است، تا چه اندازه ايجاد فاصله طبقاتي و تا چه اندازه ثروت اندوزي، اين عدم تغاير را حفظ مي‌كند؟ اگر همانطور كه بعضي از مؤمنين و حتي مرشيدن مسلمان مي‌گويند و معتقدند، در اسلام هيچ حد مرزي براي مالكيت و ثروتمند شدن وجود ندارد، آيا مشكلي با دارايي‌هاي مثلا 100 ميليارد دلاري و 200 ميليارد دلاري دارند؟ اگر چنين است، پس چه تفاوتي ميان نظام اقتصادي سرمايه داري (كه در زماني يك اقتصاد استثماري و تبهكارانه خوانده مي‌شد) با نظام اقتصادي اسلامي وجود دارد؟ اگر مرادتان اين است كه تفاوت آنها در برنامه ريزي كردن جامعه مسلمانان براي بهرمندي همگاني، اهتمام به امور طبقات فرودست و رشد ارتقاء طبقاتي آنان است، اين ادعا هم بي وجه است و هم مضحك. بي وجه است از اين رو كه، كوشش‌ها در جوامع سرمايه داري براي اهتمام به طبقات فرودست و ارتقاء آنها بيشتر است. و مضحك است از اين رو كه، فاصله درآمدهاي مديران و كارگزاران اقتصادي در جامعه ايران در حدي است كه در مقاله «طبيعي شدن تبهگني» چنين آوردم :« هم اکنون اگر گذری نه فقط به اتاق مديران، بلکه به اتاق بعضی از رؤسای ارشد بياندازيد، در نقش و نگار شکوه و جلال آنان، محتمل با رؤسای جمهور آمريکا قابل مقايسه‌اند. امتيازهايی که اين مديران در پرتو نظام حقوقی و اداری کسب می‌کنند، در مقايسه با نظام درآمدی کشورهای سرمايه داری، از يک اختلاف شگفت‌انگيز حکايت می‌کند. نظام حقوقی و در آمدی آن کشورها که روزگاری در مقايسه با اقتصاد ارزشی، نوع استثمار و تبهکاری شمرده می‌شد، امروز همان مديران استثمارگر نظام‌های سرمايه داری و ليبرال، تا حد پادويی بعضی از اين مديران هم نمی‌رسند».
5- همچنين از كساني كه از صبح تا شام به طاعت و عبادت مشغول اند پرسيده مي‌شود: حساست‌ها، نگراني‌ها و دغدغه‌هاي آنها در چيست؟ چگونه است بعضي‌ها وجود دارند كه وقتي با كودك فقر زده‌اي در گوشه خيابان مواجه مي‌شوند، احساسات آنان چنان سرد، فسرده و لخت مي‌شود كه گويي روحي در پس عقايد آنان وجود ندارد و در فضايي ديگر، وقتي همين افراد در «سپيده سربي صبح طنين اذان را مي‌شنوند، چنان روحشان هواي پرواز مي‌يابد كه گويي از آغاز تكوين خلقت فاقد اجساد انساني بوده اند1»؟ پرسيده مي‌شود: چگونه يك فرد مي‌تواند نام خود را مسلمان بگذارد در حالي كه 160 ميليارد تومان ثروت اندوخته است، اما صدها و هزاران دختر و پسر جوان در همين جامعه وجود دارند كه به خاطر صد هزارتومان پول، زندگيشان به تباهي و ويراني كشيده مي‌شود؟ از حساسيت‌هاي ديني و اخلاقي در مي‌گذرم، پرسيدني است: چگونه يك فرد با ثروت های افسانه ای، بتوان در حالی نام انسان را بر او نهاد که دهها و صدها هزار خانوار وجود دارند كه به موجب فقر، روز را چون جهنم و شب را چون کابوس مرگبار صبح مي‌كنند؟
6- آقاي نكونام نماينده مجلس مي‌گويد : «چرا برخي از نمايندگان به اين نکته توجه نمي‌کنند که در زمان اجراي اصل 44 و خصوصي سازي هستيم و نبايد کسي را به خاطر سرمايه دار بودن مورد اتهام قرار داد». به غير از اينكه این نماینده محترم خصوصي سازي و اصل 44 را وارونه ترجمه كرده اند، زيرا فرد سرمايه دار مورد نظر او و سرمايه او، بناست از بخش خصوصي دولتي شود نه برعکس، اما وي با اين سخنان يكسره خود را از حساسيت‌هايي كه پيشتر اشاره شد، آزاد مي‌كند.
شايد به درستي نتوان اظهار نظر كرد كه سرمايه دار بودن تا چه اندازه اشكال دارد و تا چه اندازه بدون اشكال است. اين پرسش را اگر در يك جامعه سرمايه داري مطرح كنيم، اساساً پرسش بي وجهی خواهد بود. اما اين پرسش:
وقتي در جامعه‌اي مطرح مي‌شود كه بحث «جنگ فقر و غنا» در دستور کار انقلاب قرار مي‌گيرد.
وقتي در جامعه‌اي مطرح مي‌شود كه كارگزاران آن به موجب ادعاها، سراسر جهان سرمايه داري و دول صنعتي و مظهر آنها آمريكا را، مظهر تبعيض مي‌خوانند و متقابلا خود را سرآمد مبارزه با تبعيض مي‌خوانند،
وقتي در جامعه‌اي كه تأسي به الگوي حكومت امام علي را سرآمد رفتار و سياست‌هاي خود مي‌شناسند،
وقتي در جامعه‌اي كه نان به نمك خوردن آن حضرت را و سنگ به سينه بستن پيامبر را به وقت گرسنگي كشيدن و فرياد اباذر را كه «در شگفتم آنكه نان در خانه ندارد و با شمشير برهنه بر ديگران نمی شورد»، سرمشق رفتار و سياست‌هاي خود مي‌شناسند،
وقتي در جامعه‌اي كه كارگزاران آن، اسلام را فرياد محرومان و پابرهنگان جهان مي‌خوانند و لابد كارگزاري سياست را طنين محروميت‌ها مي‌شناسند،
وقتي در جامعه‌اي و در يك گروه سياسي كه بيش از همه و فراتر از همه خود را نماينده محرومان و پابرهنگان مي‌شناسد، البته و صد البته كه داشتن 160 ميليارد تومان ثروت، مصداق آشكار فساد و كلاهبرداري است.
7- نمایندگان مجلس از خود نمي‌پرسند كه با فرض تصديق سرمايه دار بودن در يك نظام اقتصادي سرمايه داري، مناسبات اقتصادي در ايران چگونه است كه يك فرد در عرض كمتر از 15 سال و يا به قولي در حدود 10 سال، به 160 ميليارد تومان دست مي‌يابد؟ به عبارتي، ايشان موفق شده اند كه بدون احتساب يك ريال هزينه‌هاي خورد و خوراك، در هر ماه بيش از يك ميليارد تومان درآمد كسب كند. پرسیدنی است که، كدام كار و كدام هوشمندي مي‌تواند چنين ارزش افزوده‌اي ايجاد كند؟ اگر ادعا شود كه تنها نه به موجب کار و هوشمندی، بلکه به موجب ماهیت تراکم افزایی پول (پول پول می آورد) به چنین ثروتی دست یافته است، آيا تصديق اين ادعا نيست كه مناسبات اقتصادي در ايران بهشت سوداگران جهان است؟
8- شايد ادعا شود كه تمركز سرمايه يكي از عوامل رشد اقتصادي محسوب مي‌شود. برابر با همين ادعا، يكي از دلايل از رشد ماندگي جامعه‌ ايراني از ايام دير تا كنون، فقدان شكل گيري بزرگ مالكي دانسته می شود. شايد به نمونه‌هاي فراواني از اقتصادهاي بزرگ صنعتي و پیشرفته اشاره شود كه بزرگ مالكي در نتيجه كار و توليد تحصيل شده است. كساني چون سوئي چيرو هوندا، رئيس پنجمين كمپاني غول پيكر در آمريكا، كه كار خود را از تعمير دوچرخه آغاز كرد، مايكل ميلكن، كسي كه بنياد سرمايه داري نوين را بنا گذاشت و كار خود را از پادويي يك قهوه خانه شروع كرد و كساني چون مؤسسين سايت ياهو با دهها ميليارد دلار ثروت، كه در آغاز به عنوان دو دانشجوي مستأجر كار خود را آغاز كردند و یا رئيس و صاحب كارخانه ميتسوبیشي، كه به عنوان يك روزنامه فروش كار خود را شروع كرد. اما مدعي از خود نمي‌پرسد كه اولا، اين اتفاقات در جوامعي صورت گرفته است كه كار و هوشمندي و مناسبات مديريت تا حدودي مستقل از مناسبات سياسي به حيات خود ادامه مي‌دهند، نه در كشوري كه نشو و نما مديريت اقتصادي، كار و هوشمندي، تنها در سايه مديريت سياسي صورت مي‌گيرد. مثال‌هاي اشاره شده، همه از افرادي حكايت مي‌كرد كه به موجب كار و هوشمندي به بالاترين سطح بزرگ مالكي رسيدند. اما نمونه‌اي كه نماینده مجلس اشاره مي‌كند، نمونه ای است كه در ميان دهها و صدها نمونه ديگر، دهها ميليارد ثروت خود را نه در پرتو كار و هوشمندي، بلكه در پرتو پيوندهاي ارگانيگ با سيستم‌هاي قدرت بدست آورده است. خواستگاه طبقاتي ثروتمند مورد علاقه ایشان، حتي اگر به طبقات فقر زده و محروم جامعه باز گردد، اما او ثروت خود را زماني كسب می کند كه به طبقات فرادست سياسي دست يافته بود.
9- خواننده محترم توجه داشته باشند كه تنها در دوران حاضر نيست كه پيوند ارگانيك با سيستم‌هاي قدرت اسباب بزرگ مالكي شده و مي‌شود، اين مسئله به دليل خصلتهايي چون تمركز گرايي، بي بديل بودن نقش دولت‌ها به مثابه يگانه آلترناتيو سياسي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه، چيزي است كه از ايام باستان در ايران به عنوان يكي از دلايل مهم از رشد ماندگي جامعه ايراني مطرح بوده است. دهها نمونه چون آقاي هژبر يزداني‌ها مي‌توان در رژيم پيش از انقلاب ياد كرد كه ثروت و شوكت آنها نه مرهون خواستگاه طبقاتي آنها، چون چوپان زاده بودن، بلكه مرهون رشد در دستگاه سياسي بوده است.
10- بنابراين، وقتي بعضی از نمایندگان مجلس در باره ثروتمند افسانه ای و مورد علاقه خود اظهار نظر مي‌كنند، آنها بايد توجه داشته باشند كه مناسبات اقتصادي در ايران چگونه بوده است و اين مناسبات نماينده كدام طبقه، كدام تفكر و كدام اصول و ارزش‌هاي راهنماست، كه فرد يا افرادي نه به موجب كار و هوشمندي، بلكه به موجب داشتن پيوندهاي ارگانيك با كانون‌هاي سياسي قدرت، در عرض چند صبا به چنين ثروت نجومي و افسانه ای دست مي‌يابند؟ ثروتي كه نسبت يك به هزار آن به عقل و هوش نخبگان اقتصادي كشور نمي‌رسد و نسبت يك به ميليون آن قد به احساست رنجور بسياري از خانواده‌هاي اين مرزو و بوم نمي‌کشد؟ آيا اگر او بيرون از پيوندهاي سياسي و نظامي قرار مي‌داشت، به يمن كدام كار و هوشمندي مي‌توانست به چنين ثروتي دست بيابد؟
11- آن دسته از مؤمنين و مسلمان كه به نوعي روابط و مناسبات طبقاتي در جامعه را تصديق مي‌كنند و به موجب بعضي از آيات معتقدند، خداوند بعضي از افراد و طبقات اجتماعي را به دليل كار و هوشمندي ويژه بر بعضي از افراد و طبقات ديگر فضيلت و برتري داده است، عموماً به اقتصادي استناد مي‌كنند كه موسوم به اقتصاد اسلامي است. بعضی از نظرها کوشش دارند تا اين اقتصاد، بناي اجتماعي را بر اصولي چون مزارعه، مساقات و مضاربه و تطهير وجوه و درآمدها از راه دستوالعمل‌هاي مالياتي، پایه گذاری کند و از این راه به عدالت اجتماعي دست پيدا كنند. اما ناگفته پيداست كه اصول راهنماي اين تفكر چون بر طبقاتي ديدن جامعه است، چيزي فراتر از عدالت ارسطويي در انديشه ندارد. «قرار دادن هر چيز در جاي خود و قرار دادن هر طبقه اجتماعي در جايگاه خود»، «كار فرودستان را به فرودستان و كار تنزيه و تنبيه امور را به فرادستان واگذاردن»، یا «برابری برای آنها که برابر هستند و نابرابری برای آنها که نابرابر هستند»، پاره‌هاي اجتماعي- اقتصادي اين عدالت محسوب مي‌شوند.
12- اسلام اقتصادي، اسلام برابري و ضد تبعيض است، ليكن اقتصاد اسلامي بنا بر آنچه شرح داده می شود، اقتصاد نابرابري و تبعيض گراست. اسلام اقتصادي، اسلام حساسيت به علل فقر، علل نابرابري‌ها و جستجوي راه حل‌ها براي رسيدن به يك جامعه آزاد مبتني بر انواع برابری ‌هاست. از اين روست كه اقتصاد اسلامي همچنان كه رويكرد تاريخگرايي كوشش دارد تا اسلام را با انواع جاهليت‌ها، با انواع خرافات، با انواع اقتدارگرايي، با انواع تحريف‌ها و با انواع از خودبيگانگي ها در آميزد و اسلام را چون بعضي از روشنفكران و نیز بعضي از سياستمداران ملل مغرب زمين، همين اسلام خشونت گرا و انتگريست و بينادگرا معرفي كند، اسلامي است كه اقتصاد آن معرف يك نظام آريستوكراتيك (نظام اشرافيت) است. ليكن اسلام اقتصادي، اسلامي است كه با ارائه بيان آزادي، رويكردهاي تاريخي را كه به از خودبيگانه شدن اسلام منجر شده است در مي‌نوردد و به برابري محض ميان انسانها مي‌رسد. در دیدگاه بعضی، اقتصاد اسلامي كوشش مي‌كند تا از راه خمس و زكات، تيول ثروت اندوزان را تطهير و حقوق ناشي از مالكيت آنها را قطعي كند. ليكن اسلام اقتصادي ضمن توصيف نظام طبقاتي جامعه‌ها و تصدیق این واقعیت که "خداوند بعضی را بر بعضی دیگر در رزق و معیشت برتری داد" (سوره انحل آبه 71)، لیکن به واقعیت تن نمی دهد و راه حل را در این حقیقت می جوید که :"هرگاه آنها که دیگران را زیر دست خود دارند و از آنچه که در آن برتری دارند، به آنها ندهند تا با آنها مساوی شوند، در حقیقت آنها نعمات خدا را انکار می کنند2" (ادامه همان آیه). بنابراین از زبان قرآن، طبقات فرودست تا برقراري مساوات، در اموال فرادستان شريك هستند3 (آيه 19 سوره الذريات آيه 25 سوره المعارج). بدین ترتیب در دیدگاه بعضی، اقتصاد اسلامی با بذل و بخشش های اربابانه مانند صدقه، خیرات و نذورات به مؤمنان حکم می کند که از مستمندان دستگیری کنند، اما اسلام اقتصادی کوشش دارد تا با رمزگشایی از مفهوم نفاق (به معنای پر کردن حفره ها و فاصله ها)، مفهوم قسط (توزین کردن و موزون کردن چیزها) و رمز گشایی از مفهوم حق و حقوق، به اصل تساوی کامل میان افراد و اجتماعات برسد. بدین سیاق است که قرآن وقتی از حق و حقوق محرومان سخن به میان می آورد، به فرادستان نمی گوید که چیزی از مالتان به آنها ببخشید، یلکه به آشکارا فرودستان را در اموال دیگران شریک و دارای حق می شناسد.
13- اسلام اقتصادي، برابري را از راه آزادي مي‌جويد. بدين ترتيب، رابطه حاكم و محكوم، رابطه مصادره كننده و مصادره شونده، كه جز به عدالت استعبادي (قول كارل پوپر) منجر نمي‌شود، در اين اسلام جايگاهي ندارد. اسلام اقتصادي، طرح و نقشه خاصي از اقتصاد و برنامه ريزي اقتصادي نيست كه به دولت‌ها امكان وصول و حصول بدان بدهد. اسلام اقتصادي صرفاً يك ايده راهنما براي نگاه كردن به مناسبات زندگي اجتماعي و از اين بيشتر، يك ايده راهنما براي تغيير مناسبات زندگي بر اصول آزادي و برابري است. این تغییر نه از راه حکمرانی اقتصاد اسلامی، بلکه از راه عمومی شدن ایده راهنمای آزادی و برابری صورت می گیرد.

یادداشت ها:
1- این عبارت از مقاله لخت شدن احساسات نوشته همین قلم استخراج شده است.
2- "ولله فضل بعضکم علی بعض فی الرزق فما الذین فضلوا برادی رزقهم علی ما ملکت ایمانهم فهم فیه سواء فبنعمه الله یجحدون"
3- "الذين في اموالهم حق المعلوم لسائل المحروم" . همچنين نقل از از پيامبر كه مي‌گفت: ان الله اشرك الفقراء في اموال الاغنياء

Ahmad_faal@yahoo.com








پنج‌شنبه 23 آبان 1387
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
یک‌شنبه 29 دی 1387
نام: Ali Akbari
پست الکترونیک: ali@hotmail.com
موضوع:
Hamas is a terrorist organization. They do note care about their own people. If they care they would not give Israelis an excuse to attack Gaza.
Having said that why should we Persians care about Arabs. They are responsible for the suffering of us through centuries; from the time they attack Iran to the present time with this regime which has roots in Arabic culture.

We are the children of Great Koroosh and Iran is our beloved country.

وب سایت:
وب لاگ:
شنبه 16 آذر 1387
نام: علیرضا غفاری
پست الکترونیک: ghaffaria@ymail.com
موضوع: کتاب شما
سلام
جهت تهیه کتابهای نام برده شده در سایت سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی و اسطوره های سیاسی به چه ترتیب باید عمل کرد؟

وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامي آقاي عليرضا غفاري
با سلام
مجوز انتشار اسطوره هاي سياسي رد شده است. مجددا در حال كوشش براي گرفتن مجوز هستم.
كتاب سرگذشت سوبژه، كه حاصل زندگي علمي اينجانب است، بيش از 3 سال است به پايان رسيده است. به نظرم اين كتاب در آينده به يك كتاب مرجع در خواهد آمد. متاسفانه به دليل حساسيت نويسنده روي اين كتاب و نيز به دليل رد كتاب نخست، خيلي انگيزه اي براي انتشار آن ندارم. منتظر زمان هستم تا در فرصت دست به انتشار آن بزنم.
در صورتي كه در ايران هستيد، اطلاع دهيد تا امكان استفاده شما از نسخه پرينت شده اين كتاب‌ها فراهم شود. اما پيشتر بدون اينكه شما را بشناسم ، چون هنوز منتشر نشده اند تنها به رسم امانت داري، بايد مطمئن باشم كه كتاب را به چه كسي مي سپارم.
با آرزوي موفقيت براي شما
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387