«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
تحلیل ها و پیش بینی های محتمل
1- قرائن و شواهد نشان مي‌دهند كه نظام جمهوري اسلامي ايران گزينه خود را براي دور دهم رياست جمهوري از هم اكنون تعيين كرده است. اين گزينه كسي نيست جز آقاي دكتر محمود احمد نژاد.
الف) صدا و سيما كه از آغاز رياست جمهوري دوره نهم به دليل رقابت پيشكسوت آن با آقاي احمدي نژاد و شاید به دلايلي ديگر، رويه نسباً انتقادي نسبت به رياست جمهوري داشت، در چند ماهه اخير كاملا رويه همگرا و با ستایش‌های فراوان از وي همراه بوده است. به نظر مي‌رسد كه چنين رويه اي بيرون از تشخيص و مصلحت انديشي نظام جمهوري اسلامي صورت نگرفته باشد.
ب) جريان محافظه‌كاري به جز رئيس جمهور فعلي، اساساً گزينه ديگري براي جلب آراء مردم و يا رقابت مُحتَمَل با افراد شاخص و حتي افراد غير شاخص اصلاح‌طلب را ندارد. هر یک از گزینه‌های احتمالی از ميان اصلاح‌طلبان مانند آقایان كروبي، خاتمي، عبدالله نوري، ميرحسين موسوي و حتي مصطفي معين، در صورت حضور در صحنه انتخابات، برنده انتخابات خواهند بود. در مقابل هيچيك از گزينه‌هاي احتمالی محافظه‌كاران مانند لاريجاني، قاليباف، محسن رضايي، ناطق نوري = حسن روحاني، باهنر و حداد عادل و... نه تنها در مقابل اصلاح‌طلبان شکست قطعی خواهند خورد، بلكه اساساً فاقد رأي هستند. چه آنكه از نقطه نظر جامعه تمام افراد ذكر شده گزارشگر وضعيت موجود هستند.
توضيح اينكه، اگر از دوره چهارم انتخابات مجلس شوراي اسلامي و دوره چهارم رياست جمهوري، به روند انتخابات و رفتار انتخاباتي جامعه توجه شود، انتخاب جامعه همواره حول افراد و جرياناتي است كه يا بر اساس انتخاب ضد، واكنش فعال نسبت به وضعيت موجود بوده‌اند و با با انتخاب ناشناخته‌ها و بي‌تفاوت‌ها و افراد غير مشهور سياسي، واكنش منفعلانه نسبت به وضع موجود بوده‌اند. با اين وجود، همه آن واكنش‌ها بيرون از كنش آزاد جامعه رخ داده‌اند.
در نتيجه اين توضيح، كمترين تحليل نشان مي‌دهد، افرادي كه از وضعيت موجود نمايندگي مي‌كنند، نمي‌توانند حداقل آراء قابل توجه را در انتخابات كسب كنند. اما شخص رئيس جمهور فعلي به عقيده پاره‌اي از نظرمندان و نيز به رغم ميل پاره اي ديگر از هواخواهان جمهوري اسلامي، تجسم واقعي آراء و افكار و رفتار نظام جمهوري اسلامي است. آنها معتقدند، آراء و رفتار شخصيت‌هايي چون خاتمي، نواختن پرده غير بر چهره نظام جمهوري اسلامي بود. چنانچه هر گاه به لحاظ حقوق مدنی و حقوق ذاتی و اساسی جامعه چشم به دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی نژاد بدوزیم، به جز پاره ای از نوسانات جزئی و فصلی، تفاوت آشكاري میان آنها وجود ندارد. آقای احمدی نژاد درون و برون نظام جمهوری اسلامی است و خاتمی میان این دو حوزه انفکاک ایجاد کرد. چنین تفکیکی نه تنها در سود حقوق ملی نبوده است، بلکه از نقطه نظر شرایط تصمیم گیری، بر ضد حقوق ملی بشمار می‌رفت. چه آنکه آقای خاتمی و یا امثال دولت هاشمی رفسنجانی، با روش‌های دوگانه و مصلحت‌اندیشانه و با نشان دادن ظاهر مدنی، امکان تصمیم‌گیری را از جامعه رأی دهنده سلب می‌کردند.
ترديد نيست كه نظام جمهوري اسلامي داراي توانايي انعطاف پذيري و واكنش‌سازي‌هاي مناسب با مناسبات داخلي و بين‌الملي است. به موجب واکنش‌ها و انعطاف پذیری‌های مناسب، در هر دوره یک فرد و یا یک جریان سیاسی، درون نظام را بازنمایی می‌کردند. روزگاري آراء و رفتار ميرحسين موسوي، چهره جمهوري اسلامي را بازنمايي مي كرد و روزگاري ديگر، به دليل تغيير بعضي از شرايط داخلي و خارجي، اين چهره در آراء و رفتار دولت آقاي هاشمي رفسنجاني، بازنمايي شد و امروز به دليل خطر استحاله پذيري از ناحيه دولت حجت الاسلام خاتمي و تنگ شدن حلقه‌هاي محاصره تهديدها از درون و بيرون مرزها، چهره واقعي نظام جمهوري اسلامي در دولت آقاي احمدي نژاد بازنمايي شده است. دولت آقای خاتمی نابازنماینده رژیم جمهوری اسلامی بود. اگر آقای خاتمی و سایر اصلاح‌طلبان در پی تشنج‌زدانی در نظام جمهوری اسلامی هستند، خوب بود با همین دولت دست دوستی دراز می‌کردند و کار اصلاح را از همین دولت شروع می‌کردند. مابقی تشنج‌ها در سطح داخلی و خارجی، جزیی از مقومات هر نظامی است که کوشش دارد، فتنه از کام جهان برکند و عالم در کام ایدوئولوژی هضم کند.
اما چنين بازنمايي‌اي در نقطه نظر جامعه، وجود ندارد. تصویری که هر فرد از خود دارد با تصویری که دیگران از او دارند، متفاوت و گاه وارونه است. تصویری هم که یک نظام سیاسی – اقتصادی و یک حزب و يك گروه سیاسی و یک شخصیت سیاسی از خود ارائه می‌دهند، با تصویری که دیگران و یا جامعه از آنها دارد به کلی متفاوت است. این تفاوت‌ها وقتی بیشتر می‌شود که سانسورها بیشتر می‌شوند. از نقطه نظر جامعه، دولت آقاي احمدي نژاد به دليل نفي نظام مديريت پيشين و مديران فعلي، انديشه و آراء و واكنش‌هاي او، زبان و بيان عاميانه گذار از وضعيت موجود است. بنابراين آقاي احمدي نژاد به يمن پاره‌اي از مواضع هنوز در بخش كثيري از جامعه نماينده وارونه وضع موجود (نابازنماينده) بشمار مي آيد. و نيز به يمن اينكه او تنها كسي است كه با بعضي از شعارها و وعده‌ها، بخش مهمي از جمعيت حاشيه نشين را كه در شرايط فقدان چشم انداز سياسي روشن در برابر وعده‌هاي اقتصادي واكنش نشان مي دهند، مي‌تواند به طرف خود جلب كند.
توضيح اينكه، بنا به مطالعات آمارتياسن، مردم ميان آزادي و معيشت، حتي در شرايط سخت محروميت، به گزينه آزادي رأي خواهند داد. اما اشتباه آمارتياسن اين بود كه نتوانست مقياس خود را در چشم‌اندازهاي مختلف به محك بگذارد. حقيقت اين است كه جامعه در شرايط وجود بيان روشني از آزادي‌ها به آزادي رأي مي‌دهند. و در صورت فقدان چشم انداز سياسي روشن و یا بيان روشني از آزادي‌ها و حقوق ملي، جامعه به گزينه‌هايي روي مي‌آورد كه به وعده‌هاي معيشتي آنها نزديك‌تر باشد.
ج) نظام جمهوري اسلامي از آغاز بر دو شانه چپ و راست طرفداران خود استوار بود. بازوي راست شامل نيروهاي سنتي مذهبي، مانند روحانيت و مراجع مذهبي و نيروهاي سنتي بازار، و بازوي چپ شامل نيروهاي راديكال نظامي و اقشار ضعيف و حاشيه نشين جامعه هستند. با اين تقسيم بندي، دولت آقاي احمدي نژاد تنها براي جهان مسئله نبوده است. تنها در سطح مناسبات بين الملل نبوده كه به شدت از سياست تشنج‌گرايي پيروي كرده باشد، در سطح مناسبات داخلي نيز نه تنها براي طيف گسترده اي از تكنوكرات‌ها، اصلاح‌طلبان و ليبرال‌ها، تا حد دشمن اصلي تلقي مي‌شود، بلكه در سطح خود نظام جمهوري اسلامي، به شدت مسئله‌ساز بوده است. به طوري كه امروز شاهد هستيم، اين دولت و به ويژه شخص رئيس جمهوري، بازوي راست نظام جمهوري اسلامي را هدف قرار داده است. افشاگري‌هاي پاليزدار، بخشي از جريان مبارزه جويي دولت عليه بازوي راست نظام جمهوري اسلامي بود. هر چند دولت خود را از ماجراي پاليزدار پرهيز داد، اما ليست مفسدان اقتصادي كه رئيس دولت بيش از سه سال است كه همراه خود دارد، و مانع تراشي‌هاي نظام مديريت و پايگان‌هاي اجتماعي آنها در مصادر حكومت، بگونه‌اي هستند كه نوع مبارزه جويي دولت را از همین جنس مي‌سازد.
با وجود همه مشكل‌سازي‌ها و مسئله‌سازي‌هاي دولت در تمام زمينه‌هاي داخلي و خارجي و با وجود مسئله سازي‌ها و مشكل سازي‌ها براي نظام جمهوري اسلامي، تا حدي كه دولت او را نوعي ساختارشكني و بنيادبرافكني عليه نظام تلقي كرده‌اند، پيش‌بيني مي‌شود كه كماكان شخص احمدي نژاد تنها گزينه جمهوري اسلامي در دور بعدي انتخابات است. زيرا از نقطه نظر نهایی نظام جمهوری اسلامی، اين دولت با وجود همه مشكل سازي‌هايي كه بر دست و پاي او بسته است، در چهار سالي كه گذشت، اگر با خواب خوش شب‌ها را سرنكرده‌اند، اما از كابوس دو دوره گذشته فاصله بسيار گرفته‌اند.
2- اما چرا معتقدیم که در دور جدید انتخابات، اصلاح طبان برنده این انتخاب خواهند بود؟ بازهم در اینجا با نوع واکنش جامعه روبرو هستیم. از نقطه نظر بسياري از مخالفان دولت، وضعیتی که در این دوره گذشت به حدی آشکار بود که اگر جريان محافظه‌كاري بخواهد وفادارترین طرفداران خود را هم متقاعد کند، ترديدهاي جدي وجود دارد. آنها معتقدند كه مي‌توانند فهرست مطولی از تناقض‌ها و دو گانگی‌ها ارائه دهند. همچنين مي‌توانند به اين فهرست، فهرست ديگري از مصلحت اندیشی‌ها که با هر اصلي مغایرت دارند، بيافزايند و سرانجام مي‌توانند فهرستی از جعل سازی‌ها و نعل وارونه زدن‌ها ارائه دهند، كه همه ترديدها را از ميان خواهد برد. هر فرد می تواند در محیط خود، با اصول‌گرایان سرسختی برخورد کند که باور آنها به وضعیت موجود، به شدت سست شده است. جامعه رأی دهنده تنها حاشیه نشینان نیستند، که بخش مهمی از حاشیه نشینان نیز اکنون فهرستی از تناقض‌ها و دوگانگی‌ها را در حافظه خود دارند. جامعه شهری نیز بر اساس واکنش، به انتخاب دیگری روی خواهد آورد.
توضیح اینکه، برای هر فرد و هر جامعه دو مدل انتخاب‌کردن و دو مدل تصمیم‌گیری وجود دارد. در يك مدل، كنش آزادي فرد و جامعه فعال مي‌شود و در مدل ديگر، واكنش‌هايي است كه جامعه و فرد در برابر گروه بندي‌هاي قدرت انجام مي‌دهد. در مدل نخست همواره انتخاب ميان خوب و خوبتر و در مدل دوم، انتخاب ميان بد و بدترتر انجام مي‌شود. هر فرد و هر جامعه در شرايط آزادي و كنشگري و در شرايط تعادل هنجارهاي اخلاقي، حتما در مدل اول دست به انتخاب خواهد زد. به عبارتي، انتخاب بر اساس بد و بدتر علائم آشكاري از واكنش‌سازي و عدم تعادل در هنجارهاي اخلاقي است.
بر اساس اين توضيح، جامعه ايراني حسب آنكه اغلب انتخاب‌هاي خود را از روي واكنش آنجام داده و مي‌دهد، در واكنش به وضعيت آشكاري كه متاسفانه دولت كنوني پديد آورده است، گزينه خود را از ميان اصلاح‌طلبان انتخاب خواهد كرد. اما بايد به جد خاطر نشان ساخت، چنين انتخابي هر چند با يك موج عمومي همراه باشد، اما چون فاقد تموج وجدان عمومي است و تنها در سطح افكار عمومي ايجاد مي‌شود، هرگز نبايد به مثابه توجه جامعه به اصلاح‌طلبان تلقي شود.
3- جريان اصلاحات بدون اينكه كمترين ترديدي درباره امكان رد صلاحيت حجت الاسلام خاتمي در سر داشته باشد، حضور وي را بزرگترين و تنها شانس پيروزي در انتخابات و تنها شانس نجات كشور از وضعيت نابسامان موجود مي‌شناسد. آنها نه تنها درباره آقاي خاتمي كمترين ترديدی به خود راه نمي‌دهند، حتي درباره نامزدي آقاي ميرحسين موسوي، بر اين گمان هستند كه رد صلاحيت وي به دليل هزينه سنگيني كه براي نظام جمهوري اسلامي و براي شوراي نگهبان و جريان اصول‌گرايي پديد مي‌آورد، تقريبا غیر ممکن است. اما آنها هرگز از خود سؤال نمي‌كنند، چگونه و با كدام محاسبه و كدام قياس، هزينه رد صلاحيت 130 نماينده رسمي مجلس ششم را از هزينه رد صلاحيت يك تن بيشتر مي‌دانند؟
در صورت عبور احتمالي آقاي خاتمي از صوابديد (فيلتر) شوراي نگهبان، از هم اكنون به دلايل مختلف مي‌توان او را به عنوان دهمين رئيس جمهور نظام جمهوري اسلامي تلقي كرد؟ از جمله اين دلايل اينكه: با وجود بسياري از بي مهري‌ها و اهمال كاري‌هاي دولت آقاي خاتمي با آراء و خواست‌هاي آشكار جامعه، و با وجود آنكه قاطبه جامعه بر اين عقيده هستند كه خاتمي كسي نيست كه خواست آنها را نمايندگي كند، با اين وجود هنوز بخش كثيري از جامعه معتقد است، تنها از راه خاتمي مي‌توان از وضعيت موجود عبور كرد. اين بخش از جامعه (آگاه يا ناخودآگاه) بر اين عقيده است كه عبور از شرايط موجود به خواست آگاهانه آقاي خاتمي بستگي ندارد. آقاي خاتمي خواه و ناخواه وسيله عبور از خاتمي خواهد شد، تنها بايد بعضي از شرايط داخلي و بين المللي با وضعيت عبور هماهنگ و همراستا باشند. اين حقيقتي است كه هر قدر آقاي خاتمي و بعضي از دوستان او بدان آگاه نيستد، اما بخش‌هايي از موافقان و مخالفان او بدان آگاه هستند. از همين روست كه مخالفان حجت الاسلام سيد محمد خاتمي نه به حيث انديشه‌هاي او، بلكه به حيث نقش تاريخي كه او در وضعيت عبور مي‌تواند ايفاء كند، با حضور وي در صحنه انتخابات مخالف هستند. آنها تجربه هشت سال گذشته را پشت سر دارند و اكنون در زمان پيشارو، هرگز اجازه نخواهند داد تا با دغدغه‌هاي "بحران عبور"، شب را صبح كنند. زماني كه حجت االاسلام جنتي در فرداي بعد از پيروزي دولت آقاي احمدي نژاد گفتند : اكنون از فردا شب را به آسودگي سر به بالين مي‌گذاريم (نقل به مضمون)، ناظر به همين حقيقت بود. بنابراين پيش بيني مي‌شود كه متصديان حكومت جمهوري اسلامي براي پرهيز از نيش خوردن دو بار از يك سوراخ، از نامزدي جناب آقاي خاتمي به جد جلوگيري كنند. اكنون دو راه پيشاروي اين متصديان قرار دارد. يا آنكه به انتظار نامزدي وي بنشينند و مستقيماً از حضور وي در انتخابات خودداري كنند و يا آنكه بنا به شناختي كه از خط و مشي مصلحت انديشانه و طبع سازشكارانه آقاي خاتمي سراغ دارند، وي را مجبور به امتناع از نامزدي و يا ادامه راه نامزدي كنند. به نظر انتخاب راه دوم براي نظام جمهوري اسلامي معقول تر باشد.
4- حزب اعتماد ملي، به رهبري حجت الاسلام كروبي، يكي از آلترناتيوهاي مهم انتخابات رياست جمهوري است. حجت الاسلام كروبي به دليل فقدان تئوري‌هاي علمي و فقدان تئوري‌هاي سياسي، نه تنها داراي هيچ برنامه سياسي و اقتصادي نيست، و نيز نه تنها هيچ تعريفي از مفاهيم دموكراسي، دموكراسي ديني، آزادي، مدنيت گرايي، حق و حقوق بشر، در سر ندارد، بلكه هيچ تعريفي از اصلاحات كه در خور نظام حداقل‌ها باشد، ارائه نكرده است. به عكس كارنامه سياسي او اقدامات فراواني را در ضديت با اصلاحات و اصلاح‌طلبان، را گزارش مي‌كند. برنامه سياسي و اصلاحي او رعايت حقوق مخالفان در چارچوب همين وضعيت موجود است. به عبارتي، هر چند حجت الاسلام كروبي نسبت به بسياري از اصلاح‌طلبان صادقانه‌تر عمل كرده است و حضور او را در عرضه انتخابات با هر شرايطي موجه‌تر از ساير اصلاح‌طلبان جدي و اصلاح‌طلبان ساختارشكن نشان مي‌دهد، اما برنامه اصلاحات او رعايت حقوق مخالفان در چارچوب تمام ظرفيت‌ها و بن‌بست‌هاي موجودِ همين نظام و همين قانون اساسي است. در حقيقت حجت الاسلام كروبي، بن‌بست‌هاي موجود در قانون اساسي را نه در مفهوم بن‌بست، بلكه در مفهوم انحراف از قانون تلقي مي‌كند. او محدوديت‌هاي قانون اساسي را به منزله بن‌بست‌هاي قانون اساسي تلقي نمي‌كند، بلكه بنا به تعبير درست سالهاي 1360 اين محدوديت‌ها را شامل خط‌وط قرمزي مي‌شناسد كه دامنه رفتارهاي مجاز و غير مجاز خود جامعه را تعريف مي‌كند.
توضيح اينكه، امروز وقتي بسياري از گروه ها از خطوط قرمز سخن مي‌گويند، مراد اغلب آنها ايستادگي بر سر آخرين مواضع اصولي است كه با هر مصلحت انديشي و با هر انعطاف پذيري، نمي‌توان از آنها گذشت. وجود چنين مواضعي، به مثابه پذيرش اصول نهايي، در زمره تعهد اخلاقي سياست ورزي محسوب مي شود. اما نبايد فراموش كرد كه اصطلاح خط قرمز در زماني پديد آمد، كه مراد چنين اصولي نبود كه يك گروه سياسي و يا يك نظام سياسي بايد رعايت مي كرد و يا نمي كرد. در آن زمان خطوط قرمز حد جامعه را تعيين مي‌كرد. محدوده‌اي كه هيچكس نبايد و نمي توانست از آن پافراتر نهد.
حجت الاسلام كروبي، همه ويژگي‌هاي يك شخصيت جاه‌طلب را داراست: پُركار، پُرانرژي، داراي منافع حزبي، سرسخت در اصول و در عين حال كاملا انعطاف پذير و مصلحت انديش بر سر همان اصول. او سومين مقام مديريتي نظام جمهوري اسلامي را در كارنامه خود ثيت كرده است. با اين وجود كسب مقام دومي تا جايگاه رياست جمهوري، خلاء بزرگي است كه حجت الاسلام كروبي را از هر گونه تلاش باز نمي‌دارد. از دور نهم رياست جمهوري، وقتي يك شب را تا صبح، نتيجه را آن ديد كه اصحاف كهف ديده بودند، از آن زمان تا كنون، بسياري از شب‌ها را با رؤياي فراز و فرود در كاخ رياست جمهوري، به بالين مي‌رود. صبح روز بعد از انتخابات، زماني كه از خواب كهف برخاست، و موقعيت خود را در جايگا رياست جمهوري نيافت، سرسختي و مخالفت‌ها، او را تا مرز اپوزسيون برانداز پيش برد. محتمل اگر نبود بعضي از سفارش‌ها و مصلحت‌ها، او هرگز راه مماشات با نظام جمهوري را پشت سر نمي‌گذاشت. بنابراين، از آنچه گفته شد، حاصل اين نتيجه است كه جناب حجت الاسلام كروبي برغم بسياري از نظرها و وعده‌ها به هيچ مجمعي از شيوخ كه او را به رأي شيخوخيت تسليم كند، تمكين نخواهد كرد. او محتملا تا آخر بر سر موقعيت نامزدي خود در دهمين دوره رياست جمهوري پافشاري خواهد كرد.
دومين پيش بيني كه در باره شخص آقاي كروبي مي‌توان ارائه داد اين است كه شخص ايشان در صورتي كه يگانه منتخب و كانديداي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست جمهوري باشد، به طور قطع از هم اكنون مي‌توان او را دهمين رئيس جمهوري ايران ناميد. از همين رو پيش‌بيني مي‌شود كه آقاي كروبي نيز به سادگي و بدون كمترين هزينه توسط شوراي نگهبان حذف خواهد شد. اما در صورتي كه اصلاح‌طلبان پس از حذف خاتمي به گزينه‌هاي ديگري چون مصطفي معين روي آورند، و متقابلا كارگزاران به دليل عدم توافق به روي اين گزينه به منتخب ديگري چون محمد هاشمي، كرباسچي و يا فردي چون عطريان فر و يا حتي حجت الاسلام حسن روحاني روي آورند، آقاي كروبي به دليل فراهم شدن امكان تقسيم آراء جامعه و اصلاح‌طلبان، نامزدي آقاي كروبي از صوابديد شوراي نگبان به سلامت بيرون خواهد جست.
در اين ميان تنها رهنمود اصلاح‌طلبان اين است كه در صورت اتفاق چنين رويكردي، وقتي نامزدهاي چندگانه آنها از صوابديد شوراي نگهبان گذشتند، فرداي پس از تأييد نامزدي، همه به سود انتخاب يك نامزد واحد از صحنه رقابت كنار روند.

Ahmad_faal@yahoo.com









پنج‌شنبه 28 آذر 1387
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387