«بيان آزادی، بیان آزاد شدن انسان و جامعه ها از زندان قدرت و خشونت است»
جهان بدون قدرت،   
جهاني که در آن، انسان و جامعه ها به آزادی و رستگاری مطلق دست یافته اند. اگر جهان بدون قدرت وجود ندارد، فی الواقع جهان بدون ستم، جهان بدون تجاوز، جهان بدون سانسور و ابهام، جهان بدون جنگ و کشمکش و سرانجام جهان بدون تضاد وجود نخواهند داشت. اگر قدرت فرآورده تضادها و نابرابری هاست، و اگر بنای جهان بر حقیقت و وحدت رخدادهای حقیقی است، پس نابرابری ها و تضادها و در نتیجه قدرت، به موجب از خود بیگانگی انسان در زیست جهان خویش پدید آمده اند. اگر جهان بدون قدرت هر گز به واقعیت نخواهد نشست، حداقل می تواند به منزله الگوی سنجش آزادی و حق مداری در جهان واقعی قلمداد شود.
نسبت نويسنده وب با كمونيسم و ليبراليزم:
اگر كمونيست ها و ليبراليست ها به حكومت برسند، محتمل مي دانم كه با ليبراليست ها دوست و با كمونيسم دشمن خواهم بود.
و اگر كمونيست و ليبراليست ها تحت حكومت ديگران باشند، با كمونيست ها دوست و با ليبراليسم دشمن خواهم بود.
تفاوت دلسوزي‌هاي ملت با دلسوزي دولت
تجاوز اسرائيل به شهر غزه و كشتار بي‌رحمانه مردم و به ويژه زنان و كودكان، به حدي آشكار و جريحه‌دار كننده بود كه خيلي زود وجدان عمومي ملت‌ها را در سراسر جهان عليه تجاوز بسيج كرد. شايد اسرائيلي‌ها فكر نمي‌كردند كه با اين سرعت وجدان جهاني نسبت به تجاوزها حساسيت نشان دهد. و شايد عواملي چون :
• تروريسم خواندن حماس
• بي تفاوتي جهان نسبت به نقض دموكراسي در سرزمين‌هاي خودگردان فلسطين و عدم پذيرش دولت تشكيل شده از سوي حماس
• آسان شدن حمله به تروريسم در سراسر جهان به دليل حمايت نيروهاي دموكراسي خواه و روشنفكر
• مُد روز شدن دشنام به تروريسم
• القاء نظريه‌هايي چون تروريسم = خشونت = شرارت و همچنين اسلام‌گرايي = انتگريسم = خشونت‌گرايي،
اينها همه از عواملي بودند كه هرگز اسرائيل گمان نمي‌برد تا تجاوزهاي او به يك نيروي اسلام‌گراي تروريستي و حمله به شهر غزه، چنين با كنش عمومي مواجه شود.
اخباري كه اين روزها از سوي رسانه‌ها پخش مي‌شود نشان از اهتمام‌ عمومي و دلسوزي ملت‌ها نسبت به اين حادثه دردناك است. اخباري چون «تظاهرات بيش از يكصد هزار نفر در لندن»، «صدها هزار نفر در پاريس»، «250 هزار نفر در اندونزي»، «بيش از 10 هزار كودك در رباط پايتخت مغرب»، «80 هزار نفر در بروكسل»، «صدها هزار نفر در صنعاي يمن» و... دهها خبر ديگر كه روزانه از سوي رسانه‌هاي رسمي در داخل كشور منتشر مي‌شوند، همه علامت آشكار و انكارناپذير اين حمايت‌هاست. روزنامه ايران حتي خبر از تظاهرات مردم تل آويو (پايتخت اسرائيل) در محكوميت دولت كشورشان مي‌دهد. ويژگي مهم اين تظاهرات اين بود كه همه به يا طور خودجوش، و يا از سوي احزاب و جمعيت‌هاي مستقل و غير دولتي، برگزار شده‌اند. دولت‌هايي كه ملت‌هايشان چنين خودجوش به حمايت از مردم فلسطين و محكوم كردن تجاوزهاي اسرائيل برانگيخته شده‌اند، هيچ كجا فرمان راهپيمايي، تظاهرات و برگزاري اجتماعات را به طور رسمي از دولت‌هايشان دريافت نكرده بودند. اما ملت‌ها بنا به حقوق مدني، آزاد بودند كه بدون ممانعت دولت‌هايشان، در همبستگي با مردم بي دفاع فلسطين به خيابان‌ها گسيل شوند. دول اروپايي و آمريكايي نه تنها تمايلي به برگزاري اين اجتماعات نشان ندادند، بلكه بنا به تحليل‌هاي رسمي در ايران اين دول بايد مخالف اين اجتماعات هم مي‌بودند.
با اين وجود، نتيجه برگزاري اجتماعات بسيار جالب، با اهميت و هيجان انگيز بود. فشارها و اهتمام‌ از سوي ملت‌ها به تدريج به فشارها و اهتمام از ناحيه دولت‌ها و مجامع بين المللي تبديل شد. اين فشارها به حدي بودند كه دو خبرگزاري VOA و BBC به طور رسمي در يكي دو شب اخير به صراحت از حجم گسترده اين فشارها خبر مي‌دادند. آنها به طور آشكار اعلام كردند كه فشارهاي بين المللي به روي اسرائيل بسيار زياد است. اين فشارها تا اندازه‌اي بود كه عصبانيت دبير كل سازمان ملل را به شدت تحريك نمود و او را واداشت تا درخواست آتش‌بس يكجانبه از سوي اسرائيل نمايد. تصاويري كه اين دو شبكه تلويزوني اين روزها از تجاوز اسرائيل و مظلوميت مردم فلسطين نشان مي‌دهند، كمتر از تصاويري كه از سوي صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش مي‌شوند، نيست.
در شرايطي كه در سراسر جهان وجدان ملت‌ها بانگ بر آسمان مي‌سايند، در ايران چه اتفاق افتاد؟ در كشوري كه فرياد دفاع از سرزمين فلسطين و دشمني آشتي ناپذير با اسرائيل، چنان عيان بانگ برآورده كه به نظر، به اصلي ترين محور سياست خارجي تبديل شده است و در كشوري كه دلسوزي‌ها براي مردم بي‌دفاع فلسطين و نابودي اسرائيل تا حدي است كه به بخشي از زندگي روزمره رسانه‌هاي رسمي و زندگي روزمره دولت و بالتبع آنها به بخشي از زندگي روزمره مردم تبديل شده است، چه اتفاق افتاده است؟ در اينجا به حقيقتي اشاره مي‌شود كه اي كاش حقيقت نبود. حقيقت اين است كه علي‌رقم دلسوزي‌ها و دغدغه‌هاي بيش از اندازه دولت نسبت به مردم فلسطين، مردم ايران كاملاً نسبت به اين فجايع بي تفاوت هستند. و حتي اي كاش مردم بي‌تفاوت بودند. بنا به آنچه اين حقيقت نشان مي‌دهد، كثيري از مردم ايران و به ويژه اكثر توده‌هاي مردم تقريباً احساسات ضد فلسطيني دارند. در اين مدت كه مردم جهان فوج فوج به حمايت از مردم فلسطين برخاسته‌اند، به جز بعضي از تظاهرات محدودي كه به آشكار نام و نشان دولتي دارند (منجمله تظاهراتي كه از سوي ارگان‌هاي دولتي برگزار شده است) و بعضي از تظاهرات و اجتماعاتي كه از سوي طرفداران دانشجويي و مردمي دولت انجام مي‌‌شود، تا آنجا كه نويسنده اطلاع دارد، به جرأت مي‌توان تصديق كرد كه حتي دو نفر از ايرانيان به نشانه اعتراض به اين فجايع، در خيابان‌ها حضور يافته باشند. نمونه آشكار عدم حمايت مردمي را مي‌توان به مسابقه ايران و سنگاپور اشاره كرد. اين بازي كه بنا بود عوايد حاصل از آن به سود مردم غزه جمع آوري شود، حضور چند صد نفره جمعيت حاضر در ورزشگاه، آنهم براي يك بازي رسمي تيم ملي، واقعاً تأسف آور بود.
هر چند مخالفت و شايد نفرت مردم از فلسطين منطقي نباشد، اما دلايل آنها قابل فهم است. زيرا مردم معتقدند كه دولت دايه دلسوزتر از مادر شده است. دولت كمك‌هاي پولي و معنوي نسبت به مردم فلسطين به خرج مي‌دهد كه به سود مردم ايران نيست. اين كمك‌ها نه تنها به لحاظ بين المللي به زيان مردم ايران بوده است، بلكه بنا به مثال «چراغي كه در خانه رواست، به مسجد حرام است»، بخش مهمي از دلسوزي‌ها و كمك‌ها شايسته مردم محروم در همين سرزمين است. خاصه آنكه راست يا ناراست به وسيله برخي از رسانه‌هاي تبليغاتي خارج از كشور، مبالغه‌هاي عجيب و غريبي نسبت به اين كمك‌ها اعلام مي‌شود. اما بنا به روانشناسي ناخودآگاه جامعه، وقتي دولت اين حجم از دلسوزي را نسبت به مردم فلسطين نشان مي‌دهد و اين حجم از دغدغه خاطر خود را نسبت به نابودي اسرائيل به خرج مي‌دهد، بنا به «حكم وجوب كفايي»، اين نا خودآگاه جمعي، احساس دلسوزي‌ها براي مردم فلسطين را كافي مي‌داند و نيازي به دلسوزي اضافي خود نمي‌بينند. شايد از اين رو كه مردم بر اين گمان هستند كه دلسوز‌هاي دولت نسبت به مردم فلسطين جنبه ابزاري دارد و فاقد دلسوزي حقيقي است. زيرا دلسوزي حقيقي نمي تواند شبهه «دايه دلسوزتر از مادر» ايجاد كند. زيرا در شرايطي كه مردم فلسطين و حتي دولت خودگردان، دولت اسرائيل را به رسميت مي‌شناسند و تنها تن دادن آن دولت به حقوق ملي فلسطين براي آنها مسئله است، در ايران نابودي و محو اسرائيل مهمترين دغدغه خاطر محافل رسمي محسوب مي‌شود.
اما نتيجه دلسوزي‌هاي دولت به جاي ملت چيست؟ وقتي دولت به جاي مردم دلسوزي نشان مي‌دهد و حتي اجازه نمي‌دهد تا يك گروه مستقل مانند نهضت آزادي ايران به مناسبت فجايع به وجود آمده در غزه اجتماع برگزار كنند، به جاي حقوق فراوان، زيان‌هاي فراوان نصيب مردم فلسطين مي‌شود. گفته مي‌شود، اسرائيل تا كنون نتوانسته است دلايل موجهي براي حضور خود در غزه اعلام كند. معلوم نيست قواي ارتش اسرائيل با چه هدفي به غزه تجاوز كرده‌اند و به تجاوز خود ادامه مي‌دهند. اما اخيراً اعلام كرده است كه براي زدن به ايران در غزه دست به چنين حمله اي زده است. بدين ترتيب بخشي از تجاوزها و سركوب‌ها توجيه خود را از ارتباط حماس با تهران، بدست مي‌آورد. شايد بي تفاوتي دولت‌ها در بادي نخست حمله، متكي به چنين توجيهي باشد. چه آنكه نزد افكار عمومي جهان آشكار است و به عنوان يك اصل مسلم استقلال پذيرفته شده است كه :هرگونه رابطه‌اي كه حمل بر كارگزاري يك گروه به يك دولت خارجي باشد، هم ناقض استقلال كشور شمرده مي‌شود، و هم مبارزات آن گروه به جاي مقاومت در برابر زور و سلطه، به تروريسم حمل مي‌شود. بنابراين، تنها گروه‌هاي ايراني نيستند كه مجاز نيستند تا براي دفاع از آزادي‌ها در ايران با دولت‌هاي خارجي مصالحه دوستي داشته باشند، متقابلاً گروه‌هاي خارجي مجاز نيستند تا براي استيفاء حقوق مردم خود به دول ايراني و يا هر دولت ديگر مصالحه دوستي داشته باشند. هر چند حمايت معنوي از مبارزات، جزئي از حقوق انساني و دموكراتيك هر دولت بشمار مي‌آيد. اما اين حمايت‌ها نبايد به مصالحه و مراوده دوستي دولت با گروه‌هاي خارجي منجر شود.
حاصل آنكه، دلسوزي‌هاي ملت‌هاي جهان، حقوق فراوان براي مردم فلسطين ببار آورده است. و ملاحظه كرديم كه چگونه وقتي اين حمايت‌ها و دلسوزي‌ها با دلسوزي منحصر دولت جانشين مي‌شوند، چه زيان‌هايي نصيب مردم فلسطين مي‌كند و كرده است.
اگر بناست دلسوزي‌ها تنها منحصر به دلسوزي ابزاري دولت باشد، اي كاش دولت ما به جاي اين همه سنگ فلسطين را به سينه زدن، مخالف فلسطينيان بود. اي كاش دولت ما نيز به جاي اين همه دشمني‌ها با اسرائيل دوست اسرائيل مي‌بود. آنگاه شاهد دلسوزي مردم هموطن خود نسبت به مردم فلسيني بوديم. و آنگاه دفاع از فلسطين به جاي اينهمه زيان؛ حقوق فراوان براي آن سرمين به وجود مي‌آورد. اما اگر دلسوزي ها از وضعيت ابزاري به حقيقت تبديل مي‌شدند، نه تنها شبهه دايه دلسوزتر از مادر ايجاد نمي كرد، بلكه جمع ايرانيان، چه ملي و چه دولتي، وجدان در حقوق فلسينيان مي‌افروخت، و ادامه تجاوزهاي اسرائيل را ناممكن مي‌كرد.
Ahmad_faal@yahoo.com
شنبه 28 دی 1387
فرم ارسال نظر:
نام:  
پست الکترونیک:  
برای مثال: bayaneazadi@ahmadfaal.com
موضوع:  
نظر:  
وب سایت:
برای مثال: http://www.ahmadfaal.com
وب لاگ:
برای مثال: http://faalahmad.blogfa.com
   
سه‌شنبه 15 بهمن 1387
نام: ali
پست الکترونیک:
موضوع: darde del
salam aghaye faal man ham be shedat ehsasatam jarihedar shod az in dadmaneshiha.
rastesh man ye soal daaram aya ain ke hamas ham dar otubyus bomb gozari mikonad va kudake 7 sale yahudi ra mikoshad teror nist

وب سایت:
وب لاگ:
دوست عزيز علي آقاي سلام
من اساساً با واژه ترور و تروريسم و محكوم كردن تروريسم كه اين روزها مد شده است مسئله دارم. باب دشنام دادن به تروريسم از دولت آمريكا و به خصوص از دوره جرج بوش مد شد. انگيزه آمريكائيان و دولت ها در محكوم كردن تروريسم نه دلسوزي براي كودكان و زنان، بلكه ترس و وحشت از ترور خودشان است. ترس از ناامني هايي است كه مانع از آن مي شود كه به آساني در خيابانها نمايش قدرت ارائه دهند. اما در مجموع كشتن يك بي گناه يهودي و حتي از اين بيشتر بگويم ، كشتن يك كودك يهودي از قتل عام يك جمع مؤمن، گناه و جنايت كمتري نيست.
با آروي موفقيت
سه‌شنبه 8 بهمن 1387
نام: محمد
پست الکترونیک: chera2m@yahoo.com
موضوع:
http://chera2chera.blogfa.com/

دوست عزیز سلام

با دوعنوان به روزم

درقرآن اخلاق نداریم

انتخاب مسلمانان خشونت ، از حق گریزان

از شما به عنوان فردیکه ادعای دینی دارد دعوت می کنم

دراین ارتباط پاسخ دهید که چرا دینداران خشونت را انتخاب کرده اند

ودر بینش ورفتار خود از این مسئله استفاده می کنند

این همه ابزار ووسایل فشار درنگاه ورفتار آنها برای چیست؟


http://chera2chera.blogfa.com/

وب سایت:
وب لاگ: http://chera2chera.blogfa.com/
دوست عزيز با سلام
پاسخ شما را در دو مقاله به نام هاي لَخت شدن احساس و خواستگاه فلسفي شنكنجه توضيح داده ام. اگر لازم دانستيد، آن را برايتان ايمل خواهم كرد.
مطلب روز شما را هم خواهم خواند.
با آرزوي موفقيت براي شما
احمد فعال
دوشنبه 7 بهمن 1387
نام: رضا اميدي
پست الکترونیک:
موضوع:
با سلام آقاي فعال
منهم متاسفانه نظر و برداشت شما را از وضعيت و ديدگاه مردم ايران نسبت به فلسطينيان تاييد مي كنم. همين امروز وقتي توي اتوبوس با دو نفر بحث مي كردم. احساسات ضد فلسطيني آنها به حدي بود كه وقتي صحبت از كشتار مردم غزه شد به راحتي مي گفتند خوبشان بشود. عمده دلايل آنها هم اين بود كه فكر مي كردند نيمي از بودجه كشور صرف آوارگان فلسطين و كمك به حماس مي شود.

وب سایت:
وب لاگ:
متاسفم
جمعه 4 بهمن 1387
نام: جواد
پست الکترونیک: jvd_sky@yahoo.com
موضوع:
آقاي فعال مطلب شمار خواندم . با بخشهايي از آن مخالفم. مثلا شما استقبال سرد مردم از بازي ايران سنگاپور را به دليل حمايت نكردن مردم از مردم غزه دانسته ايد. درصورتي كه چنين نيست . مطمئنا اگر اطلاع رساني وت بليغات بهتري درمورد اين بازي صورت مي گرفت مي شد قضاوت كرد ولي زماني كه حتي من كه خودم يكي از طرفداران پرو پا قرص فوتبال هستم و هنگام گزارش بازي متوجه مي شوم كه قرار است عوايد اين بازي به مردم غزه برسد چه توقعي از حضور مردم مي شود داشت. مطمئنا عواملي در جامعه هست كه باعث ترديد مردم نسبت به حمايت از فلسطين مي شود:مثل بي كفايت مسوولين ما و بوجود آوردن شرايط بد اقتصادي يا هزينه اي كه كشور براي اين حمايت مي پردازد يا حتي ترديد در باره خود فلسطينيها كه جزئي از اعراب هستند و لااقل طرفداران فتح و ساكنان كرانه غربي حتي ممكن است كه به ايران تهمت دخالت در امور فلسطين هم بزنند . همه اينه عماملي است كه بخشي از جامعه را دچار ترديد مي كند ولي صحبت من اين است كه تحليل شما كمي غير منصفانه است . بخش بزرگي از جامعه ما به هردليلي (مي توانيد بگوئيد به دليل تبليغات شديدي كه در تلويزيون و رسانه هاي ايران صورت مي گيرد)حامي فلسطينيان هستند . حتي شايد خيلي بيشتر از كشورهائي كه ذكر كرديد.
وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامي آقاي جواد با سلام
خيلي كم پيش مي‌آيد كه آدمي آرزو كند، اي كاش نظر و برداشت او غلط باشد. اين از آن سخناني است كه آرزو دارم نظر شما درست باشد و نظر من غلط. اما برداشت من حسب برخوردهاي هميشگي با مردم كوچه و خيابان است. دلايلي هم كه ذكر كرديد، درست است.
در هر حال اگر شما اخبار فوتبال را نشنيده بوديد، خبري كه حداقل از برنامه ورزشي تلويزيون علناً پخش شد و لابد بعضي از مطبوعات هم منتشر كردند، چيزي نيست كه از چشم بسياري از فوتبال دوستان پنهان بماند. مسئله اين است كه چطور يك خبر دست چندم حاشيه‌اي مانند ازدواج يك فوتباليست و يا خريد زير پيراهني او مثل برق در افكار عمومي مي‌پيچد، اما اين خبر كه رسماً اعلام شد، در افكار عمومي نمي‌پيچد و به قول شما رسانه‌اي نمي شود؟ اين هم خودش جزء همان دلايلي است كه افكار عمومي به چه چيز اهميت مي‌دهد و به چه چيز اهميت نمي‌دهد.
با آرزوي موفقيت
دوشنبه 30 دی 1387
نام: ali
پست الکترونیک: ali@yahoo.com
موضوع:
We are Persians not Arab. We have suffered through centuries from invations by arabs many time. Our regime has roots in Arabic culture. We should think about problems facing out own people in Iran not in Palestine. What israeil is doing is unhuman similar to what this regime has done to our people. You should write about the trajedy of stoning people to death.

Finally we are Persians our father is and will be the great Korosh and Iran is our homeland not Israeil or Palastine.

وب سایت:
وب لاگ:
دوست گرامي با سلام
يادداشت شما به كسي است كه از وضعيت موجود دفاع مي گند، در حالي كه مقاله اينجانب بر خلاف اين تصور شماست. به علاوه اينكه ما فارس هستيم و عرب نيستيم و اينكه قرنهاست كه از سلطه اعراب رنج مي بريم و ما بايد درباره مشكلات خود فكر كنيم و نه مشكلات مردم فلسطين، اين همان موضوعي است كه در مقاله خود مورد بحث قرار داده ام كه چگونه دايه دلسوز تر از مادر شدن دولت نسبت به فلسطين موجب شده است كه مردم ما بر خلاف همه جهان كه امروز با حوادث به وجود آمده در غزه احساس همدردي مي كنند، بگويند كه مشكل فلسطين به ما مربوط نيست. اگر وضعيت دايه دليسوز تر از مادر و استفاده ابزاري از آوراگي و رنج فلسطينيان نبود آنگاه مردم ما هم مثل همه دنيا با رنج فلسطينيان احساس همدردي مي كردند.
با آرزوي موفقيت براي شما
Skip Navigation Links
پست الکترونیک:
bayaneazadi@ahmad
faal.com
- اسطوره های سیاسی
- سرگذشت سوبژه در نظریه های انسانشناختی
مباحثي پيرامون مناسبت هاي اجتماعي
--------------------
مباحثي در باره روشنفكري ديني
--------------------
مباحثي در باره فلسفه حقوق و سياست
--------------------
مجازات کردن سخت‌ترين کار ممکن است: مصاحبه با فوکو
--------------------
فلسفه و روان‌کاوي: آلن بديو
--------------------
مصاحبه با دیوید هاروی: سیمای تازه‌ی نظام اقتصادی جهان
--------------------
آیا شورش بی‌فایده است؟ میشل فوکو
--------------------
«در دفاع از انقلاب۵۷» امین بزرگیان
--------------------
«روحانیت اسلام و عصر جديد» امین بزرگیان
--------------------
چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
--------------------
رونویسی تاریخ، بازگشت فاشیسم − گفت‌وگو با مراد فرهادپور
--------------------
ژیژک: بعضی وقت‌ها باید از ارادۀ اکثریت تخطی کرد
--------------------
حقوق بشر بدون تکالیفْ شکست می‌خورد
--------------------
مشاهده لیست کامل مقالات
تمامی حقوق و مطالب این وب سایت محفوظ است © 1387